می دانید با آمار مرد خود را گرفتن چه لطمه ای به خود می زنید؟ شما با این کار می خواهید همه موانع را از بین ببرید و رابطه خود را صمیمی تر کنید. اما در واقع به طور ناخواسته و غیر مستقیم او را از خود دورتر می کنید. شما با همیشه کنار او بودن و دایما در جریان همه چیز قرار گرفتن حتی به او فرصت نمی دهید در مورد احساس واقعی‌اش به شما فکر کند. از همه بدتر زمانی است که در نتیجه این همه تعقیب و گریز، در انتها مجبور می شوید در گوشه ای بنشینید و شاهد رفتن مرد خود باشید. همه زن ها دوست دارند تا مورد توجه و مورد علاقه مردهای خود باشند. همه دوست دارند مرد موردعلاقه شان آنها را به شام یا ناهار دعوت کند، با هم بیرون بروند و از زیبایی کنار هم بودن لذت ببرند. اما مردها قلق های خاص خود را دارند. یکی از مواردی که در میان همه مردها مشترک است این است که دوست ندارند مورد کنکاش و تعقیب زنان قرار بگیرند. این مساله آنها را نا امید می دکند و حس محدودیت به آنها می دهد. وقتی مدام آمار مرد خود را می گیرید و پیگیر این هستید که کجا رفت؟ با چه کسی رفت؟ چه کار کرد؟ او که بود؟ در فکرش چه می گذرد؟ و ... در واقع در حال تخریب آجر به آجر خانه رویاهای خود هستید. بیشتر زن ها بدون اینکه خود متوجه باشند این کار را انجام می دهند. زنان تصور می کنند اگر به طور پیوسته و هرازگاهی این تعقیب و گریز را انجام دهند، مرد متوجه آن نمی شود. زنان فکر می کنند نشان دادن علاقه خود به مردی که از او خوششان آمده کاری دوستانه و جالب است. اما واقعیت این است که با دنبال کردن یک مرد، گرفتن آمار او یا خودنمایی در برابر او برای جلب توجهش، دقیقا در جهت معکوس حرکت می کنید. شما با این کارها باعث می شوید تا آن مرد کاملا از شما دوری کند و تمایلی به برقراری رابطه با شما از خود نشان ندهد.برخی از رفتارهایی که زنان تصور می کنند خیلی دوستانه و جالب است اما در واقع مردها را ناامید می کند به شرح زیر هستند:•    قبل از اینکه او با شما تماس بگیرد، شما به او زنگ می زنید: این تماس می تواند برای صحبت در مورد مطلب جالبی باشد که در مجله خوانده اید، یا دعوت او به یک کنسرت یا رستوران باشد. حتی می تواند برای این باشد که از او بپرسید چرا به شما زنگ نزده است. •    تماس آغازکننده: ارسال ایمیل، برقراری تماس، اضافه کردن او به دوستان  فیس‌بوکی، ارسال کارت پستال و ....•    ارایه پیشنهاد یا برنامه ریزی: دعوت از او برای پیوستن به شما و شرکت در برنامه هایی که شما ترتیب داده اید. •    پرسیدن در مورد احساس او نسبت به خود: خیلی از زن ها دوست دارند از مرد موردعلاقه شان بپرسند چه احساسی به او یا رابطه بین خودشان دارد.بسیاری از زنان تقریبا همه این کارها را بدون اینکه به آن فکر کنند انجام می دهند. همه این موارد برای زن ها بسیار معمولی و نرمال به نظر می رسند و حتی شاید فکر کنند با این کارها و حرف ها صمیمیت خود را به طرف مقابل نشان می دهند. همه این موارد را نیز برای این انجام می دهند که می ترسند مبادا مرد مورد علاقه شان را از دست بدهند. اما باید بدانید این مسایل شما را از واقعیت دور می کند و برچسبی به عنوان «محتاج» را به پیشانی شما می زند. این کارها از همان ابتدا بوی جدایی می دهند و در آخر موجب می شوند تا دیگر از نگاه آن مرد جذاب یا دوست داشتنی نباشید. شاید برخی از مردها با این ترفندها به سمت شما بیایند، اما یا برای این است که در آن زمانی کسی را در اطراف خود ندارند، یا با شما همچون چند زن دیگری که در زندگیشان است رفتار می کنند. او هرگز خودش هم نمی داند چه حسی به شما دارد. شما هم هرگز نخواهید فهمید آیا او شما را دوست دارد یا خیر. بنابراین، بهترین کار جدا شدن از چنین رابطه هایی است. برای اینکه مرد موردعلاقه خود را به دست بیاورید و او را برای خود نگه دارید، کارهایی انجام ندهید که تصور کند شما دنبالش رفته اید. نباید مرد احساس کند شما مدام آمار او را می گرفته اید و این چیزی است که شما انتخاب کرده اید. در عوض، سعی کنید با همه زن های اطراف خود فرق داشته باشید. کارهایی را انجام دهید که مرد شما دوست دارد. برای علایق و احساسات او ارزش قایل باشید. هیچ چیز به اندازه احترام و اعتماد، به مرد بها نمی دهد. برای حفظ رابطه خود، هرگز او را تعقیب نکنید و نخواهید یواشکی از کارهایش سر در بیاورید. این که شما از همه کارهایی که مرد انجام می دهد مطلع باشید، قدرت زنانه شما را نشان نمی دهد، بلکه محتاج بودن و دخالت ها و جست‌وجوهای بی مورد شما را نشان می دهد که در آخر هم به ضرر خودتان تمام خواهد شد. 
 فصل، فصل پالتوست و ما هم می‌خواهیم در «چی‌رو با چی بپوشیم» این شماره با شما از ریزه‌کاری‌های پوشیدن پالتو بگوییم. از اینکه چطور رنگ پالتوی انتخابی‌تان را با سایر لباس‌های‌تان هماهنگ کنید تا خوش‌پوشی شماکاملا مشهود باشد و البته مثال زدنی!با طوسی بپوشیداگر رنگ دلخواه شمابرای پالتوهای زمستانی‌تان رنگ شتری است، این توصیه‌ها را جدی بگیرید.-  اول اینکه به ترکیب این رنگ با طوسی و قهوه‌ای فکر کنید.-  یادتان باشد لباسی که برای پوشیدن زیر این پالتو انتخاب می‌کنید می‌تواند یک تونیک بافتنی ظریف به رنگ طوسی باشد.-  اگر پالتوی شما یک پالتو با یقه انگلیسی پهن و بلند است، بهتر است سراغ یک تونیک یقه اسکی بروید تا رنگ طوسی آن کاملا به چشم بیاید.-  بهتر است در این ترکیب شالی که انتخاب می‌کنید تونالیته‌ای از رنگ طوسی و قهوه‌ای باشد.-  بهتر است این ترکیب را با یک پوتین به رنگ قهوه‌ای تیره و کیف به رنگ شتری هماهنگ کنید تا همه‌چیز تکمیل شود.به روز بپوشیداگر می‌خواهید کاملا به روز باشید به یک پالتوی پشمی چهارخانه که ایده اصلی طراحان جهانی برای پالتوهای امسال است، فکر کنید. -   اگر پالتوی چهارخانه‌تان مشابه نمونه پیشنهادی ماست می‌توانید به ترکیب آن با رنگ مشکی، طوسی و قهوه‌ای فکر کنید.-   رنگ مشکی را به شلوار و پوتین چرمی که انتخاب می‌کنید، اختصاص بدهید. -   اگر پالتوی شما هم درست مثل مدل پیشنهادی ما یک مدل اسپرت با یقه خرگوشی است بهتر است برای داشتن یک شلوار جین مشکی برنامه‌ریزی کنید تا شلوار پارچه‌ای.-   بهتر است رنگ شال و کیفی که انتخاب می‌کنید تونالیته‌ای از طیف‌های تیره و روشن رنگ قهوه‌ای باشد.-   و بالاخره می‌ماند رنگ طوسی برای پليوری که قرار است زیر پالتوی‌تان بپوشید!طلایی بپوشیدبرق یک پالتوی ماهوتی طلایی را هیچ وقت دست‌ کم نگیرید!-   اگر سراغ پالتویی با رنگی مشابه به رنگ پالتوی پیشنهادی ما می‌روید شک نکنید که بهترین رنگ برای ترکیب با آن رنگ مشکی است.-   رنگ مشکی در عین حال که برق این رنگ را مهار می‌کند و آن را چشم‌نواز‌تر می‌کند اجازه نمی‌دهد از جذابیت آن هم کاسته شود.-   بهتر است شلوار و پوتینی که انتخاب می‌کنید به رنگ مشکی باشد؛ همین‌طورشال انتخابی‌تان.-   اما در مورد انتخاب رنگ کیف‌تان آزادید. شما می‌توانید رنگ طلایی را برای رنگ کیف‌تان انتخاب کنید.-   اما برای نشان‌دادن حسن سلیقه و نکته سنجی‌تان در انتخاب می‌توانید به پلیوری با ترکیب رنگ مشکی و طلایی درست مثل نمونه پیشنهادی ما فکر کنید.قرمز بپوشیدیک پالتوی قرمز یک انتخاب متفاوت نیست اما اگر به ترکیب آن با رنگ مشکی، طوسی و سفید فکر کنید حتما تبدیل به انتخابی کاملا متفاوت می‌شود.-   بهتر است پالتوی قرمزتان را با یک دامن پشمی طوسی هماهنگ کنید. اگر دامن انتخابی شما مثل نمونه پیشنهادی ما راه‌های ظریف مشکی هم داشته باشد که چه بهتر!-   این ترکیب وقتی تکمیل می‌شود که شما دامن پشمی‌تان را با یک شومیز سفید و یک رولباسی ظریف مشکی هماهنگ کنید.-   در مورد کیف و کفش انتخابی هم باید به یک پوتین مشکی بلند فکر کنید اما بدون تردید بهترین رنگ برای کیف‌تان رنگ قرمز است.
کت تک، راز شما1. یکی از بهترین انتخاب‌ها برای آقایان رسمی پوش در روزهای زمستانی، داشتن کت تک است؛ به خصوص کت‌های تک با پارچه‌های پشمی که در برابر سرما هم از شما محافظت می‌کنند. یکی دیگر از ویژگی‌های کت‌های تک پشمی، داشتن بافت درشت است که از میزان رسمی بودن آنها می‌کاهد و حالتی اسپرت و نیمه رسمی می‌دهد. نمونه‌های طرحدار و چارخانه این کت‌ها هم بسیار متداول است. مدل‌های طرحدار به مراتب اسپرت‌تر هستند و انتخاب خوبی برای آقایان اسپرت پوش محسوب می‌شوند. این مدل کت‌های زمستانی، دست شما را برای انواع ست‌های زمستانی باز می‌گذارد. در انتخاب رنگ سراغ یکی از رنگ های خنثی مانند خاکستری، مشکی و... بروید که محدودیت رنگ هم برای ست کردن ایجاد نکند. 2. چنین کتی را می‌توانید با پیراهن و پلیور یا هر دو اینها ست کنید. این انتخاب را به عهده درجه حرارت هوا بگذارید؛ در روزهای  معمولی و نه چندان سرد، فقط پیراهن، در روزهای سرد، پلیور ودر روزهای خیلی سرد، ترکیب پیراهن و پلیور را امتحان کنید. برای زیر کت، پلیورهای ساده انتخاب بهتری هستند. از طرف دیگر چون کت برای شما تیپی کلاسیک می‌سازد، می‌توانید سراغ پلیورهایی که طرح کلاسیک دارند، بروید. پلیورهایی با طرح های لوزی معروف به اسکاچ انتخاب خوبی هستند. اگر کت با رنگ خنثی انتخاب کرده باشید، حالا دست شما در انتخاب پلیورباز است و می‌توانید رنگ‌های مختلف را امتحان کنید اما دقت کنید که رنگ‌های خاص مثل بنفش، قرمز و... در خاص کردن تیپ شما نقش مهمی دارند. 3. برای چنین ستی احتیاج به شلوار پشمی دارید تا ست شما در جنس و نوع پارچه هم تناسب داشته باشد. شلوارهای کتان انتخاب خوبي نیستند ولی چنین ستی با شلوار جین هم هماهنگی دارد. فقط در روزهای سرد پوشیدن شلوار جین چندان انتخاب خوبی نیست چون نه تنها در برابر سرما از شما محافظت نمی‌کند بلکه برودت هوا را به بدن منتقل می‌کند.اسپرت با کت 1. کت‌های اسپرت شما نقش لباس 4 فصل را دارند. در تمام فصول سال با عوض کردن، لباس زیر کت می‌توانید از این کت‌ها استفاده کنید، به‌خصوص اگر کت اسپرت شما رنگ تیره داشته باشد، در زمستان کارایی زیادی دارد. این نکته را بدانید که ست مشکی یکی از بهترین انتخاب‌ها برای زمستان است. 2. پوشیدن کت با پلیورهای یقه اسکی، یکی از کلاسیک‌ترین تیپ‌های زمستانی است. یکی از آن تیپ‌هایی که شیکی و وقار خودش را از دست نمی‌دهد اما بهتر است برای امروزی کردن این ست، پلیور و کت خود را در یک رنگ انتخاب کنید. این ست علاوه بر شیک بودن، یکی از گرم‌ترین ست‌هاست که از شما در برابر سرمای زمستانی به خوبی محافظت می‌کند. 3. کت و پلیورهای یقه اسکی را حتما با شلوار جین بپوشید چون شلوارهای پارچه‌ای، این ست را به شدت کلاسیک می‌کند و شما را شبیه مرد سالخورده و جاافتاده‌ای نشان می‌دهد اما شلوار جین حس و حال جوانانه و اسپرتی یه این ست می‌دهد. دست شما در انتخاب رنگ شلوار جین باز است اما شلوار جین به رنگ روشن انتخاب بهتری است چون تیرگی رنگ‌های بالاپوش را می‌شکند. تضاد میان این دو یکی از دلایل زیبایی این ست به شمار می‌آید. گرم مانند کاپشن 1. در بسیاری از روزهای سال، هیچ تن‌پوشی مانند کت قدرت محافظت از شما در برابر سرما را ندارد. پوشیدن کاپشن برای کسانی که باید با تیپ رسمی در محل کار حاضر شوند، انتخاب خوبی نیست اما این افراد می‌توانند سراغ یک گزینه بینابین بروند؛ کاپشن‌هایی که در طراحی و دوخت آنها از کت الهام گرفته شده است. یقه‌دار بودن و داشتن فرمی برش خورده از ویژگی این کاپشن‌هاست. این مدل کاپشن‌ها دست شما رابرای انواع ست بازمی‌گذارد و می‌توانید آن را با انواع پیراهن وپلیور بپوشید. برای روزهای سرد زمستانی، پوشیدن لباس‌هایی بارنگ تیره، احساس گرمای بیشتری در شما ایجاد می‌کند و انتخاب سنجیده‌تری است. از سوی دیگر چون امکان شست‌وشوی مدوام کت و کاپشن میسر نیست، انتخاب آنها در رنگ تیره معقول‌تر است.2. با داشتن چنین کاپشنی می‌توانید به راحتی ست رسمی و مردانه خودتان را بپوشید. انواع شلوارهای رسمی که برای حضور در محل کار می‌پوشید، با این لباس هماهنگی دارند اما یکی از بهترین انتخاب‌ها، شلوارهای مخمل هستند چون هم گرمای لازم برای روزهای سرد سال را دارند و هم حالت نیمه‌رسمی و نیمه اسپرت دارند.
مردم دلایل مختلفی برای خودیاری دارند: به طور دایم در درون خود به دنبال یافتن پاسخ بودن و مواجه شدن با مسایل مختلف باعث می شود تا انسان احساس افسردگی و درون‌گرا بودن داشته باشد؛ باعث می شود انسان غمگین و بیشتر مواقع ساکت باشد. اما بسیاری از انسان ها خودشان هم از این مساله خوشحال نیستند. دوست دارند این روند سکوت و همیشه درد کشیدن را در هم بشکنند و زندگی شاد و مملو از انرژی را تجربه کنند. جماعتی از روانشناسان و کارشناس اعتقاد دارند، انسان با از بیرون دیدن خود می تواند شادی را در لحظه های زندگی‌اش تجربه کند و رابطه اجتماعی بهتری نیز داشته باشد. برای دانستن مزایای برون‌گرا بودن ادامه مطلب را مطالعه فرمایید. خودتان را برانداز کنیددکتر رومن کرزناریک، واژه «برون‌نگری» را در مقابل درون‌نگری مطرح کرده است و اعتقاد دارد اساس و سنگ بنای برون‌نگری، هم احساسی و همدلی است. اینکه یک قدم از وجود خود بیرون بیایید و درست و حسابی خود را برانداز کنید و ببینید شما واقعا چطور هستید و از نگاه دیگران چطور دیده می شوید. در ادامه نیز به واسطه داشتن نگاه بهتر و درست تر نسبت به خود، می توانید روابط، خلاقیت و حتی سبک زندگی خود را تغییر دهید و بهبود ببخشید. با درد دیگران درد بکشیدهمدلی یکی از مسایلی است که دکتر کرزناریک آن را مطرح کرده است اما نباید آن را با ترحم و دلسوزی اشتباه بگیرید. مفهوم کلی آن درک درد دیگران بدون اعمال دیدگاه شخصی است. همدلی یعنی همچون اسفنج باشید و احساسات دیگر را به خود جذب کنید. این اتفاق زمانی روی می دهد که شما نیز با همه وجود حرف و درد او را درک کنید نه اینکه بخواهید به او احساسی متفاوت بدهید و او را از حالت کنونی خارج کنید.  درک کردن احساسات خودکلید اصلی افزایش حس همدلی در زندگی روزمره این است که همه احساسات خود را، حتی آنهایی که خیلی بزرگ نیستند را با همه وجود درک کنیم. اگر نتوانید غم و ناراحتی های خود را تاب بیاورید، بدون شک نمی توانید دردها و ناراحتی ها دیگران را نیز درک کنید و تحمل غمگینی اطرافیان برایتان مشکل و عذاب دهنده خواهد بود. بنابراین، از روی عادت و طوطی‌وار سعی در تسلی دادن دیگران خواهید داشت و نمی توانید از وضعیت درونی او درک درستی داشته باشید.   لحظه های سکوتبه اعتقاد دکتر دربا کاستالدو، همدلی می تواند درد و اضطراب حاصل از فرسودگی های روحی برای بهترین کارمند، مادر، همسر، دوست یا ... بودن را کاهش دهد. دلیل اصلی از پا درآمدن روحی مردم این است که همه تمرکز خود را به درون خود معطوف کرده اند. دکتر کاستالدو می گوید: اگر مردم سعی کنند به جای اینکه از دیگران توقع داشته باشند، ببینند خود چه در چنته دارند تا به دیگران اعطا کنند، افسردگی و اضطراب کمتری را در زندگی خود تجربه خواهند کرد. او برای این منظور توصیه می کند خاطرات روزانه خود را یادداشت کنید، برای خود شعار تعین و سعی کنید تمرکز خود را در رفتارهای خود بگذارید نه تفکرات درونی. خود را به جای دیگران گذاشتنبرای اینکه بتوانید همدلی را تجربه کنید، باید با افراد یا دوستانی بیرون بروید و وقت بگذرانید که در حالت عادی هرگز با آنها بیرون نمی روید. دکتر کرزناریک این کار را «ماجراجویی همدلانه» نامیده است. با این کار می توانید در حال و هوای دیگران زندگی کنید و دنیا را با نگاه آنها ببینید و به طور موقت، خود را به جای آنها فرض کنید. برای اینکه بتوانید حس همدلی را در خود تقویت کنید ، به دیدار افرادی بروید که همیشه از آنها دوری می کرده اید. مطمئن باشید این تمرینات روح شما را تعالی می بخشند و می توانید قدم های بزرگی در جهت خودسازی بردارید. صحبت با غریبه هاگاهی بد نیست برای تخلیه دردهای درونی خود، غریبه ای که فاز فکری و نگاه و وضعیت زندگی کاملا متفاوتی دارد را پیدا و با او درددل کنیم. البته از همان ابتدا شروع نکنید از مشکلات خود حرف زدن. ابتدا از او در مورد نگاهش به زندگی خانوادگی، جامعه، خلاقیت، مرگ یا ... بپرسید و به تدریج خود را برای بیان افکارتان آماده کنید. غنیمت شمردن لحظه هاهمدلی را تمرین کردن همیشه نیازمند ژست های خاص و بزرگ نیست. گاهی در سکوت نیز می توان همدلی کرد. اگر به طور دایم نگران هستید، اضطراب و حس ناامنی دارید، همدلی با خود می تواند میزان استرس را تاحد زیادی کاهش دهد. تمر چانسکی، روانشناس آمریکایی می گوید: بسیاری از استرس هایی که ما در زندگی تجربه می کنیم در نتیجه برداشت اشتباه از قصد و نیت اطرافیان است. اگر بتوانید کمی از افکار خود دور شویم و خود را به جای دیگران قرار دهیم، به خوبی می توانیم معنای صحیح رفتارهای آنها را تشخیص دهیم و درک کنیم. مطالعه کتاب های کلاسیکخود انسان های درون‌گرا نیز می دانند این روحیه نه برای خودشان و نه برای موقعیت اجتماعیشان خوب نیست. اما آنها انرژی لازم برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و نشستن پای حرف های افراد متفاوت از خود را ندارند. آنها نمی توانند به راحتی با غریبه ها سر صحبت را باز کنند. در چنین مواقعی، بهتر است کتاب رمانی کلاسیک را مطالعه کنید که قبلا به مطالعه آن تمایلی نداشته اید. تحقیقات ثابت کرده اند، مطالعه افسانه های کلاسیک می تواند حس همدلی و رفتارهای اجتماعی افراد را - بلافاصله پس از مطالعه – تحریک و تشدید کند. 
قرعه اگر خوب بیفتد، خیلی‌ها ممکن است به فینال برسند! منظور اینکه به قول آن کارشناس معروف «فوتبال عین زندگی است» و این‌طوری اگر به قضیه نگاه کنی، قرعه اگر خوب بیفتد، خیلی‌ها شاید به فینال برسند. اصلا چرا این همه «تیکی تاکا» برای رساندن منظور؟ اینکه چه اتفاقاتی در زندگی شما رخ بدهد، چه کسانی سر راه‌تان قرار بگیرند و... می‌تواند تعیین‌کننده باشد در موفقیت و شکست شما. ایده این مدلی نگاه کردن به فوتبال و اصطلاح‌های رایج در این ورزش از آنجا آمد که دیدم خیلی‌ها شیفته فوتبال هستند و حتی برای رساندن منظورشان به دیگران از فوتبال مثال می‌آورند. دایره‌المعارف استفاده از اصطلاحات فوتبالی در زندگی روزمره.پاس پشت دفاع: به فرصتی مناسب گفته می‌شود که روزگار یا کسی در اختیار آدم می‌گذارد. (موقعیت خوب در زندگی)به داوری باختیم: توجیه ناکامی در انجام یک کار. شکست در یک رقابت. ارجاع دادن ناتوانی های شخصی به عوامل بیرونی.موقعیت تک به تک: فرصتی استثنایی که در اختیار آدم‌ها قرار می‌گیرد که بتوانند به هدف برسند.  تک به تک را گل نکرد یا نمی‌کند: کسی که قدر موقعیت مناسبی را نمی‌داند و آن را به هدر می‌دهد.  پاس گل: همکاری دو یا چند نفره که باعث می‌شود یک نفر خودش یا مجموعه‌ای را به خواسته موردنظر برساند.  هافبک دفاعی: حامی، پشتیبان، فدایی! در کارهای گروهی، رئیس این عنوان را به شخصی می‌دهد که نقش حافظ منافع او را بازی می‌کند. مسی: طرف مسی است! بی نظیر بودن، خارق‌العاده بودن کسی. هم نشانه سرآمد بودن کسی در حوزه کاری خود است و هم در توصیف ویژگی‌های ظاهری به کار می‌رود. مهاجم هدف: آدم شاخص. کسی که مورد توجه است؛ هم به کسی گفته می‌شود که گروهی پشت سرش حضور دارند و برای رسیدن به هدف خاصی روی او حساب می‌کنند و هم به کسی گفته می‌شود که عده‌ای از بیرون به او توجهي خاص دارند (او – مرد/زن- یک مهاجم هدف است). محوطه جریمه: احساس خطر! نزدیک شدن کسی یا ماجرایی به مرحله‌ای که می‌تواند باعث اتفاقی تلخ شود.تکل از پشت: نابود کردن کسی یا جریانی با شدت عمل قابل توجه.  دریبل زن: رند. کسی که می‌تواند با توانایی‌های شخصی، خودش را از تنگنا بیرون بکشد. توانایی فرار کردن از دست منتقدان یا مخالفان. مهاجم کاذب: کسی که در طراحی شما برای کسی یا کاری، دور از چشم است اما در زدن ضربه نهایی نقش کلیدی را بازی می‌کند.دفاع آخر: قلدر، خشک، خشن، سختگیر، انعطاف‌ناپذیر، زبان نفهم! کسی که برای رسیدن به هدف باید از او عبور کنید (یا او را توجیه کنید) ولی این کار بسیار دشوار است.سرمربی: رئیس. کسی که سردسته است که با تقسیم وظایف میان اعضای گروه کاری را پیش می برد. شخص مورد قبول و احترام تمام اطرافيان در یک کار یا جریان. دستوردهنده.لیست مازاد: افرادی که در دوستی یا کار دیگر به درد شما نمی‌خورند. کنار گذاشتن آدم‌های ناکارآمد.خورد به ديرك دروازه: زمانی که به کسی سلام می‌کنید و او متوجه نمی‌شود.  هیچ‌کس برای ما توپ را نزد تو اوت: اصطلاحی است مترادف با «بی‌معرفتی» اطرافیان. به این مفهوم که کسی در زندگی هوای ما را نداشت و وقتی حال و روزمان خوب نبود كسي به دادمان نرسید. گلایه از روند زندگی.  هافبک بازی‌ساز: آدم به اصطلاح آچار فرانسه، کسی که می‌تواند به خوبی کارها را مدیریت کند و دیگران را به هدف‌شان برساند.  گل به خودی: طرف گل به خودی زد؛ انجام کاری که به خود یا دوستان لطمه بزند (خودزنی، دوستی خاله خرسه!). در حد بوندس لیگا: نشانه کیفیت چیزی یا کاری یا کسی. (اصطلاح لالیگا و در حد تیم ملی هم استفاده می‌شود).  بازیکن لیگ یکی: کسی که خوب است اما نه در حد لیگ برتر! ذخیره طلایی: دوستی که به شکل مستقیم در کار و کاسبی یا زندگی شما نقشی ندارد اما هربار که لازم باشد وارد بازی می‌شود و مشکلات شما را برطرف می‌کند.بازیکن خارجی: اضافه کردن کسی به مجموعه کاری، خارج از دایره دوستان یا روابط و کانال‌های همیشگی. وارد کردن چهره‌اي جدید در یک مجموعه کاری، بدون هیچ آشنایی مستقیم یا غیرمستقیم قبلی.  پدیده: کسی که فراتر از تصورات شما در کاری می‌درخشد. این عبارت البته معنی منفی هم دارد؛ کسی که اقدام به کارهایی عجیب و غریب می‌کند و رفتاری غیرقابل پیش‌بینی دارد.  زیرطاق! زد زیرطاق یا زدم زیرطاق: کسی که از پاسِ پشت دفاع، موقعیت تک به تک یا پاس گل (رجوع شود به معانی این عبارت‌ها) به خوبی استفاده کرده و گلی به یادماندنی به ثمر می‌رساند. آفساید: طرف در آفساید است. دماغش در آفساید است. عبارتی است قدیمی که بیانگر این‌کاره نبودن کسی در موقعیتی خاص یا ناجور بودن عضوی از اندام یک شخص یا مناسب نبودن کسی برای کاری خاص است.بازیکن لیگ برتری: آدم شاخص، کسی که داشتنش با ارزش است.  این بازی بیشتر از 3 امتیاز دارد! موفقیتی بزرگ در روابط شخصی یا کاری.  کارت زرد دوم: کسی که یکبار بابت انجام کاری اخطار دریافت کرده و با تکرار آن از رابطه شخصی یا کاری کنار گذاشته می‌شود.بازی خراب کن: بازیکن تخریبی. کسی که همیشه نه توی کار می‌آورد. غرغروی جمع! ضدحال! کوفت‌کننده‌خوشی‌ها! کارت قرمز مستقیم! رفتاری آن چنان بد و غیرقابل گذشت که مستحق کنار گذاشتن آنی کسی شود. کار تیمی: اصطلاحی برای همکاری چند نفره در روابط شخصی یا کاری (کار تیمی خوب / افراد ناموفق در کار تیمی).آبراموویچ!شخص پولدار. حامی ثروتمند. کسی که پیدا شدن سروکله‌اش در زندگی شما، می‌تواند باعث پیشرفت و انجام کارهایی شود که نیاز به سرمایه دارد. (هدایتی و اخیرا بابک زنجانی هم به کار می‌رود!) (کاربرد: کاش یک آبراموویچ در زندگی من پیدا می‌شد!).  بازی مستقیم: لحظاتی که شما امیدتان را برای رسیدن به هدف موردنظر از دست داده‌اید و بدون ترس از سنگین‌تر شدن شکست دست به هرکاری می‌زنيد، بلکه از باخت جلوگیری کنید.  یک و دو: درک متقابل، همکاری دونفره و موثر در کار یا دوستی.  زوج رؤیایی: ازدواج/دوستی/همکاری. کنار هم قرار گرفتن دو شخص که نتیجه‌ای ایده‌آل در پی داشته باشد (رابطه‌ای دونفره که به عنوان رابطه‌ای ایده‌آل مثال زدنی باشد).تبانی! وارد مذاکره شدن با کسی یا اشخاصی برای برنده شدن در یک رقابت (روابط شخصی/کاری) خارج از روند معمول. بازیکن دوپینگی: افراد وابسته به قرص یا دارو یا هرچیز که بدون این موارد کارایی خود (روانشناختی، اخلاقی، جسمی) را از دست می‌دهند. فرد معتاد!  کفش‌ها را آویختن پایان کار. بیرون آمدن از یک حوزه کاری یا کنار گذاشتن یک عادت شخصی. بازنشستگی. پایان.این بازی برگشت دارد!: کنایه از جبران یک شکست در کاری یا در یک رابطه شخصی، در فرصت بعدی.گروه مرگ! قرار گرفتن در جمع کسانی که کنار آمدن با آنها دشوار است یا آدم‌هایی هستند که موفقیت میان آنها بسیار دشوار است (دشوار بودن رسیدن به هدف، در شرایطی که برای رسیدن به این هدف ناچار به همکاری با آدم‌های نامناسب هستید).