حوصله عشقتان را سر نبرید
همان طور که خانم ها اصولا از مردهایی که مدام از زنان دیگر صحبت می کنند یا زنان زیادی با آنها تماس برقرار می کنند، خوششان نمی آید، مسایلی هم هست که مردهادوست ندارند و به خاطر آنها حاضرند قید دوستی با شما را بزنند. به طور مثال، پرسیدن سوالات شخصی یا اعتراض کرن به رستورانی که او انتخاب کرده است.
برای اینکه بزرگ ترین اشتباهات آداب معاشرت را بشناسید و بدانید چه مسایلی باعث ناراحتی و بی حوصله شدن مردان در طول قرارهای ملاقات می شود، مطلب زیر را مطالعه کنید.
اشتباه نخست: نشان ندادن تشکر خود هنگام پرداخت هزینه توسط او
تقریبا کسی را پیدا نمی کنید که پس از اینکه کسی هزینه شام یا بلیط سینمای او را حساب کرد، تشکر نکند. اما وقتی فرد دچار اضطراب است، شاید در اثر هیجان زیاد دست و پایش را گم و فراموش کند تا این فعل ساده را انجام دهد. به طور مثال، مردی در این رابطه می گوید: «من وقتی با خانمی قرار می گذارم، انتظار ندارم او صورت حساب را پرداخت کند، اما انتظار دارم هنگام خداحافظی حداقل یک تشکر ساده بکند. یا حتی فردای آن روز از طریق پیامک یا ایمیل تشکر کند.»
یا در مورد رستورانی که یک مرد انتخاب می کند بدگویی نکنید و اصراری برای رفتن به جایی دیگر را نداشته باشید. این کار باعث رنجش او می شود و ممکن است دیگر هرگز دوستی اش را با شما ادامه ندهد.
اشتباه دوم: شروع یک مکالمه بحثبرانگیز
مردی می گوید: «یک بار با خانمی قرار گذاشتم که معلم بود و به همین دلیل تصور می کرد بسیار بهتر از دیگران می فهمد و همیشه کارهایش درست است. با همین طرز فکر، سعی داشت در همان جلسه اول به من درس اخلاق و مشاوره در زمینه کارم بدهد. سپس شروع کرد به تعریف از شغل خود و گفتن این که معلمی بسیار بهتر از دیگر از مشاغل است و ...» این مرد ادامه می دهد: «من پس از این سخنرانی خسته کننده متوجه شدم این زن فردی است که هر چه قدر هم به او خوبی بکنید به چشمش نخواهد آمد و بسیار خودخواه است و فقط خودش را می بیند. بنابراین، علاقه ای به ادامه دوستی با او نداشتم.»
بنابراین، بهتر است همیشه موضوع های آرام و دوطرفه برای صحبت های خود انتخاب و از بحث و منفی بافی دوری کنید.
اشتباه سوم: صحبت در مورد نامزد/ دوست سابق خود
به هیچ عنوان کار درست و عاقلانه ای نیست که در مورد نامزد یا دوست سابق خود با مردی صحبت کنید که برای نخستین بار او را ملاقات می کنید و قرار است دوستی طولانی مدتی با هم داشته باشید. این کار ممکن است باعث ناراحتی و انزجار طرف مقابل بشود و دیگر هرگز با شما تماس نگیرد زیرا تصور می کند اگر یک روز از او جدا شوید، در مقابل مرد دیگری خواهید نشست و او را مسخره خواهید کرد. اگر حرفی برای گفتن ندارید، بهتر است اصلا حرفی نزنید.
اشتباه چهارم: فعال بودن زنگ موبایل یا مدام چک کردن آن
اگر فکر می کنید که تلفن همراه شما قرار است مدام زنگ بخورد یا پیامک برسد و شما مجبور به پاسخ هستید، بهتر است آن را در خانه بگذارید. مردها اصولا از زن هایی که مدام تلفنی با دوستان خود صحبت می کنند و برای روزهای آینده برنامه ریزی می کنند، خوششان نمی آید. اگر تلفن کاری مهمی دارید که در طول قرار باید پاسخ بدهید، بهتر است از قبل آن را به طرف مقابل بگویید و پیشاپیش از هر گونه وقفه ای عذرخواهی کنید.
اشتباه پنجم: بیشتر از حد لازم ماندن
در قرارهای دوستانه که هر دو طرف از آن لذت می برند، ساعت ها همچون چند دقیقه کوتاه می گذرند. اما باید حواستان به ساعت باشد. اگر مردی مدام به ساعت خود نگاه کرد، خمیازه کشید یا در مورد مشغله ای که فردا صبح دارد صحبت کرد، زمان رفتن فرا رسیده است و باید مودبانه خداحافظی کنید و بروید تا یک قرار دوستانه زیبا به یک کابوس ناراحت کننده تبدیل نشود.
قضیه خودمانی تر از آن چیزی است که آدم توقعش را دارد. یک ردیف صندلی زرد رنگ است و یک پرده بزرگ و شما هشت نفری که اسلحه به دست قاب بزرگ عینک را روی چشم های متعجب تان جابجا می کنید و خاطره روزهای میکرو و تفنگ وبازی سگ و مرغابی هی گوشه ذهنتان رژه می رود.
اینجا اما اسلحه بزرگتر شده. شما بزرگتر شده اید. سالن و صفحه تلویزیون هم بزرگتر شده اند. شخصیت ها هم تغییر کرده اند؛ مرغابی و سگ فلک زده آن روزها شده اند یک گله زامبی و آدم آهنی. گیمرها هم تغییر کرده اند؛ آن موقع میانگین سنی تان نهایتا 15 سال بود و حالا کنتور که ندارد؛ شاید حتی 50 سال!
گوی سفید رنگ و چراغ های درخشانی که نقطه نقطه رویش نشسته اند، توی تاریکی شب آنقدری وسوسه کننده به نظر می رسندکه آدم ها را از روی پلی که دو قسمت پارک آب و آتش را به هم وصل می کند به سمت خودش بکشد. فضای این قسمت از پارک آنقدر آرام است که فکر می کنی چرایی وجود این سازه کروی سفید رنگ، چیزی جز جذابیت بصری برای کشاندن آدم ها به سمت گلخانه پارک نیست.
پیچ دور ساختمان را که دور می زنی و وارد فرورفتگی روبروی ساختمان می شوی اما نظرت عوض می شود، جمعیت سکوهای کنار باغچه های محوطه را خانوادگی قرق کرده اند. یک عده سرپا جلوی در ورودی ردیف شده اند و یک عده دیگر از پشت سرشان سرک می کشند تا تصویر روی مانیتورها را از دست ندهد. سه تا مانیتور روبروی ورودی سینما گیم روی دیوار نصب شده. یکی از مانیتورها هشت نفری که همین الان داخل سینما نشسته اند، وسطی پنج نفر اول بازی با امتیازهایی که هر لحظه جابجا می شوند و سومی هم یکسری تصاویر آرشیوی از هیجان زدگی آدم های داخل و خارج، از تجربه سینمای هفت بعدی را نشان می دهد.
شما چرا سرت پایینه؟
اینجا آدم ها دو انتخاب دارند؛ اگر ژانر وحشت را دوست دارند بازی «زامبی» را انتخاب می کنندو اگر قلبشان زیاد تحمل هیجان را نداشته باشد یا بچه کوچک همراهشان باشد به توصیه های آدم های تازه از میدان برگشته، سراغ «کابوی» می روند. مرد جوانی که پشت سه تا مانیتور جلوی در ورودی ایستاده، تعداد آدم ها و بازی که انتخاب می کنند را به دقت یادداشت می کند. هر گروهی که داخل می شود همه جلوی مانیتورها مع می شویم. ما فقط چهره آدم ها و تفنگ هایی که دستشان است را می بینیم و از چیزی که روی پرده اتفاق افتاده بی خبریم. یکسری با ورود هر گروه جدید به داخل سالن می روند و نوع بازیشان را عوض می کنند و یکسری دیگر بلند می گویند: «ای بابا، نوبت ما چی شد پس؟»
شماره 89 را که صدا می زنند به ردیف وارد سینما می شویم. فاصله مان با پرده آنقدر کم است که با یک جهش از روی صندلی می توانیم بهش برسیم. آقای راهنما حواسش هست که درست روی 8 تا صندلی جاگیر بشویم. کمربندهای ایمنی را ببندیم و تفنگ خودمان را دست بگیریم. تاکید می کند که باید زامبی ها را بزنیم و البته تفنگ ها مثل مسلسل کار نمی کنند، پس لازم نیست خودمان را به زحمت بیندازیم. همان یک بار که فشار بدهیم، کافی است. چراغ که خاموش می شود و اولا زامبی که توی صورتمان می آید، بازی شروع می شود. توی یک جنگل مخوف با تکان های زیادی حرکت می کنیم و جنازه های متحرکی که از هفت جهت روی سرمان می ریزند را با گلوله های رنگی می ترکانیم. دختری که روی صندلی دوم نشسته، تمام مدت از ترس سرش پایین است، تفنگ را رو به پرده گرفته و پشت سر هم شلیک می کند؛ این را آقای مسئول وقتی برای بیرون کردنمان وارد می شود می گوید. همه مان را از مانیتور کوچک بیرون زیر نظر داشته!
لطفا زن ها را نکشید!
تازه هیجان تزریق شده به جان و تنمان. 8 هزار تومان دیگر می دهیم و سر جاهایمان می مانیم تا کابوی را هم تست کنیم! بازی که به نظر می رسد طرفدار کمتری دارد اما هر چه باشد به یک بار امتحان کردنش می ارزد. یک زن و شوهر میانسال وارد می شوند و روی همان صندلی های دم در می نشینند. آقای راهنما دوباره وارد می شود و می گوید در این بازی باید فقط به آدم آهنی هایی که وارد صحنه می شوند شلیک کنیم و اگر زن ها را اشتباهی بکشیم، امتیاز منفی می گیریم، ضمن اینکه طبق قانون اینجا، حالا که تعدادمان از 6 نفر بیشتر است، به نفر اول یک بلیت رایگان می دهند. مثل بازی قبلی، اول یک صحنه از بازی پخش می شود و ما تفنگ به دست شلیک را شروع می کنیم. صحنه کات می خورد و امتیازهایی که در همین چند شلیک به دست آورده ایم زیر عکس هایی که ازمان گرفته شده قرار می گیرد و روی پرده ظاهر می شود.
بازی با ریتم آرامتری نسبت به زامبی شروع می شود اما هر چه پیش می رود تکان ها بیشتر می شوند تا به رودخانه می رسد. صحنه های عبور از رودخانه صدای جیغ و فریاد جمع را بالا می برد. قسمت دوم بازی آنقدر هیجان انگیز است که موقع روشن شدن چراغ ها 6 نفر توی سالن یکصدا می گوییم: «اینکه خیلی بهتر از زامبی بود!»
زن و مرد میانسال اما حواسشان جای دیگر است. هیجان انگار بیشتر از ظرفیت شان بوده. مرد که صورت سفیدرنگش از هیجان قرمز شده می گوید: «من وسطش از ترس پرده را نگاه نمی کردم. می خواستم از سینما بزنم بیرون!»
ساعت نزدیک 11 شب است. برنده سانس بلیت رایگانش را تحویل می گیرد. برای همسرش هم یک بلیت دیگر می خردو توی صف کابوی می ایستد. جمعیت حالا به پله هایی که در فاصله دورتری از کره فلزی هستند رسیده. یک ساعت بیشتر تا نیمه شب نمانده اما بعید است این جمعیت تا کمتر از یکی دو ساعت دیگر پراکنده بشوند.
مدیر سینما گیم ایرانی می گوید قصد دارند از بازی سازان ایرانی هم کمک بگیرند
سینما گیم را ایرانی پسند می کنیم
محمدرضا نوله دان و پدرش سال هاست که در زمینه سینماهای چهاربعدی و بالاتر! کار می کنند. بخش عمده سینماهای چندبعدی در سطح تهران و شهرستان ها را این پدر و پسر افتتاح کردهاند. این روزها خانواده نوله دان مشغول سینمای جدیدیهستند که راه انداخته اند. سینما گیم 7 بعدی که برای اولین بار در ایران افتتاح شده.
- واقعیتش این است که ما در ریاضیات سه بعد بیشتر نداریم. در فیزیک یک بعد چهارم به نام زمان هم داریم. اینها اصطلاحات تجارتی هستند که در دنیای این سینماهای چند بعدی مطرح می شوند. هر بار که یک آپشن اضافه می شود، اسم سینما را تغییر می دهند. در تمام دنیا هم همینطور است. به عنوان مثال، در سینمای پنج بعدی، صندلی ها روی یک سکو قرار دارند که کل سکو به صورت یکجا حرکت می کند اما در سینمای شش بعدی، هر کدام از صندلی ها جداگانه حرکت می کنند.
سینمای هفت بعدی هم سینمایی است که فیلم و بازی در آن ادغام شده اند؟
- دقیقا. تنها نمونه سینمای هفت بعدی هم همینی است که از یک ماه پیش در پارک آب و آتش افتتاح شده.
ایده این سینما از کجا آمد؟
- سال گذشته بود که یک شرکت کانادایی شروع به فروش تجهیزات سینماگیم کرد. اولین نمونه را هم در خود کانادا افتتاح کرد. همان سال، ما جزو چهار کشور اولی بودیم که تجهیزات این نوع سینما را با مشارکت این شرکت کانادایی وارد ایران کردیم. الان که داریم با هم حرف می زنیم، در نزدیک به 15 کشور این نوع سینما افتتاح شده.
الان دو بازی در سینماگیم وجود دارد، برنامه ای برای خرید بازی های بیشتر ندارید؟
- ما تصمیم گرفته ایم از بازی سازان ایرانی در این زمینه کمک بگیریم. ما در صنعت بازی سازی در داخل کشور پیشرفت های زیادی داشته ایم. در همین نمایشگاه بازی های رایانه ای که اخیرا برگزار شد، با تعدادی از بازی سازان داخلی برای این پروژه صحبت کردیم. حتی در نظر داریم بازی هایی داشته باشیم که المان های کاملا ایرانی دارند. این پروژه ای است که داریم رویش کار می کنیم.یکی دیگر از برنامه هایمان این است که سالی دو بازی تولید کنیم.
این روزها در بیشتر پارک های تهران یکی از این سینماهای چند بعدی آماده میزبانی شما هستند
جشن ابعاد!
اگر می خواهید لذت سینما و بازی را با هم در یک سینمای 7 بعدی تجربه کنید، باید فعلا تشریف بیاورید تهران و سری به پارک آب و آتش بزنید اما اگر دلتان خواست فقط فیلم ببینید، این روزها گزینه های زیادی در پایتخت دارید، گزینه هایی که در کل شهر پخش شده اند.
شتباهاتی که از نظر عاطفی در روابط خود مرتکب می شویم و آنها را پرده پوشی می کنیم، اغلب اثرات ماندگار و زیان آوری بر روابط ما با دیگران می گذارد. این خطاها به تدریج بر روی هم انباشته می شود و بعد از چند سال، رابطه ما را با دیگران سرد می کند و حتی می تواند موجب قطع رابطه با آنها شود. برای ایجاد تغییر در مناسباتی که بر اثر اشتباهات عاطفی رو به نابودی است، باید واقعیت ها را درک کنیم و بپذیریم که همواره بخشی از تقصیرات نیز به گردن خود ماست.
برای ترمیم صدمات عاطفی که در رابطه انسانی ما بروز یافته است، باید تلاش کنیم که ابتدا خطای خود را بیابیم و سپس آن را بپذیریم اما مشکل این است که هنوز عده بیشماری به آن درجه از مهارت عاطفی نرسیده اند که صمیمانه از دیگران عذرخواهی کنند و موضع دفاعی به خود نگیرند. هنر ظریف اعتراف به اشتباه و طلب بخشش، آخرین مهارت سواد عاطفی است که هر کسی باید به درستی آن را بیاموزد.
1- عذرخواهی باید به شیوه ای درست بیان شود
هر معذرت خواهی شامل دو بخش است: 1- معذرتخواهی، 2- پاسخ آن. برای آنکه معذرتخواهی موثر واقع شود، باید به طور کامل و درست بیان شود، مورد تعمق قرار گیرد و در آخر به آن پاسخ داده شود.
وقتی کسی دیگری را آزرده می سازد و سپس به شیوه ای سطحی عذرخواهی می کند و عذرخواهی او مورد پذیرش نیز واقع می شود، علاوه بر اینکه عملکردی موثر به تصویر کشیده نمی شود، ممکن است اثرات زیانبار آن برای همیشه باقی بماندت و در طولانی مدت، رابطه را به سوی قهقرا بکشاند و این نوع عذرخواهی، هیچ نتیجه مثبت و سازنده ای به بار نیاورد.
بنابراین پذیرش معذرتخواهی نباید به سعرت و بدون تامل و تعمق صورت گیرد.
2- معذرتخواهی زمانی موثر واقع می شود که عمل اشتباه فرد در آن کاملا مشخص شود. بعضی اوقات مردم به خاطر عملی که چندان مشکل آفرین نبوده به عذرخواهی می پردازند و عامل اصلی رنجش را فراموش می کنند. لازم است هر مشکلی دقیقا و با موشکافی مورد تحلیل قرار گیرد تا معذرتخواهی به خاطر اصل عمل (نه ظاهر آن) انجام پذیرد.
3- در هنگام معذرتخواهی از عمل اشتباه خود، باید از شدت تاثیر آ« بر دیگران آگاه باشیم. اگر میزان ناراحتی و رنجش افراد از عملکرد دیگران را به سه بخش «خفیف، متوسط و شدید» تقسیم کنیم، لازم است میزان عذرخواهی ما دقیقا متناسب با میزان یا درجه رنجش طرف مقابل باشد.
دو اشتباه رایج در عذرخواهی و پذیرش آن
1- بسنده کردن به یک عذرخواهی لفظی ساده
به کار بردن کلماتی مانند «ببخشید»، «معذرت می خواهم» یا «وای؛ اشتباه کردم» و غیره، به هیچ وجه عذرخواهی واقعی محسوب نمی شود. این نوع عذرخواهی ها شاید در زمانی که ناخواسته به کسی تنه می زنیم یا به میان حرف کسی می پریم مثمر ثمر باشد اما در موارد دیگری که احساسات طرف مقابل را عمیقا جریحه دار کرده ایم، به هیچ وجه موثر نیستند.
معذرتخواهی صحیح و موثر آن است که به کسی که به سبب ایجاد رنجش یا کدورت در قلب او شده ایم، پاسخی عاطفی، همدلانه و از صمیم قلب بدهیم. در واقع معذرتخواهی باید از ته قلب و برای رفتار خاصی باشد که انجام داده ایم؛ وگرنه بی معنا و بی اثر خواهد بود. اگر به دنبال معذرتخواهی، رفتار شخص تغییر نکند، ثمری به بار نخواهد آورد.
2- سریع بخشیدن
این مورد مربوط به زمانی است که طرف مقابل مرتکب اشتباه شده و شما قرار است او را ببخشید. در این قسمت درباره این موضوع بحث می کنیم که سریع بخشیدن افراد، دقیقا به همان اندازه خطرناک است که نبخشیدنشان، زیرا اگر عذرخواهی دیگران را بدون هیچ واکنشی فورا بپذیرید در روابط عاطفی خود با او به هیچگونه تغییر مثبت یا بهبود عاطفی دست نمی یابید.
نکته قابل ماجرا آنجاست که این رنجش و دلخوری باقی مانده در قلب شما، همان آتش زیر خاکستری خواهد بود که بالاخره رابطه شما را تباه خواهد کرد. سواد عاطفی به شما می گوید که باید به جای سریع بخشیدن افراد، راجع به آن فکر کنید و ببینید آیا از نظر روحی و عاطفی قادرید طرف مقابل را ببخشید و عذرخواهی اش را قبول کنید یا خیر.
انتخاب با شماست و هیچ اجباری در کار نیست. اگر فکر می کنید عذرخواهی او از صمیم قلب و واقعی نیست، آن را رد کنید. هیچ اشکالی ندارد اگر با خودتان صادق باشید و به طر فمقابل بگویید که به عذرخواهی بیشتری نیاز دارید یا هنوز نمی توانید او را ببخشید و به زمان بیشتری نیاز دارید.
به هر حال آنچه در مبحث عذرخواهی و پذیرش آن مورد اهمیت است، توجه به این نکته است که اگر عذرخواهی ما از دیگران یا عذرخواهی دیگران از ما سبب بهتر شدن احساس ما نشود، ابراز یا پذیرفتن آن بی فایده است!
به هر حال در رابطه انسانی مبتنی بر سواد عاطفی، موضوع عذرخواهی و پذیرش آن از اهمیت بسزایی برخوردار است، زیرا به محض آنکه افراد در مقوله عذرخواهی و پذیرش آن به دانشی صحیح دست یابند، به منبع قدرت و سلامتی روان تبدیل می شوند. در واقع وقتی که عواطف و احساست خود را به طور شفاف بشناسیم، به طور کحامل آن را ابراز کنیم و احساسات دیگران را نیز همچون احساسات خودمان مهم بدانیم، آنگاه زندگی تحرک بیشتری می گیرد و لذتبخش تر می شود.