حوصله عشقتان را سر نبرید

چه چیزی می تواند یک دوستی بالقوه بسیار خوب را خراب کند؟ فراموش کردن اصول اخلاقی مهم در قرار ملاقات های ابتدایی!

همان طور که خانم ها اصولا از مردهایی که مدام از زنان دیگر صحبت می کنند یا زنان زیادی با آنها تماس برقرار می کنند، خوششان نمی آید، مسایلی هم هست که مردهادوست ندارند و به خاطر آنها حاضرند قید دوستی با شما را بزنند. به طور مثال، پرسیدن سوالات شخصی یا اعتراض کرن به رستورانی که او انتخاب کرده است. 

برای اینکه بزرگ ترین اشتباهات آداب معاشرت را بشناسید و بدانید چه مسایلی باعث ناراحتی و بی حوصله شدن مردان در طول قرارهای ملاقات می شود، مطلب زیر را مطالعه کنید. 

اشتباه نخست: نشان ندادن تشکر خود هنگام پرداخت هزینه توسط او

تقریبا کسی را پیدا نمی کنید که پس از اینکه کسی هزینه شام یا بلیط سینمای او را حساب کرد، تشکر نکند. اما وقتی فرد دچار اضطراب است، شاید در اثر هیجان زیاد دست و پایش را گم و فراموش کند تا این فعل ساده را انجام دهد. به طور مثال، مردی در این رابطه می گوید: «من وقتی با خانمی قرار می گذارم، انتظار ندارم او صورت حساب را پرداخت کند، اما انتظار دارم هنگام خداحافظی حداقل یک تشکر ساده بکند. یا حتی فردای آن روز از طریق پیامک یا ایمیل تشکر کند.»

یا در مورد رستورانی که یک مرد انتخاب می کند بدگویی نکنید و اصراری برای رفتن به جایی دیگر را نداشته باشید. این کار باعث رنجش او می شود و ممکن است دیگر هرگز دوستی اش را با شما ادامه ندهد. 

اشتباه دوم: شروع یک مکالمه بحث‌برانگیز

مردی می گوید: «یک بار با خانمی قرار گذاشتم که معلم بود و به همین دلیل تصور می کرد بسیار بهتر از دیگران می فهمد و همیشه کارهایش درست است. با همین طرز فکر، سعی داشت در همان جلسه اول به من درس اخلاق و مشاوره در زمینه کارم بدهد. سپس شروع کرد به تعریف از شغل خود و گفتن این که معلمی بسیار بهتر از دیگر از مشاغل است و ...» این مرد ادامه می دهد: «من پس از این سخنرانی خسته کننده متوجه شدم این زن فردی است که هر چه قدر هم به او خوبی بکنید به چشمش نخواهد آمد و بسیار خودخواه است و فقط خودش را می بیند. بنابراین، علاقه ای به ادامه دوستی با او نداشتم.» 

بنابراین، بهتر است همیشه موضوع های آرام و دوطرفه برای صحبت های خود انتخاب و از بحث و منفی بافی دوری کنید. 

اشتباه سوم: صحبت در مورد نامزد/ دوست سابق خود

به هیچ عنوان کار درست و عاقلانه ای نیست که در مورد نامزد یا دوست سابق خود با مردی صحبت کنید که برای نخستین بار او را ملاقات می کنید و قرار است دوستی طولانی مدتی با هم داشته باشید. این کار ممکن است باعث ناراحتی و انزجار طرف مقابل بشود و دیگر هرگز با شما تماس نگیرد زیرا تصور می کند اگر یک روز از او جدا شوید، در مقابل مرد دیگری خواهید نشست و او را مسخره خواهید کرد. اگر حرفی برای گفتن ندارید، بهتر است اصلا حرفی نزنید.

اشتباه چهارم: فعال بودن زنگ موبایل یا مدام چک کردن آن

اگر فکر می کنید که تلفن همراه شما قرار است مدام زنگ بخورد یا پیامک برسد و شما مجبور به پاسخ هستید، بهتر است آن را در خانه بگذارید. مردها اصولا از زن هایی که مدام تلفنی با دوستان خود صحبت می کنند و برای روزهای آینده برنامه ریزی می کنند، خوششان نمی آید. اگر تلفن کاری مهمی دارید که در طول قرار باید پاسخ بدهید، بهتر است از قبل آن را به طرف مقابل بگویید و پیشاپیش از هر گونه وقفه ای عذرخواهی کنید. 

اشتباه پنجم: بیشتر از حد لازم ماندن 

در قرارهای دوستانه که هر دو طرف از آن لذت می برند، ساعت ها همچون چند دقیقه کوتاه می گذرند. اما باید حواستان به ساعت باشد. اگر مردی مدام به ساعت خود نگاه کرد، خمیازه کشید یا در مورد مشغله ای که فردا صبح دارد صحبت کرد، زمان رفتن فرا رسیده است و باید مودبانه خداحافظی کنید و بروید تا یک قرار دوستانه زیبا به یک کابوس ناراحت کننده تبدیل نشود.  

قضیه خودمانی تر از آن چیزی است که آدم توقعش را دارد. یک ردیف صندلی زرد رنگ است و یک پرده بزرگ و شما هشت نفری که اسلحه به دست قاب بزرگ عینک را روی چشم های متعجب تان جابجا می کنید و خاطره روزهای میکرو و تفنگ وبازی سگ و مرغابی هی گوشه ذهنتان رژه می رود. 

اینجا اما اسلحه بزرگتر شده. شما بزرگتر شده اید. سالن و صفحه تلویزیون هم بزرگتر شده اند. شخصیت ها هم تغییر کرده اند؛ مرغابی و سگ فلک زده آن روزها شده اند یک گله زامبی و آدم آهنی. گیمرها هم تغییر کرده اند؛ آن موقع میانگین سنی تان نهایتا 15 سال بود و حالا کنتور که ندارد؛ شاید حتی 50 سال!


اینجا خبری هست

گوی سفید رنگ و چراغ های درخشانی که نقطه نقطه رویش نشسته اند، توی تاریکی شب آنقدری وسوسه کننده به نظر می رسندکه آدم ها را از روی پلی که دو قسمت پارک آب و آتش را به هم وصل می کند به سمت خودش بکشد. فضای این قسمت از پارک آنقدر آرام است که فکر می کنی چرایی وجود این سازه کروی سفید رنگ، چیزی جز جذابیت بصری برای کشاندن آدم ها به سمت گلخانه پارک نیست.

پیچ دور ساختمان را که دور می زنی و وارد فرورفتگی روبروی ساختمان می شوی اما نظرت عوض می شود، جمعیت سکوهای کنار باغچه های محوطه را خانوادگی قرق کرده اند. یک عده سرپا جلوی در ورودی ردیف شده اند و یک عده دیگر از پشت سرشان سرک می کشند تا تصویر روی مانیتورها را از دست ندهد. سه تا مانیتور روبروی ورودی سینما گیم روی دیوار نصب شده. یکی از مانیتورها هشت نفری که همین الان داخل سینما نشسته اند، وسطی پنج نفر اول بازی با امتیازهایی که هر لحظه جابجا می شوند و سومی هم یکسری تصاویر آرشیوی از هیجان زدگی آدم های داخل و خارج، از تجربه سینمای هفت بعدی را نشان می دهد.



شما چرا سرت پایینه؟


اینجا آدم ها دو انتخاب دارند؛ اگر ژانر وحشت را دوست دارند بازی «زامبی» را انتخاب می کنندو اگر قلبشان زیاد تحمل هیجان را نداشته باشد یا بچه کوچک همراهشان باشد به توصیه های آدم های تازه از میدان برگشته، سراغ «کابوی» می روند. مرد جوانی که پشت سه تا مانیتور جلوی در ورودی ایستاده، تعداد آدم ها و بازی که انتخاب می کنند را به دقت یادداشت می کند. هر گروهی که داخل می شود همه جلوی مانیتورها مع می شویم. ما فقط چهره آدم ها و تفنگ هایی که دستشان است را می بینیم و از چیزی که روی پرده اتفاق افتاده بی خبریم. یکسری با ورود هر گروه جدید به داخل سالن می روند و نوع بازیشان را عوض می کنند و یکسری دیگر بلند می گویند: «ای بابا، نوبت ما چی شد پس؟»

شماره 89 را که صدا می زنند به ردیف وارد سینما می شویم. فاصله مان با پرده آنقدر کم است که با یک جهش از روی صندلی می توانیم بهش برسیم. آقای راهنما حواسش هست که درست روی 8 تا صندلی جاگیر بشویم. کمربندهای ایمنی را ببندیم و تفنگ خودمان را دست بگیریم. تاکید می کند که باید زامبی ها را بزنیم و البته تفنگ ها مثل مسلسل کار نمی کنند، پس لازم نیست خودمان را به زحمت بیندازیم. همان یک بار که فشار بدهیم، کافی است. چراغ که خاموش می شود و اولا زامبی که توی صورتمان می آید، بازی شروع می شود. توی یک جنگل مخوف با تکان های زیادی حرکت می کنیم و جنازه های متحرکی که از هفت جهت روی سرمان می ریزند را با گلوله های رنگی می ترکانیم. دختری که روی صندلی دوم نشسته، تمام مدت از ترس سرش پایین است، تفنگ را رو به پرده گرفته و پشت سر هم شلیک می کند؛ این را آقای مسئول وقتی برای بیرون کردنمان وارد می شود می گوید. همه مان را از مانیتور کوچک بیرون زیر نظر داشته!


لطفا زن ها را نکشید!


تازه هیجان تزریق شده به جان و تنمان. 8 هزار تومان دیگر می دهیم و سر جاهایمان می مانیم تا کابوی را هم تست کنیم! بازی که به نظر می رسد طرفدار کمتری دارد اما هر چه باشد به یک بار امتحان کردنش می ارزد. یک زن و شوهر میانسال وارد می شوند و روی همان صندلی های دم در می نشینند. آقای راهنما دوباره وارد می شود و می گوید در این بازی باید فقط به آدم آهنی هایی که وارد صحنه می شوند شلیک کنیم و اگر زن ها را اشتباهی بکشیم، امتیاز منفی می گیریم، ضمن اینکه طبق قانون اینجا، حالا که تعدادمان از 6 نفر بیشتر است، به نفر اول یک بلیت رایگان می دهند. مثل بازی قبلی، اول یک صحنه از بازی پخش می شود و ما تفنگ به دست شلیک را شروع می کنیم. صحنه کات می خورد و امتیازهایی که در همین چند شلیک به دست آورده ایم زیر عکس هایی که ازمان گرفته شده قرار می گیرد و روی پرده ظاهر می شود.

بازی با ریتم آرامتری نسبت به زامبی شروع می شود اما هر چه پیش می رود تکان ها بیشتر می شوند تا به رودخانه می رسد. صحنه های عبور از رودخانه صدای جیغ و فریاد جمع را بالا می برد. قسمت دوم بازی آنقدر هیجان انگیز است که موقع روشن شدن چراغ ها 6 نفر توی سالن یکصدا می گوییم: «اینکه خیلی بهتر از زامبی بود!»

زن و مرد میانسال اما حواسشان جای دیگر است. هیجان انگار بیشتر از ظرفیت شان بوده. مرد که صورت سفیدرنگش از هیجان قرمز شده می گوید: «من وسطش از ترس پرده را نگاه نمی کردم. می خواستم از سینما بزنم بیرون!» 
ساعت نزدیک 11 شب است. برنده سانس بلیت رایگانش را تحویل می گیرد. برای همسرش هم یک بلیت دیگر می خردو توی صف کابوی می ایستد. جمعیت حالا به پله هایی که در فاصله دورتری از کره فلزی هستند رسیده. یک ساعت بیشتر تا نیمه شب نمانده اما بعید است این جمعیت تا کمتر از یکی دو ساعت دیگر پراکنده بشوند.



مدیر سینما گیم ایرانی می گوید قصد دارند از بازی سازان ایرانی هم کمک بگیرند


سینما گیم را ایرانی پسند می کنیم


محمدرضا نوله دان و پدرش سال هاست که در زمینه سینماهای چهاربعدی و بالاتر! کار می کنند. بخش عمده سینماهای چندبعدی در سطح تهران و شهرستان ها را این پدر و پسر افتتاح کردهاند. این روزها خانواده نوله دان مشغول سینمای جدیدیهستند که راه انداخته اند. سینما گیم 7 بعدی که برای اولین بار در ایران افتتاح شده.

فرق این سینماهای چهار بعدی و پنج بعدی و همین هفت بعدی با هم چیست؟

- واقعیتش این است که ما در ریاضیات سه بعد بیشتر نداریم. در فیزیک یک بعد چهارم به نام زمان هم داریم. اینها اصطلاحات تجارتی هستند که در دنیای این سینماهای چند بعدی مطرح می شوند. هر بار که یک آپشن اضافه می شود، اسم سینما را تغییر می دهند. در تمام دنیا هم همینطور است. به عنوان مثال، در سینمای پنج بعدی، صندلی ها روی یک سکو قرار دارند که کل سکو به صورت یکجا حرکت می کند اما در سینمای شش بعدی، هر کدام از صندلی ها جداگانه حرکت می کنند.

سینمای هفت بعدی هم سینمایی است که فیلم و بازی در آن ادغام شده اند؟


- دقیقا. تنها نمونه سینمای هفت بعدی هم همینی است که از یک ماه پیش در پارک آب و آتش افتتاح شده.

ایده این سینما از کجا آمد؟

- سال گذشته بود که یک شرکت کانادایی شروع به فروش تجهیزات سینماگیم کرد. اولین نمونه را هم در خود کانادا افتتاح کرد. همان سال، ما جزو چهار کشور اولی بودیم که تجهیزات این نوع سینما را با مشارکت این شرکت کانادایی وارد ایران کردیم. الان که داریم با هم حرف می زنیم، در نزدیک به 15 کشور این نوع سینما افتتاح شده.

الان دو بازی در سینماگیم وجود دارد، برنامه ای برای خرید بازی های بیشتر ندارید؟


- ما تصمیم گرفته ایم از بازی سازان ایرانی در این زمینه کمک بگیریم. ما در صنعت بازی سازی در داخل کشور پیشرفت های زیادی داشته ایم. در همین نمایشگاه بازی های رایانه ای که اخیرا برگزار شد، با تعدادی از بازی سازان داخلی برای این پروژه صحبت کردیم. حتی در نظر داریم بازی هایی داشته باشیم که المان های کاملا ایرانی دارند. این پروژه ای است که داریم رویش کار می کنیم.یکی دیگر از برنامه هایمان این است که سالی دو بازی تولید کنیم.

این روزها در بیشتر پارک های تهران یکی از این سینماهای چند بعدی آماده میزبانی شما هستند


جشن ابعاد!


اگر می خواهید لذت سینما و بازی را با هم در یک سینمای 7 بعدی تجربه کنید، باید فعلا تشریف بیاورید تهران و سری به پارک آب و آتش بزنید اما اگر دلتان خواست فقط فیلم ببینید، این روزها گزینه های زیادی در پایتخت دارید، گزینه هایی که در کل شهر پخش شده اند.

شتباهاتی که از نظر عاطفی در روابط خود مرتکب می شویم و آنها را پرده پوشی می کنیم، اغلب اثرات ماندگار و زیان آوری بر روابط ما با دیگران می گذارد. این خطاها به تدریج بر روی هم انباشته می شود و بعد از چند سال، رابطه ما را با دیگران سرد می کند و حتی می تواند موجب قطع رابطه با آنها شود. برای ایجاد تغییر در مناسباتی که بر اثر اشتباهات عاطفی رو به نابودی است، باید واقعیت ها را درک کنیم و بپذیریم که همواره بخشی از تقصیرات نیز به گردن خود ماست.

برای ترمیم صدمات عاطفی که در رابطه انسانی ما بروز یافته است، باید تلاش کنیم که ابتدا خطای خود را بیابیم و سپس آن را بپذیریم اما مشکل این است که هنوز عده بیشماری به آن درجه از مهارت عاطفی نرسیده اند که صمیمانه از دیگران عذرخواهی کنند و موضع دفاعی به خود نگیرند. هنر ظریف اعتراف به اشتباه و طلب بخشش، آخرین مهارت سواد عاطفی است که هر کسی باید به درستی آن را بیاموزد.


قوانین والزامات یک معذرتخواهی موثر

1- عذرخواهی باید به شیوه ای درست بیان شود

هر معذرت خواهی شامل دو بخش است: 1- معذرتخواهی، 2- پاسخ آن. برای آنکه معذرتخواهی موثر واقع شود، باید به طور کامل و درست بیان شود، مورد تعمق قرار گیرد و در آخر به آن پاسخ داده شود. 

وقتی کسی دیگری را آزرده می سازد و سپس به شیوه ای سطحی عذرخواهی می کند و عذرخواهی او مورد پذیرش نیز واقع می شود، علاوه بر اینکه عملکردی موثر به تصویر کشیده نمی شود، ممکن است اثرات زیانبار آن برای همیشه باقی بماندت و در طولانی مدت، رابطه را به سوی قهقرا بکشاند و این نوع عذرخواهی، هیچ نتیجه مثبت و سازنده ای به بار نیاورد.

بنابراین پذیرش معذرتخواهی نباید به سعرت و بدون تامل و تعمق صورت گیرد.

2- معذرتخواهی زمانی موثر واقع می شود که عمل اشتباه فرد در آن کاملا مشخص شود. بعضی اوقات مردم به خاطر عملی که چندان مشکل آفرین نبوده به عذرخواهی می پردازند و عامل اصلی رنجش را فراموش می کنند. لازم است هر مشکلی دقیقا و با موشکافی مورد تحلیل قرار گیرد تا معذرتخواهی به خاطر اصل عمل (نه ظاهر آن) انجام پذیرد.

3- در هنگام معذرتخواهی از عمل اشتباه خود، باید از شدت تاثیر آ« بر دیگران آگاه باشیم. اگر میزان ناراحتی و رنجش افراد از عملکرد دیگران را به سه بخش «خفیف، متوسط و شدید» تقسیم کنیم، لازم است میزان عذرخواهی ما دقیقا متناسب با میزان یا درجه رنجش طرف مقابل باشد.



دو اشتباه رایج در عذرخواهی و پذیرش آن


1- بسنده کردن به یک عذرخواهی لفظی ساده


به کار بردن کلماتی مانند «ببخشید»، «معذرت می خواهم» یا «وای؛ اشتباه کردم» و غیره، به هیچ وجه عذرخواهی واقعی محسوب نمی شود. این نوع عذرخواهی ها شاید در زمانی که ناخواسته به کسی تنه می زنیم یا به میان حرف کسی می پریم مثمر ثمر باشد اما در موارد دیگری که احساسات طرف مقابل را عمیقا جریحه دار کرده ایم، به هیچ وجه موثر نیستند.

معذرتخواهی صحیح و موثر آن است که به کسی که به سبب ایجاد رنجش یا کدورت در قلب او شده ایم، پاسخی عاطفی، همدلانه و از صمیم قلب بدهیم. در واقع معذرتخواهی باید از ته قلب و برای رفتار خاصی باشد که انجام داده ایم؛ وگرنه بی معنا و بی اثر خواهد بود. اگر به دنبال معذرتخواهی، رفتار شخص تغییر نکند، ثمری به بار نخواهد آورد.

2- سریع بخشیدن


این مورد مربوط به زمانی است که طرف مقابل مرتکب اشتباه شده و شما قرار است او را ببخشید. در این قسمت درباره این موضوع بحث می کنیم که سریع بخشیدن افراد، دقیقا به همان اندازه خطرناک است که نبخشیدنشان، زیرا اگر عذرخواهی دیگران را بدون هیچ واکنشی فورا بپذیرید در روابط عاطفی خود با او به هیچگونه تغییر مثبت یا بهبود عاطفی دست نمی یابید.

از این گذشته اگر کسی به خاطر عمل خطایی که مرتکب شده با یک عذرخواهی ساده و سرسری از کنار رنجش شما بگذرد و شما هم بگویید که «اشکالی ندارد»، ناراحتی و دلخوری همچنان در دلتان باقی می ماند؛ هرچند که به ظاهر اوضاع آرام به نظر می رسد. 
نکته قابل ماجرا آنجاست که این رنجش و دلخوری باقی مانده در قلب شما، همان آتش زیر خاکستری خواهد بود که بالاخره رابطه شما را تباه خواهد کرد. سواد عاطفی به شما می گوید که باید به جای سریع بخشیدن افراد، راجع به آن فکر کنید و ببینید آیا از نظر روحی و عاطفی قادرید طرف مقابل را ببخشید و عذرخواهی اش را قبول کنید یا خیر.

انتخاب با شماست و هیچ اجباری در کار نیست. اگر فکر می کنید عذرخواهی او از صمیم قلب و واقعی نیست، آن را رد کنید. هیچ اشکالی ندارد اگر با خودتان صادق باشید و به طر فمقابل بگویید که به عذرخواهی بیشتری نیاز دارید یا هنوز نمی توانید او را ببخشید و به زمان بیشتری نیاز دارید.

به هر حال آنچه در مبحث عذرخواهی و پذیرش آن مورد اهمیت است، توجه به این نکته است که اگر عذرخواهی ما از دیگران یا عذرخواهی دیگران از ما سبب بهتر شدن احساس ما نشود، ابراز یا پذیرفتن آن بی فایده است!

به هر حال در رابطه انسانی مبتنی بر سواد عاطفی، موضوع عذرخواهی و پذیرش آن از اهمیت بسزایی برخوردار است، زیرا به محض آنکه افراد در مقوله عذرخواهی و پذیرش آن به دانشی صحیح دست یابند، به منبع قدرت و سلامتی روان تبدیل می شوند. در واقع وقتی که عواطف و احساست خود را به طور شفاف بشناسیم، به طور کحامل آن را ابراز کنیم و احساسات دیگران را نیز همچون احساسات خودمان مهم بدانیم، آنگاه زندگی تحرک بیشتری می گیرد و لذتبخش تر می شود.

10 ویژگی جذاب ایتالیا و ایتالیایی ها

پیتزا، پاستا، وردی، کولوسیوم و مدل های فشن.... همه ما می دانیم که ایتالیا بعضی چیزها را بطور بی همتایی بهتر از بقیه کشورها انجام می دهد.گردشگران طرفدار این چکمه شیک اروپا، فقط برای خوردن اسپاگتی، دیدن اپرا یا خرابه های باستانی به آن سفر نمی کنند. موارد زیر را مطالعه کنید تا دلایل دیگر آن را دریابید.

1. تملق
ایتالیایی ها همیشه از دوستان خود تعریف می کنند و به همان اندازه هم غریبه های زیبا را تحسین می کنند. تملق ابزاری تاریخی برای خلع سلاح طرف مقابل است و نقطه اتکای جامعه ایتالیا است.

همانطور که لوئیجی بارزینی در کتاب "ایتالیایی ها" می نویسد: «مردم همیشه از چنین هنرهایی استفاده توهین آمیز می کنند تا منفعتی کسب کنند، رقبا را نابود کنند و به قدرت و ثروت برسند.

2. حمام های داغ
این شبه جزیره 380 مکان اسپا دارد که گل درمانی و آب درمانی دارند.


ایتالیا از لحاظ اسپاهای بزرگ در دنیا پیشگام است و حتی وان هایی را به اروپا صادر می کند. آب درمانی شامل حمام های جزیره ای، چشمه های آب گرم و حمام های کوهستانی در دهکده بورمیو می شود. نوشیدن آب معدنی در بعضی مکان ها هم ضرری ندارد و مفید است.


3. دشنام دادن

چه به زبان ایتالیایی صحبت کنید چه به زبان های دیگر، لهجه یک ایتالیایی بومی هر دشنامی را به ابزار قدرت کندی تبدیل می کند.

دشنام دادن در ایتالیا یک هنر نمایشی است. دشنام های هر منطقه از ایتالیا متفاوت است و گاهی نمایشی، عصبی و حتی خنده دار است.

این دشنام ها که از ویژگی مردم ایتالیا نشأت می گیرند، گاهی طرف مقابل را در عین حال که شوکه و تحقیر می کند، به خنده می اندازد.


4. وقت گذرانی در سواحل

ایتالیا با 7400 کیلومتر خط ساحلی بیشترین ساحل را در اروپا دارد و دارای 27 پارک آبی است. دمای تابستان در بسیاری از مکان ها تا 30 درجه بیشتر بالا نمی رود که در مقایسه با فرانسه و پرتقال بالاتر است.

شنا کردن در آبهای این سواحل مانند شنا کردن در آبهای استوایی ولی بدون کوسه و دستفروش های بدلیجات است.

وقتی نوبت به سواحل ایتالیا می رسد، انتخاب از میان آنها سخت می شود زیرا 248 ساحل ایتالیا وضعیت پرچم آبی برای آبهای صاف و زلال و شن های تمیز ساحلی دارند.


5. دولت های فراوان

از پایان جنگ جهانی دوم به بعد، ایتالیا 62 دولت تحت 38 نخست وزیر داشته است (40 اگر 3 دوره سیلویو برلوسکونی را حساب کنیم) و فقط یکی از آنها یک دوره کامل 5 ساله را تمام کرده است.


6. آتشفشان

ده آتشفشان فعال در ایتالیا وجود دارد و بزرگترین آتشفشان کشور و اروپا کوه اتنا در سیسیل است که بعد از مونا لوآ در هاوایی، بزرگترین آتشفشان فعال در دنیا است. فوران های شگفت انگیز و چشم اندازهای باشکوه آن و جاری شدن گدازه ها و غارهای فراوان اتنا هر ساله بیش از یک میلیون توریست را به این منطقه می کشاند. در ماه ژوئن، کوه اتنا جزو مکان های میراث جهانی یونسکو ثبت شد و به سه آتشفشان ایتالیایی دیگر پیوست.


7. دسر

همه کیک پای سیب را دوست دارند و گاهی خوردن یک تکه باقلوا بسیار لذتبخش است، ولی هیچ چیز مثل شیرینی ها و دسرهای ایتالیایی نمی شود. ستاره های واقعی آشپزی ایتالیایی، ژلاتو، تیرامیسو، کانولی، ناپولی، بیسکوتی اسپومونی، تارتوفو و ... دارد. قنادان ایتالیایی در رسانه ها هم کار می کنند و کیک ها، کلوچه ها و خامه را قاطی می کنند و خوشمزه ترین و بیشترین دسرهای دنیا را درست می کنند. البته بهتر است بدانید که خودشان این چیزها را نمی خورد و بعد از غذا فقط کمی میوه یا شکلات می خورند.


8. غارنوردی

ایتالیا یکی از آن کشورهایی است که بیشترین غارها را در دنیا دارد و تعداد غارهای زیرزمینی آن حدود 35000 غار است و هزاران غار زیرآبی دارد. گروتا جیگانته به عنوان بزرگترین غار در دسترس روی زمین با 850 متر عرض و 500 پله به سمت داخل زمین، رکورد جهانی گینس را دارد. غارهای معروف دیگر ایتالیا غار آبی در کاپری و غار دل ونتو هستند.


9. اتومبیل های اسپورت

کاتالوگ جت ها زمینی ایتالیا رویای رانندگان تمام دنیا است. از دهه 30 به بعد یک سازنده اتومبیل های مسابقه به تولید اتومبیل های اسپورت الهام بخشید. در سال 2012 فراری 7000 اتومبیل فروخت و 3 میلیارد دلار درآمد داشت. درست است که لامبورگینی الان متعلق به شرکت آلمانی آئودی است، ولی استایل آن هنوز ایتالیایی مانده است. پاگانی، آلفارومئو، مازراتی از نام های دیگری در میان اتومبیل های اسپورت ایتالیایی هستند.


10. گشت های تفریحی رودخانه ای

گشت رودخانه ای ایتالیا احتمالاً در میان چیزهایی نیستند که وقتی به ایتالیا فکر می کنید به ذهنتان برسند، ولی گشت رودخانه ای در این شبه جزیره کسب و کار پررونقی است و مسیرهای جدیدی در حال باز شدن است. رودخانه های ایتالیا به اندازه رودهای ایتالیا بلند نیستند ولی گردشگران در ایتالیا می توانند با این گشت ها از یک مکان میراث فرهنگی یونسکو به مکان دیگری بروند. 

هر چند منابع بانک‌ها برای پرداخت وام‌های خرد قفل شده و آنها هم اشتیاقی برای رفع این مشکل ندارند اما اگر در یک شرایط ویژه گیر کرده‌اید هنوز هم می‌توانید روی چند وام محدود حساب کنید.

هر کدام از ما ممکن است در شرایط ویژه‌ای از نظر مالی قرار بگیریم. شرایطی که ناچار هستیم در مدت زمانی کوتاه مقدار نسبتا زیادی پول آماده کنیم. هر کسی در چنین شرایطی چند انتخاب محدود دارد. 

رو انداختن به دوستان و آشنایان و قرض گرفتن از آنها دم دستی‌ترین راه است. فروختن چیزهای با ارزش مانند طلا و دلار هم انتخاب بعدی است و بالاخره پناه بردن به بانک‌ها برای گرفتن یک وام ضروری. قبلا که هنوز منابع بانک‌ها قفل نشده بود و هر کدام شان به نوعی برای اینگونه موارد و کمک به مشتریان‌شان اعتباری در نظر گرفته بودند کمک گرفتن از آنها می‌توانست در صدر فهرست انتخاب‌های‌مان هم قرار بگیرد. 

هر چند که در شرایط حاضر صدر فهرست که هیچ، در قعر آن هم برخی‌ها جایگاهی برای بانک‌ها قائل نیستند اما هنوز هم چند وام وجود دارد که می‌توانید روی‌شان حساب کنید. در گزارش امروز این وام‌های ضروری و راه‌های استفاده از آنها را بررسی کرده‌ایم.


مشارکت مدنی؛ وامی ‌با دو کارآیی متفاوت

وام مشارکت مدنی در اصل برای کمک به فعالان صنعتی و کشاورزی و اصناف طراحی شده بود تا با مشارکت بانک بتوانند بخشی از سرمایه‌شان را جور کنند. این وام در دو سال اخیر کارکرد کاملا متفاوتی هم پیدا کرده است. در مواقع ضروری می‌توانید با درخواست به یکی از بانک‌های خصوصی که در آن حساب دارید از این وام برای رفع نیاز‌های ضروری‌تان هم استفاده کنید. 

کافی است که یک حساب جاری در یکی از بانک‌های خصوصی داشته باشید. با درخواست شما به راحتی برای پرداخت یک وام 5 تا 10 میلیون تومانی موافقت می‌شود. البته مغازه‌داران و کسبه راحت‌تر و سریع تر می‌توانند این تسهیلات را بگیرند. ظاهرا بانک‌ها به صورت تلویحی پذیرفته‌اند حالا که پرداخت وام ضروری قرض‌الحسنه در شرایط فعلی برای‌شان امکان‌پذیر یا به صرفه نیست بخشی از این منابع را هم به این صورت برای رفع و رجوع نیازهای ضروری مشتریان‌شان اختصاص دهند.

  چقدر می‌توانید روی آن حساب کنید:
 اگر مشتری خوش‌حسابی باشید و حساب جاری‌تان هم فعال باشد از طریق بانک‌های خصوصی تقریبا صد در صد موفق به دریافت این تسهیلات خواهید شد. معمولا هم واريز این وام به حساب متقاضی بیشتر از یک ماه طول نمی‌کشد. شرایط خاصی هم ندارد فقط معرفی یک نفر ضامن معتبر و دادن مدارک کاملی که از شما می‌خواهند کارتان را راه می‌اندازد.

  میزان سود و شرایط باز‌پرداخت: 
یکی از ایرادهای مهم این تسهیلات درصد سود بالای آن است. براي این وام خرد که به اصطلاح برای کمک به شما در حل مشکل‌تان پرداخت می‌شود باید بین 28 تا 32 درصد سود بپردازید و مدت باز‌پرداختش هم بیشتر از 18 ماه طول نمی‌کشد. هر چقدر تعداد قسط‌ها بیشتر باشد قاعدتا سود بیشتری هم از شما گرفته می‌شود اما به هر حال برای کسی که نیاز به جور کردن مقداری پول در مدت زمان کم دارد می‌تواند انتخاب خوبی باشد.



تسهيلات مضاربه
؛ کم اما کار راه‌انداز 


یکی دیگر از وام‌هایی که هنوز هم در بانک‌ها پرداخت می‌شود وام مضاربه است. کسانی که در یک بانک دولتی یا خصوصی حساب داشته باشند، می‌توانند یک بار درخواست وام مضاربه کنند. اگر به بانک بدهکار نباشید این تسهیلات را می‌توانید در عرض دو هفته‌ای بگیرید. رقم آن معمولا بین سه تا هشت میلیون است. همه بانک‌ها اعتبار مخصوص مضاربه دارند.

  چقدر می‌توانید روی آن حساب کنید: 
دریافت این وام تابعی از حساب جاری شماست. البته بانک‌ها برای‌شان کارکرد حساب مهم‌تر از رقم آن است. بنابراین اگر مشتری خوش حساب یکی از بانک‌های کشور باشید، می‌توانید تا درصد بالایی روی دریافت این تسهیلات حساب کنید. شما اول باید درخواست‌تان را در بانک ثبت کنید پس از بررسی کارکرد حساب و وضعیت بدهکاری‌تان به سیستم بانکی، در صورت موافقت رئیس شعبه مدارک خودتان و ضامن معرفی شده را به شعبه می‌دهید و معمولا بعد از 15 روز وام به حساب‌تان واریز می‌شود.

  میزان سود و شرایط باز‌پرداخت: 
سود وام مضاربه در بانک‌های دولتی و خصوصی متفاوت است. در بانک‌های دولتی بین 15 تا 20 درصد از شما سود می‌گیرند اما بانک‌های خصوصی بالای 20 درصد سود می‌گیرند. البته بانک‌های خصوصی رقم وام‌شان بیشتر از دولتی‌هاست. 

وام‌های مضاربه‌ای به صورت یکجا و بعد از یک سال از دریافت کننده پس گرفته می‌شود و سود آن هم همان زمان باز‌پرداخت محاسبه و دریافت می‌شود. هر چند بازپرداخت این وام به صورت یکجا است اما سود آن ماهانه محاسبه می‌شود بنابراین اگر بتوانید به جای وام یک ساله، 9 ماهه مضاربه بگیرید به نفع‌تان است.



وام ضروری درمان؛ بگیر و نگیر دارد


یکی دیگر از تسهیلات بانکی قابل پرداخت به صورت ضروری، وام قرض‌الحسنه درمان است. این وام را چند بانک دولتی و نیمه‌دولتی پرداخت می‌کنند. کسانی که روی تخت بیمارستان گیر کرده‌اند و توان مالی تسویه حساب را ندارند، می‌توانند روی آن تا حدی حساب کنند. 

دو سال قبل در صورت معرفی بیمارستان، بیمارانی که چنین وضعیتی داشتند، می‌توانستند روی آن حساب کنند اما در یک سال اخیر همه چیز به وضعیت اعتبار و میزان وام درخواستی بستگی دارد. سقف این تسهیلات پنج میلیون تومان است. بیمارستان‌های دولتی معمولا لیست بانک‌هایی که این تسهیلات را می‌پردازند در اختیار دارند و می‌توانند بیمار را به یکی از آنها معرفی کنند.

  چقدر می‌توانید روی آن حساب کنید: 
در صورتی که میزان درخواست بیمار بین يك تا سه میلیون تومان باشد در حال حاضر تا 50 درصد در شهرهای بزرگ می‌توان روی دریافت این تسهیلات برای رهایی از تخت بیمارستان حساب کرد. یکی از مهم‌ترین مدارک لازم برای دریافت این وام معرفی‌نامه بیمارستان است.

   میزان سود و شرایط باز‌پرداخت:
 سود این وام چهار درصد است. برای باز‌پرداخت آن هم شرایط مناسبی در نظر گرفته شده است.این وام در اقساط بلند‌مدت از دریافت‌کننده بازپس گرفته می‌شود اولین قسط آن هم یک ماه پس از بهبود کامل بیمار به تایید پزشک معالج، شروع می‌شود. تمام محاسبات این تسهیلات بر اساس ضوابط وام‌های قرض‌الحسنه است.



قرض‌الحسنه اعطایی؛ اصلی فراموش شده 


 همه بانک‌های دولتی و خصوصی موظف شده‌اند در راستای عمل به مسئولیت‌های اجتماعی‌شان وامی ‌با نام قرض‌الحسنه اعطایی را مواقع ضروری به متقاضیان پرداخت کنند. این وام معمولا مخصوص افراد سفارش شده از سوی شورای اسلامی‌ شهر، استانداری‌ها و... است. 

کسانی که در شرایط اضطراری قرار می‌گیرند باید بتوانند با دریافت معرفی نامه از یک نهاد از این تسهیلات استفاده کنند. سال‌های گذشته هم اعتبار تقریبا مناسبی به این بخش اختصاص می‌یافت اما در یکی، دو سال اخیر این اعتبارات به شدت کاهش یافته ولی هنوز هم پرداخت آن به طور کامل متوقف نشده است.

   چقدر می‌توانید روی آن حساب کنید: 
هر چند در حال حاضر تقریبا حرف از وام قرض‌الحسنه آن هم وام ضروری و فوری زدن خنده‌دار است اما باز هم می‌شود در شهرستان‌ها روی نفوذ شورای شهر و استانداری‌ها و بخشداری‌ها حساب کرد.

 اگر مشکل پیش آمده برای متقاضی جوری باشد که بتواند یکی از این نهاد‌ها را قانع کند که او را به بانک معرفی کنند تا 30 درصد مي‌توان روی این وام هم حساب کرد.

   میزان سود و شرایط باز‌پرداخت: این وام در اصل یک وام قرض‌الحسنه است و باید سود آن چهار درصد باشد اما بانک‌ها چون مجبور هستند از منابع غیر قرض‌الحسنه‌شان برای پر کردن اعتبار این تسهیلات استفاده کنند با ترفندهایی معمولا بین 12 تا 15 درصد از متقاضی سود می‌گیرند. باز‌پرداخت آن هم به صورت اقساطی و در قسط‌های طولانی است. رقم این وام معمولا بین سه تا پنج میلیون تومان است.

«شما هماني هستيد که می‌پوشید» این یعنی چاق یا لاغر بودن‌تان در گرو انتخاب‌هایی است که برای پوشش‌تان دارید. اگر لباس‌هایی که انتخاب می‌کنید فارغ از طرح و گاهی رنگ‌شان متناسب اندام‌تان باشند شما می‌توانید لاغر یا حتی چاق‌تر به نظر بیایید. ما در این گزارش به شما می‌گوییم چطور می‌توانید به سادگی و تنها با به خرج دادن کمی ذکاوت، در آن واحد چند و حتی گاهی چندین کیلو وزن کم کنید!

از این رنگ‌ها دوری کنید

برای وزن کم‌کردن باید شکل واقعی بدن‌تان را پنهان کنید برای این کار هم باید بروید سراغ رنگ‌های تیره چراکه سایه‌‌ها ورنگ‌های روشن تمایل عجیبی به نشان دادن شکل واقعی اندام دارند و این دقیقا چیزی است که شما باید از آن دوری کنید! بنابراین کمد لباس‌های شما باید بیشتر با لباس‌هایی با رنگ‌هایی مثل مشکی، آبی‌نیلی، بنفش، سبز تیره، زرشکی و... پر شود تا رنگ‌های روشنی مثل سفید، زرد لیمویی، آبی روشن، صورتی و ... 

لطیف مثل برگ گل

جنس پارچه‌ای که برای لباس‌تان انتخاب می‌کنید نقشی تعیین‌کننده در لاغرتر به‌نظر آمدن‌ شما دارد. اگر می‌خواهید لاغرتر دیده‌ شوید باید به جای پارچه‌هایی که تار و پود برجسته و بافت درشت دارند، سراغ پارچه‌هایی بروید که مثل حریر، لطیف و ظریفند. دور پارچه‌های زمخت با طرح برجسته را هم خط بکشید و به هیچ قیمتی فریب زیبایی آنها را نخورید! در مورد طرح پارچه هم بهترین انتخاب برای شما پارچه‌های ساده یا در نهایت با خطوط عمودی ظریفند اما اگر به انتخاب پارچه‌های طرح‌دار اصرار دارید بهتر است سراغ مدل‌هایی بروید که گل‌های کوچک، اشکال هندسی ریز و چهار خانه‌های ظریف و کوچک دارند.

شلوار بلندها

برای انتخاب درست شلوار باید خلاف قاعده عمل کنید، یعنی به جای رفتن سراغ پارچه‌های نرم و لطیف سراغ پارچه‌هایی با بافت منسجم، محکم و در عین حال انعطاف‌پذیر بروید. این جنس شلوار شکم را تخت می‌کند و ران‌ها را یک دست و صاف نشان می‌دهد البته مشروط بر اینکه شلوار‌های راسته و کاملا بلند را انتخاب کنید. بلندی شلوار شما باید تا اندازه‌ای باشد که روی کفش‌تان را کاملا بپوشاند. اگر خط اتو هم داشته باشد که چه بهتر همه چیز تکمیل می‌شود. یادتان باشد شلوار شما باید درست در ناحیه کمر قرار بگیرد نه بالاتر و نه حتی پایین‌تر!

پاشنه بلند پوشیدن!

اگر می‌خواهید لاغرتر به نظر بیایید باید یک راست بروید سراغ کفش‌های پاشنه بلند. کفشی که انتخاب می‌کنید حداقل باید 6 سانتی‌متر ارتفاع داشته باشد تا تصویر لاغرتری از شما ارائه بدهد. اگر پای چاقی دارید بهتر است به کفش‌هایی فکر کنیدکه بندهای پهن دارند چون بند نازک کفش می‌توانداین چاقی را چند برابر نشان دهد!

کمی تا قسمتی انگلیسی

آلیسون برلین، مدشناس انگلیسی توصیه می‌کند برای لاغرتر به نظر آمدن سراغ دامن‌هایی بروید که مدل حرف Aدر الفبای انگلیسی هستند. بهترین قد دامن برای شما هم دامن‌هایی است که بلندی‌‌شان تا زانو می‌رسد. یادتان باشد دامن‌های‌کوتاه اندام شما را بزرگ‌تر جلوه می‌دهند. البته اگر ساق و مچ پای چاقی دارید این قاعده در مورد شما صدق نمی‌کند! در این شرایط بهتر است بلندی دامن Aشکل شما تا زیر قوزک پای‌تان باشد. به توصیه این طراح باید دامن‌هایی با مدل کلوش و مدل‌هایی که تنها یک برش دارند را هم بدون در نظر گرفتن فاکتور قد برای همیشه فراموش کنید! 

یقه ‌هفت‌ بپوشید

حتی یقه پیراهنی که می‌پوشید هم در چاق یا لاغرتر به نظر آمدن شما نقش دارد؛ شما برای لاغرتر دیده شدن باید بروید سراغ لباس‌های یقه هفت( v شکل) و قلبی شکل. این مدل یقه‌ها گردن را کشیده‌تر نشان می‌دهند و با خطای دیدی که ایجاد می‌کنند تصویر ظریف‌تری از اندام شما به خصوص در قسمت بالاتنه ارائه می‌دهند.

ساعت شنی بپوشید!

لباس‌هایی که در قسمت کمر تنگ‌ می‌شوند شما را لاغرتر نشان می‌دهند بنابراین شما باید دنبال لباس‌هایی باشید که درست شبیه ساعت شنی هستند، یعنی در قسمت کمر باریک‌تر می‌شوند. ماجرا هم از این قرار است که این مدل لباس‌ها همه قسمت‌های چاق بدن شما را می‌پوشانند اما در عین حال کمرتان را باریک‌تر نشان می‌دهند و همین ویژگی ساده باعث می‌شود لاغرتر به نظر بیایید! گاهی یک کمربند ظریف هم می‌تواند فرم ساعت شنی را در لباس شما تداعی کند. با انتخاب این مدل لباس باید خودتان را برای شنیدن پی‌در‌پی این جمله آماده کنید که «چقدر وزن کم کرده‌اید!»

یک‌رنگ بپوشید

یکی دیگر از ترفندهایی که به شما برای لاغرتر به نظر آمدن کمک می‌کند پوشیدن لباس‌های یک رنگ است. استفاده از لباس‌های شلوغ با تنوع رنگی زیاد بلندی قد شما را در خودش پنهان می‌کند و حال آنکه هرچه قد شما بلندتر باشد، لاغرتر هم به نظر می‌آیید. حالا فکرش را بکنید که پوشیدن یک لباس یکدست مثلا به رنگ زرشکی چقدر می‌تواند شما را کشیده و لاغرتر نشان بدهد تا یک لباس خیلی شیک اما با ترکیب رنگی زرد و سفید!

ترفند دیگر شما برای لاغرتر به نظر آمدن رفتن سراغ کت و ژاکت‌های بلند است اما این انتخاب یک شرط مهم دارد و آن هم چیزی نیست جز اینکه بستن دکمه‌ها را فراموش کنید! شما باید ژاکت و کت‌های بلند را با دکمه‌های باز بپوشید تا لاغرتر دیده شوید. البته در این انتخاب باید استفاده از اپل در سرشانه‌‌ها را هم فراموش کنید.

پیراهن بپوشید

وقتی چاق هستید پیراهن‌های تک‌رنگ بیشتر از کت و دامن و حتی کت و شلوار به کارتان می‌آید. به طور کلی لباس‌های یکسره مثل پیراهن به شرط اینکه تک‌رنگ باشند یا ترکیب‌رنگی با برش‌های عمودی داشته باشند سایز واقعی شما را نشان نمی‌دهند و با خطای دیدی که ایجاد می‌کنند شما را لاغرتر نشان می‌دهند. این نوع پیراهن‌ها شکم و اندام‌های چاق شما را در خودپنهان می‌کنند.

اشتباه نکنید!

 اینکه برای لاغرتر به نظر آمدن، کمد لباس‌های‌تان را پرکنید از لباس‌های گشاد و سایز بالا یا سراغ لباس‌هایی بروید که یک سایز که هیچ چند سایز از شما بزرگ‌ترند، همانقدر مرتکب اشتباه شده‌اید که بروید سراغ لباس‌های تنگ! گشادتر یا تنگ‌تر پوشیدن ترفندهای اشتباهی هستند که فقط شما را چاق‌تر از آنچه هستید نشان می‌دهند. شما برای لاغرتر به نظر آمدن باید سایز دقیق خودتان را پیدا کنید و فقط همان سایز را بپوشید. حالا فرقی نمی‌کند که سایزتان 48 باشد یا 52! 

گردن‌آویز از نوع بلندش!

وقتی قرار است با انتخاب سبک لباس پوشیدن‌تان وزن کم کنید باید حتی در انتخاب اکسسوری‌ها از زیورآلات گرفته تا شال و روسری هم برنامه‌ریزی شده عمل کنید. در انتخاب گردنبند باید سراغ مدل‌های بلند و البته بسیار ظریف بروید. این ترفند در مورد انتخاب گوشواره هم صدق می‌کند. بهتر است از دستمال گردن‌های بلند و ظریف استفاده کنید و آن‌ را درست مثل یک شال‌گردن بدون اینکه (دور گردن بپیچانید) از 2 طرف رها کنید. در این شرایط پوشیدن شال به نفع شماست. دسته‌های بلند شال به دلیل خطای دیدی که ایجاد می‌کنند بالاتنه شما را بلندتر و در نتیجه ظریف‌تر به تصویر می‌کشند.

رابطه لباس با شخصیت

انتخاب لباس به ندرت می‌تواند بی‌غرض باشد، رازهای درون‌مان در نوع پوشش‌مان مشخص می‌شود. خانم کوکو شنل گفته است که «اگر خانمی بد لباس بپوشد، خود لباس است که به چشم می‌آید اما اگر او بی‌عیب و نقص لباس بپوشد، خود اوست که به چشم می‌آید.» خب، حالا فکر می‌کنید لباس‌های‌تان چه چیزی در مورد شما می‌گویند؟ برای پیدا کردن معنی پنهانی در طرز لباس پوشیدن‌تان به سؤال‌های زیر جواب دهید:1.شما دیرتان شده و بسیار عجله دارید، چه لباسی را از کمدتان بیرون می‌کشید؟ یک شلوار و یک بلوز آستین کوتاه یک بلوز دکمه‌دار رسمی با کت و شلوار یک پیراهن یک تی‌شرت بامزه با شلوار جینانتخاب گزینه يك نشان می‌دهد که راحتی برای شما مهم‌تر است تا اینکه دیگران چه فکری می‌کنند. انتخاب گزینه 2 نشان‌دهنده این است که شما همیشه به آراسته بودن خود اهمیت می‌دهید و فردی منضبط هستید. انتخاب گزینه 3 نشان‌دهنده آن حس زنانگی است که در شما بسیار بارز است و در نهایت با انتخاب گزینه 4 نشان می‌دهید که شاد بودن و لذت بردن از چیزی که می‌پوشید برای شما بسیار مهم است.2. شما تصمیم می‌گیرید از رنگ‌های ملایم استفاده کنید، پس رنگ ... را انتخاب می‌کنید.  بنفش مشکی خاکستری قهوه‌ایانتخاب رنگ بنفش : نشان‌دهنده روحیه لطیف و حساس شماست.نتخاب رنگ مشکی : نشان‌دهنده باوقار و تا حدی جدی بودن شماست.انتخاب رنگ خاکستری : نشان‌دهنده آرام و با متانت بودن شماست.انتخاب رنگ قهوه‌ای : نشان‌دهنده روحیه پرانرژی و پرتکاپوی شماست.3. هميشه در محل کار ... می‌پوشید شلوار جین جامه بلند لباس براق لباس رسمیگزینه1: راحتی خودتان مهم‌تر از هر چیز دیگری است.گزینه2: دل‌تان نمی‌خواهد مورد توجه باشید و ترجیح می‌دهید  به  حال خودتان باشید.گزینه 3: دوست دارید به شدت مورد توجه باشید و جلب توجه کنید و همه در مورد شما صحبت کنند.گزینه4: با وقار و جدی بودن در کار برای‌تان مهم‌ترین مسئله است.4.برای شما لباس به معنی: کاربردی و راحتی نماینده شخصیت شما شایسته شما  شاد کردن و لذت بردن5. وقتی در کمدتان را باز می‌کنید، بیشتر لباس‌های‌تان ... است  سبز مشکی آبی قهوه‌ای خاکستری سفید رنگ‌های روشنسبز:انتخاب رنگ سبز برای لباس معمولا نشان‌دهنده آن است که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده‌ای بالا دارند. در تصمیم‌گیری‌ها خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خودرأی و مغرورند. این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران پیشقدم می‌شوند.آبی:اکثر آبی‌پوش‌ها دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران منتقل می‌کنند و به همین نسبت شجاعت و جرأت ویژه‌ای هم از خودشان نشان می‌دهند. آنها زندگی را زیبا دیده و بیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می‌کنند.مشکی:بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان‌دهنده آن است که این افراد انسان‌هایی رؤیایی هستند که در فضایی شاعرانه زندگی می‌کنند و در عین حال بسیار دست و دلبازند و تلاش می‌کنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته و گرهی از مشکلات آنها باز کنند. آنها بسیار اجتماعی، ظریف و ساده پسند هستند.قهوه‌ای:این افراد سمبل مهربانی و محبت هستند. برخی روانشناسان می‌گویند رنگ قهوه‌ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت صاحبش بیشتر است. این افراد بسیار خونسردند و تقریبا هر چه را می‌خواهند به راحتی تصاحب می‌کنند. آنها در بدترین شرایط می‌توانند بهترین تصمیم‌ها را اتخاذ کنند.خاکستری:انتخاب رنگ خاکستری نشان‌دهنده این نکته است که این افراد معمولا شخصیتی آرام و با اعتمادبه‌نفس دارند. هر چند روان‌شناسان می‌گویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند شخصیتی عصبی دارند و همیشه به دنبال آرامش می‌گردند. آنها در مجموع انسان‌هایی سر سخت و سنگین‌دل هستند كه با نفوذ کردن در دل‌شان برای همیشه جای خواهید داشت.سفید:افرادی که لباس‌های سفید را دوست دارند انسان‌های خوش‌قلبی هستند و همیشه به دنبال دوست می‌گردند. این افراد معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده‌اند و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند. در موقعیت‌های کاری همیشه در حال ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن هستند، چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.رنگ‌های روشن:انتخاب این نوع رنگ‌ها نشان‌دهنده این است که این افراد به شدت سرشار از انرژی مثبت بوده و عشق و بالندگی را به اطراف خود پخش می‌کنند. دیدار با این افراد اگرچه ممکن است همیشه خوشایند نباشد اما بازگیری انرژی مثبت و سازنده از آنها می‌تواند بقیه روز را برای شما زیباتر، دلچسب‌تر و قابل تحمل‌تر سازد.6.بیشتر دوست دارید لباس‌هایی که می‌پوشید: تنگ باشد گشاد باشدلباس‌های تنگ:افرادی که لباس‌های تنگ می‌پوشند عموما افرادی مغرور و زود‌رنج هستند. همچنین افرادی بسیار جذاب، شایسته و معقول‌اند.لباس‌های گشاد:افرادی که لباس‌های گشاد می‌پوشند افرادی بخشنده هستند به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. فداکار و صادق نیز هستند.7.بیشتر دوست دارید رنگ‌های ... خریداری کنید روشن تیرهلباس‌های تیره:افرادی که لباس‌های تیره می‌پوشند عموما افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند. به ندرت عصبانی می‌شوند و سلیقه خوبی در انتخاب لباس دارند.لباس‌های روشن:افرادی که لباس‌های روشن می‌پوشند افرادی فداکار و صادق هستند؛ افرادی مهربان، شوخ‌طبع و عاشق صلح و صفا و آرامش.8.چه نوع پارچه‌ای را بیشتر می‌پسندید؟ پارچه‌های نرم و لطیف و کاملا مسطح پارچه‌های زبر و شق پارچه‌های متفاوت و غیر معمول پارچه‌های راحتی که زیاد نیاز به مراقبت نداشته باشند.انتخاب گزینه 1: خصوصیات اخلاقی بارز: ظرافت، نازک بینی، مهربانی، ملایمت و مملو از خصوصیات زنانه.انتخاب گزینه2: خصوصیات اخلاقی بارز: دارای روحیه ورزشکاری، تنومند و قوی‌هیکل، استوار و محکمانتخاب گزینه 3: خصوصیت اخلاقی بارز: بیش از اندازه غریب و غیرعادی، برجسته و متمایز، جسور. اینگونه افراد آماده انجام تمام امور از جمله معمول و غیر معمول هستند.انتخاب گزینه 4: خصوصیات اخلاقی بارز: پرانرژی، خوشحال، سبکبار و بی‌خیال9.چه طرحی را بیشتر روی پارچه می‌پسندید؟ عکس‌های کوچک و خیلی ظریف عکس‌های غیر معمول و جلب توجه‌کننده به ویژه تصاویری که حاوی مفاهیم انتزاعی هستند.  طرح‌های ساده و خیلی رایج که چندان جلب توجه نکنند  طرح‌های ساده اما در عین حال آشکار که خیلی هم توی ذوق نزنند.  طرح‌های شاد و رنگی و پارچه هایی با وزن متناسبانتخاب گزینه 1: شخصیت حساسانتخاب گزینه 2: شخصیت نمایشیانتخاب گزینه 3: شخصیت محتاطانتخاب گزینه 4: شخصیت موقرانتخاب گزینه 5:شخصیت مسرور و بانشاط10.شما به یک فروشگاه برای خرید کفش می‌روید، اولین قسمتی که به سمت آن می‌روید، کفش‌های:نوک تیزتخت و راحتپوتین شکل لژ دار ورزشینوک گردکفش‌‌های لژ دارزنانی که کفش‌‌های لژدار می‌پوشند معمولا رک و بااعتماد به نفس بوده و در عشق قدرتمند هستند ولی زمانی که وقت تصمیم گیری می‌رسد با تردید عمل می‌کنند. در ارتباطات به دنبال اطمینان و اعتماد هستند.کفش‌‌های نوک‌ تیز اگر شما این مدل کفش‌‌ها را دوست دارید فردی هستید که می‌خواهید مشخص و البته غیرعادی باشید؛ شخصی که خواهان توجه است ولی همیشه چیزی که می‌خواهید به دست می‌آورید. در مورد قدرت و جاذبه‌‌های خود اطمینان دارید. گرچه عده‌ای شما را دختری نادان و سطحی می‌بینند. کفش‌‌های تخت و راحتیدوستداران این مدل معمولا افرادی دوست‌داشتنی، با رفتار دوستانه و کمی کسل‌کننده هستند. روح شما عمیقا هنوز یک کودک است. سعی می‌کنید جالب توجه و با دیگران راحت باشید ولی غریبه‌‌ها به سختی می‌توانند به شما نزدیک شوند. زنانی که این سبک را می‌پسندند معمولا مدگرا بوده و به پوشیدن لباس‌های جدید علاقه‌‌مندند. شما مهربان و محتاط هستید. مردان این زنان را بسیار شکننده می‌بینند به طوری که می‌خواهند مراقب‌شان باشند. کفش‌‌های پوتین شکل شما محتاط و کمی خودپسند هستید. به مردم اعتماد ندارید و ترجیح می‌دهید هر کاری را خودتان انجام دهید. ولی در عین حال باهوش و حساس بوده و اغلب نگران رابطه‌ خود با دیگران هستید . شما به راستی از بی‌تربیتی و رفتار ناپسند شگفت زده می‌شوید.کفش‌‌های غیر نوک تیزخوددار هستید و احساسات‌تان را پنهان می‌کنید. شما می‌دانید چه می‌خواهید و به هدف‌تان می‌رسید، برای‌تان مهم نیست چه اتفاقی می‌افتد و اطرافیان‌تان چه فکری می‌کنند. می‌توانید بسیار دقیق و نکته‌سنج باشید به طوری که راحت نمی‌توانید دوست پیدا کنید.کفش‌‌های ورزشیاین دختران به طور طبیعی خلاق و اجتماعی هستند. آنها عاشق سفرند و وقتی طبق روال عادی مجبور شوند در یک مکان مدت طولانی بمانند بسیار کسل و خسته می‌شوند. نیاز دارند همیشه در بین افرادی باشند که به آنها احترام گذاشته و دوست‌شان دارند.
نگاهی به تازه‌ترین عطرهایی که قرار است در پاییز و زمستان امسال با شیرینی ماندگارشان حکمرانی کنند.عطر بنفشه Flower VioletTommy Hilfiger for womenوقتی عطر گل‌ها با رایحه‌های میوه‌ها ترکیب شود نتیجه می‌شود عطری که شما نه‌تنها پاییز بلکه بهار و تابستان‌تان را هم می‌توانید با آن سر کنید. عطری ماندگار و مناسب برای روز و شب و ترکیبی از رایحه ماندارین، توت قرمز، ترنج ، گل‌های بنفشه و رز و کمی هم چوب صندل!شنل از دیروز تا امروز!Coco noirChanelاگر طرفدار عطر ماندگار کوکو شانل هستید اما تازگی کوکو مادمازل را هم می‌پسنديد حتما به Coco noir ادکلن تازه شانل فکر کنید. عطری که آمده تا رد خاطره طراحی قدیمی‌اش را از شانل چنس گرفته تا الور را با رایحه‌ای تازه در ذهن طرفدارانش زنده کند. کوکو نیور ترکیبی است از گریپ‌فروت، ترنج و عطر گل‌رز، نرگس کمی هم برگ گل شمعدانی، یاس و عطر صندل. وانیل و نعناع هندی و مشک را هم باید به این ترکیب اضافه کنید. ترکیب همه این رایحه‌ها می‌شود عطری گرم و تلخ که برای تمام روزهای سرد سال می‌توانید روی آن حساب کنید.شیرین و مرموز!Si giorgioarmaniطرفداران ادکلن‌های جرجیو آرمانی هم می‌توانند پاییز امسال را با ادکلن محبوب‌شان سر کنند. Si پیشنهاد جدید آرمانی به همه بانوانی است که طرفدار رایحه‌های گرم و شیرینند! رایحه‌ای شیرین ترکیب شده از نعناع هندی، روغن ماندارین، چوب کهربا، وانیل، رزماری و عصاره توت. همه اینها می‌شود رایحه‌ای باوقار، لطیف و البته کمی تا قسمتی هم رازآلود مناسب برای همین روزهای پاییزی!کلیدش در دستان شماست!The keyjustinbieber perfumeدخترخانم‌های نوجوان می‌توانند تمام پاییز را با عطر جدید جاستین بیبر سر کنند. عطری شیرین با رایحه‌ای ترکیبی از مشک و وانیل کمی هم عطر چوب و گل‌های بهاری. The key نام عطر تازه جاستین بیبر بعد از عطرهای پرطرفدار Girl ,Frend و somday است. خودش معتقد است این عطر به همه طرفدارانش کمک می‌کند که کلید قلبش را باز کنند!به انتخاب‌تان افتخار کنید!L`Acquarossa FENDIترکیبی از رایحه ماندارین، ترنج، آلوی سیاه، شکوفه‌های پرتقال و گل رز، مگنولیا و کمی شاه‌پسند می‌شود جدیدترین عطر فندی به نامL`Acquarossa. عطری با رایحه‌ای گرم و تلخ مناسب برای روزهای دلچسب پاییزی به‌خصوص وقتی كه کمی هم عطر نعناع هندی و سدر سرخ به آن اضافه شود! البته کارشناسان توصیه می‌کنند این رایحه اصیل را به‌دليل سنگینی دلچسب آن در مهمانی‌های رسمی شب‌های پاییز استفاده و به انتخاب خودتان افتخار کنید!شرقی تمام‌عیار!One Desire Dolce &Gabbanaادکلن جدید دوئیچه گابانا، عطری است با رنگ و بویی کاملا شرقی و ترکیبی از ترنج، نارنگی، زنبق و شکوفه‌های گل‌مریم. اضافه کردن کارامل، وانیل، چوب صندل و مشک هم باعث شده تا این عطر کاملا شیرین و دلچسب باشد و مناسب برای همین روزهای پاییزی. طراحان این عطر معتقدند این عطر را برای بانوانی طراحی کرده‌اند که می‌خواهند منحصر به فرد باشند، پس اگر شما هم خیال دارید شرقی بودن خودتان را به رخ بکشید و منحصر به فرد باشید پاییز امسال را با این عطر سر کنید.عطر چوبی!L'AmourLaliqueLaliqueL'Amour ترکیبی است از مرکبات و چوب‌های معطر. البته با رایحه غالب چوب! بنابراین اگر طرفدار رایحه‌های چوبی هستید از همین حالا می‌توانید روی این عطر حساب کنید. این عطر ترکیبی است از شکوفه‌ ترنج، گل رز، یاسمن و چوب سرو و صندل. رایحه‌‌ای ترش و کاملا چوبی هم نتیجه همه این ترکیبات است.برفراز شهر!Flower in the air KENZOعطری بر فراز شهر پاریس! این عنوانی است که طرفداران کنزو برای طراحی تازه این عطر انتخاب کرده‌اند. عطر جدید کنزو Flower in the air همان‌طور که انتظار می‌رفت عطری است با رایحه گل‌ها. ترکیبی از عطر گل‌‌های ماگنولیا، رز، یاسمن همراه با عطر تمشک و کمی هم فلفل صورتی. اینها را اضافه کنید به رایحه مشک که در نهایت همان عطری که انتظار داشتید را به شما هدیه می‌کند. عطری کاملا شیرین و مناسب همین روزهای پاییزی!گرم و دلنشینGuilty Black Gucciاگر طرفدار رایحه‌های سنگین هستید حتما به این محصول جدید گوچی فکر کنید. Guilty Black با یک تفاوت ویژه نسبت به دیگر عطرهای گوچی روانه بازار شده است. در این ادکلن رایحه گل‌ها کمتر شده است اما در عوض طعم شیرین و ملایم همیشگی عطرهای گوچی همچنان در آن به قوت خودش باقی مانده! رایحه این عطر ترکیبی است از میوه‌های تمشک و هلو، فلفل صورتی و عطر یاس بنفش. رد پای نعناع هندی و کهربا هم باعث شده که این عطر در گروه رایحه‌های گرم و دلنشین قرار بگيرد.
رسم است که طراحان جواهرات برای پیاده کردن ایده‌های‌شان سراغ سمبل‌های ماه تولد هم می‌روند امادر میان همه طراحی‌های آنها طرح‌هایی هم هستند که اعتبارشان بیشتر از نشان تولد بودن‌شان، به خاطر ایده‌های خلاقانه‌ای است که در طراحی‌‌ آنها به کار رفته است. این گزارش نگاهی است به همین طرح‌ها یعنی متفاوت‌ترین جواهرهای نشان ماه تولد. شما هم می‌توانید در کنار لذت بردن از این طرح‌ها برای سفارش نشان ماه تولدتان به سبک برترین طراحان جهان از همین حالا دست به کار شوید.چشم آبیاین هم طرحی کاملا متفاوت از نشان ماه تولد اردیبهشتی‌ها(گاونر). این آویز ترکیبی است از سنگ اوپال آبی طلای سفید و تراشه‌های الماس . طرحی کاملا متفاوت و مورد پسند طرفداران جواهرات پر زرق و برق!دوماهی!دو ماهی نشان اسفند ماهی‌هاست و یکی از طراح‌های ماندگار در دنیای جواهرات برای متولدان این ماه هم همین طرحی است که می‌بینید. طرحی ساده و ترکیبی از کریستال و طلای سفید.دوقلوها!خردادی‌ها را می‌توان از روی نشان ماه تولدشان یعنی دوقلوها شناخت. یکی از طراحی‌های متفاوت برای سمبل این ماه هم همین طرحی است که می‌بینید؛ ترکیبی از زمرد و طلای سفید در اوج ظرافت.شیرنشانیکی از طراحی‌های پر طرفدار برای سمبل ماه مرداد یعنی شیر همین گوشواره‌هایی است که می‌بینید. این گوشواره‌ها از طراحی‌های برند شنل هستند و اعتبارشان در میزان طلای به کار رفته، تراشه‌هاي الماس و طراحی متفاوت كياگالري است.ترازواین ترازو نشان ماه تولد مهرماهی‌هاست. طرحی که کم‌و بیش شهرت جهانی دارد و اتفاقاکیاگالری از طراحان موفق ایرانی هم در طراحی‌هایش از آن استفاده کرده است.الماس نشان!یکی دیگر از جواهراتی که در میان نشان‌های ماه تولد توانسته امتیاز زیادی را به خودش اختصاص دهد همین انگشتر است. شیر نشان ماه مرداد این بار در قالب ترکیبی از طلای سیاه و سفید و ترکیب آن با تراشه‌های الماس آن هم در اوج ظرافت خود را نشان مي‌دهد!قوچ و کریستالیکی دیگر از متفاوت‌ترین ایده‌ها برای نشان ماه تولد آن هم نشان تولد فروردینی‌ها یعنی قوچ، همین انگشتری است که می‌بینید. ترکیب کریستالی بسیار ظریف و شفاف با طلا. انتخاب کریستال باعث شده که قوچ طلایی روی انگشت جلوه بیشتری داشته باشد.
شاید مدل مانتو یا پیراهنی که در فروشگاه می‌بینید با سلیقه شما جور باشد اما شايد زیادی کوتاه یا بلند باشد، آستینش تنگ یا گشاد باشد یا لازم باشد گودی کمرتان گرفته شود بنابراین لباس‌های آماده همیشه قالب بدن نیستند درحالی که با هنر خیاطی می‌توانید لباس‌های‌تان را درست مطابق اندازه‌های‌تان بدوزید و با طراحی مورد علاقه‌تان منحصربه‌فرد باشید. از طرف دیگر یادگیری خیاطی جدا از جنبه اقتصادی از لحاظ بهداشتی نیز اهمیت دارد. زمانی که شما برای خود لباسی می‌دوزید تنها کسی هستید که آن را پرو می‌کنید. اگر برای این هنر ارزشمند وقت کافی دارید هرگز آن را پشت گوش نیندازید و شروع به تحقیق راجع به آموزشگاه‌های محل خود کنید. خانم عسگری، مربی خیاطی خانه فرهنگی حورا واقع در پارک بانوان (بوستان بهشت مادران) شما را با انواع روش‌های خیاطی، مراحل مختلف یادگیری و نکات مهم در انتخاب آموزشگاه آشنا می‌کند. آسان‌ترین و دقیق‌ترین متدهای خیاطی کدامند؟خیاطی متدهای مختلفی دارد و هر متد نقاط قوت و ضعف خود را دارد. «گرلاوین» یکی از قديمی‌ترین متدهای خیاطی است که در حال حاضر تقریبا حالت منسوخ پیدا کرده است. این روش کمی پیچیده است و ایرادهای زیادی دارد اما با این حال باز هم از آن استفاده می‌شود. در میان انواع متدها برای هنرجویان مبتدی متد مولر، متد ساده و متد سایزبندی ترجیح داده می‌شوند. متد مولر پیچیدگی کمتری دارد و در عین حال بسیار دقیق است. شاید در بسیاری از موارد حتی نیاز به پرو لباس وجود نداشته باشد. متد ساده نیز روش خوبی محسوب می‌شود اما زیبایی متد مولر را ندارد و بسیاری از ریزه‌کاری‌ها در این روش حذف می‌شوند. روش سایزبندی براساس الگوهای از قبل آماده است. برای مثال شما می‌توانید با توجه به اندازه‌های خود از الگوهایی با سایز 34، 36، 38، 40 و ... استفاده کنید. یکی از نقاط ضعف این متد در محدود بودن آن است یعنی نسبت به متدهای دیگر قدرت مانور کمتری دارد اما با این حال روش ساده و آسانی محسوب می‌شود و مناسب هنرجویان مبتدی است. بیشتر لباس‌های تجاری با این متد دوخته می‌شوند. متد متریک نیز بسیار دقیق است اما از آنجایی که ریز محاسبات و دستورالعمل‌های زیادی دارد کمی دشوار محسوب می‌شود. در میان تمامی روش‌ها متد سایزبندی آسان‌ترین و متد متریک دقیق‌ترین محسوب می‌شود.خیاطی بدون الگو برای مبتدی‌ها توصیه نمی‌شودآموزش خیاطی بدون الگو برای افراد مبتدی توصیه نمی‌شود زیرا در این روش الگو به طور مستقیم روی پارچه پیاده می‌شود و نیاز به دقت فراوان وجود دارد حتی برخی از ریزه‌کاری‌ها مانند پنس گرفتن در این روش به خوبی انجام نمی‌شود. اگر هنرجو یک الگو را خراب کند فقط یک کاغذ را خراب کرده است اما وقتی می‌خواهد الگو را روی پارچه پیاده کند کوچک‌ترین اشتباهی می‌تواند لباس را خراب کند. حال اینکه برخی‌ها می‌گویند روش بدون الگو از این نظر آسان‌تر است که دیگر الگو روی کاغذ پیاده نمی‌شود اما با این حال الگو کشیدن روی کاغذ مطمئن ترین روش است. حداقل می‌توانید الگو را روی بدن خودتان امتحان کنید و بارها روی آن تغییر انجام بدهید. این کار خیلی بهتر از این است که پارچه را ببرید و بعد برای تغییر آن دیگر راه چاره‌ای نداشته باشید. چقدر طول می‌کشد تا تبدیل به یک خیاط ماهر شوید؟برای انتخاب کلاس خیاطی اول از همه باید به امکانات آموزشگاه و اعتبار و سابقه کار آن توجه كرد. البته در حال حاضر شهریه آموزشگاه‌ها نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. در مورد مربی خیاطی نیز باید پرس‌وجو کنید تا از سوابق کاری و اعتبار مدرک مربیگری‌اش باخبر شوید. مدت زمان لازم برای یادگیری کامل خیاطی بستگی به آموزشگاه، نوع آموزش و تلاش هنرجو دارد. برای یادگیری سریع‌تر می‌توانید از کلاس‌های فشرده یا خصوصی استفاده کنید اما به طور کلی برای تبدیل شدن به یک خیاط حرفه‌ای حداقل به 3 سال آموزش و 5 سال کار دوخت نیاز خواهید داشت. هر بار که لباس جدیدی می‌دوزید همراه با آن نکته جدیدي یاد می‌گیرید. البته نباید همیشه فقط برای خودتان لباس بدوزید بلکه باید با سایر اندام‌ها نیز آشنا شوید و نکات مربوط به هر ایراد اندامی را یاد بگیرید. هر چه تلاش‌تان بیشتر باشد، پیشرفت‌تان نیز سریع تر خواهد بود. برای یادگیری خیاطی می‌توانید از سي‌دي‌های آموزشی نیز استفاده کنید اما این نکته را در نظر داشته باشید که سي‌دي جای آموزش حضوری را نمی‌گیرد و بیشتر برای کسانی مناسب است که دوره خیاطی را گذرانده‌اند و می‌خواهند ریزه‌کاری‌ها را بیشتر بیاموزند. روزهای اول از پارچه‌کشی استفاده نکنید!آموزشگاه‌ها هنگام ثبت‌نام لیستی از وسایل مورد نیاز برای شروع خیاطی را در اختیار هنرجویان قرار می‌دهند. این لیست معمولا شامل کاغذ الگو، قیچی کاغذ، قیچی پارچه، سوزن، سوزن ته‌گرد، نخ، نخ کوک، رولت، کاربن خیاطی، گچ، صابون، خط کش بلند، خط‌کش منحنی، لوازم‌التحریر، مداد رنگی، بالشتک بیضی، لایی چسب، پارچه و... است. بهتر است برای روزهای اول از پارچه‌های ساده استفاده کنید زیرا دوخت پارچه‌های کشی کمی دشوار است. در انتخاب چرخ خیاطی به این نکات توجه کنیدبرای خیاط شدن به یک چرخ خیاطی خانگی نیز نیاز دارید. چرخ‌ها انواع و اقسام مختلفی دارند از جمله چرخ‌های خانگی، صنعتی، مسافرتی، میان دوز و سردوز. چرخ‌های مسافرتی بسیار کوچک هستند و معمولا فقط یک ردیف دوخت می‌زنند. این چرخ برای دوخت درزهای پاره شده کفایت می‌کند. شما می‌توانید آن را همراه با 2 یا 3 رنگ نخ به مسافرت یا قرار‌های مهم ببرید. چرخ‌های صنعتی معمولا قیمت بالاتری از چرخ‌های خانگی دارند و در تولیدی‌ها و مکان‌های صنعتی به کار می‌روند. این چرخ‌ها از لحاظ دوخت امکانات بسیار زیادی دارند بنابراین اگر می‌خواهید مزون بزنید یا خیاطی را به عنوان حرفه خود انتخاب کنید بهتر است چرخ صنعتی داشته باشید. چرخ‌های خانگی نیز با مارک‌های مختلف در بازار موجود هستند. توصیه می‌شود چرخی را انتخاب کنید که حداقل قطعات داخلی‌اش فلزی باشد زیرا این چرخ‌ها خیلی بیشتر عمر می‌کند و کارکرد بهتری دارند. چرخ‌های سر دوز نیز برای پاک دوزی و جلوگیری از ریش شدن لبه‌های پارچه کاربرد دارد. البته برخی از چرخ‌های سردوز امکانات دیگر هم دارند. برای مثال پولک‌دوزی، مهره‌دوزی، نـــواردوزی، قیطون‌دوزی، مرواریددوزی و... نیز انجام می‌دهند. چرخ میان دوز نیز وسط پارچه و نه لبه پارچه دوخت می‌زند و پاک دوزی می‌کند. دوخت آن بسیار تمیز است و بیشتر برای تی‌شرت‌ها و لباس‌هایی کاربرد دارد که می‌خواهیم همزمان روی پارچه آنها هم پاک دوزی و هم دوخت انجام شود.اگر می‌خواهید مزون بزنید…مانکن‌ها بیشتر نشان‌دهنده لباس هستند. اگر می‌خواهید فقط برای خودتان خیاطی کنید نیازی به تهیه مانکن وجود ندارد زیرا لباس را روی خودتان پرو می‌کنید اما اگر می‌خواهید مزون بزنید یا به طور حرفه‌ای خیاطی کنید باید حتما لباس را روی مانکن بگذارید و تغییرات لازم را روی آن اعمال کنید. برای مثال دوخت لباس عروس و لباس شب نیاز به مانکن دارد. مانکن‌ها را می‌توانید در اندازه‌های مختلف برای خانم‌ها یا آقایان تهیه کنید.اول از همه باید دوره نازک‌دوزی را یاد بگیریدمدارک خیاطی مختلف است. فردی که مبتدی است باید ابتدا در یک آموزشگاه ثبت‌نام کند و دوره نازک‌دوزی را ببیند. این دوره چیزی حدود 6 تا 9 ماه به طول می‌انجامد. بعد از آن مدیر آموزشگاه هنرجویان را به سازمان فنی و حرفه‌ای معرفی می‌کند. سپس هنرجویان باید 2 مرحله آزمون را پشت سر بگذارند. در مرحله اول امتحان کتبی سراسری براساس کتاب‌های سازمان فنی و حرفه ای برگزار می‌شود و هنرجویان از تمام آموزشگاه‌ها در آن شرکت می‌کنند. پس از آن نیز در خود آموزشگاه یا مکانی دیگر امتحان عملی گرفته می‌شود. برای امتحان عملی هنرجو باید چرخ خیاطی و سایر لوازم مورد نیاز را با خود به محل ببرد و طبق درخواست آزمون گیرنده یک مانتو یا لباسی دیگر بدوزد. می‌خواهید کت، کاپشن و پالتو بدوزید؟پس از اتمام دوره نازک‌دوزی هنرجو می‌تواند دوره ضخیم‌دوزی را بگذراند. درواقع نازک‌دوزی درجه دوم خیاطی و ضخیم‌دوزی درجه اول خیاطی به حساب می‌آید. این دوره نیز چیزی حدود 3 ماه زمان می‌برد. البته این دوره‌ها با توجه به تلاش هنرجو و آموزشگاه مورد نظر می‌توانند کمتر یا بیشتر طول بکشند. در ضخیم‌دوزی دوخت انواع پالتو، کت، کاپشن، پانچو، جلیقه، آسترکشی و ... آموزش داده می‌شود. این دوره نیز شامل آزمون کتبی و عملی است و درصورت قبولی به هنرجو مدرک فنی و حرفه‌ای اعطا خواهد شد. لازم به ذکر است که در هر دو دوره هم بالاتنه و هم پایین‌تنه کار خواهد شد. از دیگر دوره‌های خیاطی می‌توان به دوره لباس شب، لباس زیر، لباس‌کشی، دوره چروک پارچه، خیاطی با چهل‌تیکه، دوره سنگ‌دوزی، روبان‌دوزی، دوخت‌های سنتی و ... اشاره كرد. حتما لازم نیست تبدیل به یک خیاط حرفه‌ای شوید!شاید شما بخواهید فقط برای خودتان از روی مجلات خیاطی با الگوی آماده لباس بدوزید بنابراین اگر نمی‌خواهید دوره خیاطی را کامل بگذرانید و تبدیل به یک خیاط ماهر شوید می‌توانید فقط یک دوره سایزبندی آموزش ببینید زیرا در این روش نیز از الگوهای آماده استفاده می‌شود. دوختن لباس از روی ژورنال‌های خیاطی و الگوی آماده بیشتر به کسانی توصیه می‌شود که جثه مناسبی داشته باشند زیرا الگوهای آماده بر اساس جثه مانکن درست شده‌اند و تغییرات لازم مانند اوزمان، چین و برش و... در آن اعمال شده است و نیازی نیست کار اضافه انجام دهید. فقط الگو را می‌گذارید روی پارچه و می‌برید. اما تا اینجا جنبه خوب قضیه است، افرادی که ایراد اندامی دارند یا بیش از حد چاق یا لاغر هستند معمولا از این الگوهای آماده نتیجه دلخواه‌شان را نمی‌گیرند بنابراین لازم است یک دوره سایزبندی آموزش ببینید تا بتوانید در صورت لزوم این الگوها را طبق میل‌تان تغییر دهید. برای مثال ممکن است سایز شما 5/38 باشد و سایز الگو 38 یا 40 باشد بنابراین یا باید سایز 38 را بزرگ‌تر کنید یا سایز 40 را کوچک‌تر کنید تا به نتیجه دلخواه‌تان برسید.

چرا متاهل ها از مجردها بهترند؟

قديمي‌ها مي‌گفتند آدم‌هاي متاهل نسبت به مجردها هم سالم‌تر هستند و هم بيشتر عمر مي‌كنند، حالا هم تحقيقات نشان داده كه احتمالا اين باور قديمي درست است و در مورد اكثريت آدم‌ها صدق مي‌كند. آخرين مطالعات انجام شده نشان داده كه سن اولين حمله قلبي در مردان مجرد پايين‌تر از مردان متاهل است و سن متوسط فوت بر اثر سكته قلبي و مغزي مردان و زنان متاهل بالاتر از سن متوسط زنان و مردان مجردي است كه به علت اين سكته‌ها فوت مي‌كنند. اما چرا؟ يعني واقعا ازدواج فيزيولوژي خاصي را در بدن فعال مي‌كند كه طول عمر را اضافه مي‌كند؟

1 +2 دليل براي سلامت متاهل‌ها

1- رفتار و اخلاق سلامت:
 كريستوفر فاگوندس، فوق‌تخصص روانشناسي در دانشگاه ايالتي اوهايو مي‌گويد: يك دليل ساده سلامت بيشتر متاهل‌ها اين است كه آنها روابط و كارهاي پرخطر كمتري دارند، با دقت بيشتري رانندگي مي‌كنند، كمتر سمت مواد مخدر و الكل رفته و همچنين كمتر سراغ بي‌بندوباري مي‌روند، طبيعي است كه شيوه زندگي اينگونه سالم‌تر و كم‌خطرتر باشد.

2- سيستم حمايتي: دكتر رابرت ديويس، پروفسور طب داخلي در دانشگاه اوهايو مي‌گويد: اگر متاهل باشيد، احتمال اينكه داراي يك سيستم حمايتي مناسب باشيد بيشتر است... به‌خصوص در مورد مردان. مي‌توان ديد كه افراد مجرد عموما تنها هستند و حالت دورافتاده دارند، طبيعي است كه چنين وضعيتي آنها را به سمت بيماري‌هاي اضطرابي و افسردگي سوق دهد و همه مي‌دانند كه افراد دچار بيماري‌هاي اضطرابي يا مبتلا به انواع افسردگي بيشتر از سايرين دچار مشكلات جسمي مي‌شوند. 


3- الگوي بهتر: دكتر تئودور روبلس، فوق‌تخصص روانپزشكي رفتاري مي‌گويد: همسر، فرزندان و پدر و مادر نزديك‌ترين افراد به انسان هستند، اكثر انسان‌ها در دوران كودكي از پدرومادر خود الگو مي‌گيرند و بعد از دوران بلوغ تاثيرگذارترين فرد در زندگي اكثر انسان‌ها همسر آنهاست. اين همسران در عموم مواقع تلاش مي‌كنند الگوي رفتاري مناسبي را به يكديگر ارائه دهند، مثلا سعي مي‌كنند رژيم غذايي مناسبي براي همسر خود تدارك ببينند و توصيه‌هاي پزشكي را به آنها بگويند... . درضمن همسران مراقب قرص‌ خوردن‌ها و ساير تجويزهاي دارويي هستند. مطالعات نشان داده افراد متاهل درست‌تر و در زمان مناسب‌تر داروهاي خود را مصرف مي‌كنند. 

چرا متاهل‌ها بهتر هستند

دكتر فاگوندس مي‌گويد: از قديم در افسانه‌ها و روايت‌ها آمده كه اگر انسان‌ها نيمه گمشده خود را پيدا كنند، بيشتر عمر مي‌كنند، شايد موضوع همان ازدواج باشد، در واقع شايد نكته اصلي سلامت افراد متاهل اين است كه آنها حتي به خاطر همسر و فرزندان‌شان هم كه شده، بيشتر مراقب سلامت 6020 ساعت شاد باشيم  داده كه سن اولين حمله قلبي در مردان مجرد پايين‌تر از مردان متاهل است، نشان داده كه احتمالا اين باور خود هستند و بيشتر از خودشان مراقبت مي‌كنند، در ضمن طبيعي است كه افراد متاهل به‌طور معمول هدفمندتر و منظم‌تر از افراد مجرد باشند. 

 مهم خوشبختي است

اما اين‌ را يادتان باشد كه صرفا در دست كردن حلقه ازدواج شما را سالم نمي‌كند و به طول عمرتان نمي‌افزايد، مهم اين است كه ازدواج همراه با خوشبختي مي‌تواند عمري طولاني را براي شما به ارمغان بياورد. مطالعات انجام گرفته توسط پژوهشگران دانشگاه ‌آكسفورد نشان داده كه افراد متاهلي كه در زندگي مشترك خود احساس خوشبختي مي‌كنند، طول عمر بسيار بيشتري پس از جراحي قلب باز نسبت به افراد مجرد دارند و البته بايد اين را هم متذكر شد كه در اين مطالعه مشخص شد افراد مجرد هم نسبت به افراد متاهلي كه زندگي مشترك مناسبي ندارند، پس از جراحي قلب باز، طول عمر بيشتري دارند.  دكتر كي‌كات گلاسر، مسئول انجام اين تحقيق مي‌گويد: يكي از دلايل احتمالي اين موضوع اين است كه زندگي مشترك بد و نابسامان باعث اضطراب مزمن مي‌شود كه روي سيستم ايمني حالت تضعيف‌كننده دارد و در كل باعث بروز بيماري‌هاي مختلف مي‌شود... افرادي كه به‌طور معمول مشاجره و منازعه دارند سطح هورمون‌هاي استرس‌شان بالا مي‌رود، زخم‌هاي‌شان ديرتر بهبود مي‌يابد و عملكرد سلول‌هاي دفاعي آنها هم ضعيف‌تر است. جالب است بدانيد كه در مطالعات ما مشخص شد در اين مورد زنان آسيب‌‌پذيرتر از مردان هستند و سطح سلامت زناني كه در يك زندگي مشترك نامناسب هستند از سطح سلامت شوهران آنها پايين‌تر است. 

دركل وضع متاهل‌ها بهتر است

دكتر جيمزورما، متخصص روانشناسي باليني در آكسفورد مي‌گويد: مطالعات متعدد نشان داده كه زناني كه ازدواج ناموفقي دارند بسيار بيشتر از ساير زنان دچار چاقي‌هاي شديد، افسردگي، فشارخون بالا و سكته‌هاي مغزي مي‌شوند اما مرداني هم كه يك زندگي مشترك ناراحت‌كننده و پر از درگيري دارند بيشتر از معمول به سمت استفاده از موادمخدر و روانگردان‌ها مي‌روند و آمار افسردگي در آنها بيشتر است. 

اما دكتر ورما متذكر مي‌شود كه در تمام مطالعات انجام گرفته، مشخص شده كه در زندگي‌هاي مشترك طولاني‌مدت (بالاي 10سال) سطح رضايت از زندگي به طور معمول بيشتر از افراد مجرد هم50عوامل تنش زا و استرس فراد مجرد طالعات انجام گرفته، مشخص شده كه در زندگي‌هاي مشترك طولاني‌مدت (بالاي 10سال) سطح رضايت از زندگ‌سن و سال است. او مي‌گويد: دركل بايد گفت كه به دلايل متعدد، افراد متاهل به‌طور متوسط سالم‌تر و بهتر از افراد مجرد زندگي مي‌كنند و كمتر و ديرتر دچار بيماري‌هاي مختلف خطرناك مي‌شوند. 


مطلقه‌ها مواظب باشند

دكتر ديويد سابارا، پروفسور روانپزشكي در دانشگاه آريزونا مي‌گويد: اينكه بگوييم افراد مجرد به دليل مشكل ارتباطي يا مشكل شخصيتي مجرد هستند غلط است و شايد تنها در مورد گروهي از مجردها اينگونه باشد. در اين گروه طبيعي است كه مشكلات ارتباطي يا مشكلات تيپ شخصيتي مي‌تواند روي سطح سلامت كلي و نوع رفتارهاي فرد هم تاثيرگذار باشد و در كل باعث شود كه آنها زودتر از سايرين دچار مشكلات و بيماري شوند اما گروهي از مجردها هم هستند كه هنوز فرد موردنظر خود را پيدا نكرده‌اند و به دنبال شريك زندگي خود مي‌گردند، طبيعي است كه اين گروه رفتار بهتري داشته باشند و رعايت نكات بيشتري را بكنند اما در مجموع آنچه مسلم است اين است كه متاهل بودن به‌خصوص اگر همراه با احساس رضايت باشد، باعث بالا رفتن سطح سلامت و به تعويق افتادن بروز برخي بيماري‌هاي مهم مي‌شود. 

آخرين نكته هم اينكه، در مجموع به نظر مي‌رسد كه افراد مطلقه هم مثل مجردها بيشتر در خطر هستند. دكتر سابارا مي‌گويد: مطالعات متعدد نشان داده است كه بسياري از افراد متاهل مي‌توانند زندگي خود را مديريت كنند و در نتيجه حس بدي به زندگي نداشته باشند‌ در اين گروه احساس افسردگي و اضطراب ريشه‌دار زيادي وجود ندارد اما هم در اين گروه و هم در گروه افراد مطلقه‌اي كه رضايت از وضع زندگي خود ندارند آمار سكته‌هاي قلبي و مغزي بالاست و سن برز اين بيماري‌ها هم پايين‌تر از حد معمول است. بايد در اين مورد تحقيقات بيشتري صورت بگيرد.

ورزش کردن و باشگاه رفتن در حوصله بسياري از ما نيست اما اگر شما از آن دسته خانم‌هايي هستيد که به نحوه لباس پوشيدن خودتان اهميت مي‌دهيد، مي‌توانيد از اين ترفند براي علاقه‌مند شدن به ورزش و ايجاد انگيزه براي باشگاه رفتن استفاده کنيد. دنياي لباس‌هاي ورزشي، دنياي متنوع و رنگارنگي است که مي‌توانيد ست‌هاي زيبايي براي خودتان تدارک ببينيد. براي شروع ما براي شما پيشنهاداتي داريم:

پرانرژي باشيد

1- در مورد لباس‌هاي ورزشي به اندازه زيبايي اين لباس‌ها، کيفيت آنها هم اهميت دارد چون بايد از جنس پارچه‌هاي مرغوبي باشند که هنگام عرق کردن پوست شما را دچار حساسيت نکنند؛ پس هنگام خريد اين نکته را فراموش نکنيد. براي بلوزي که مي‌خواهيد هنگام ورزش کردن بپوشيد، سراغ پارچه‌هاي نخي يا الياف مخصوص ورزش که شرکت‌هاي توليد کننده لباس ورزشي استفاده مي‌کنند، برويد. از پوشيدن بلوزهايي که درصد بالايي نايلون دارند، خودداري کنيد. اين بلوزها هم به سرعت بو مي‌گيرند و احتمال ابتلا به حساسيت‌هاي پوستي را افزايش مي‌دهند.

2-هنگام ورزش کردن، احساس گرماي زيادي مي‌کنيد ولي درزمان نه چندان زيادي، بدن حرارت خودش را از دست مي‌دهد. در روزهاي سرد سال، اين تغيير سريع حرارت بدن باعث ايجاد درد عضلاني و بيماري‌هايي مانند سرماخوردگي مي‌شود، به خصوص در محوطه باشگاه‌ها که مطبوع‌کننده‌هاي هوا به طور دائم در حال کار کردن هستند. در اين روزها حتما ژاکت ورزشي با خود به باشگاه ببريد. راستي ست بودن شلوار و ژاکت، مدت‌هاست محبوبيتي ندارد. بهتر است شلوار خود را با ژاکتي از رنگ متفاوت ست کنيد که جلوه بيشتري هم دارد. 

3- براي شلوار حتما سراغ شرکت‌هايي که محصولات تخصصي ورزشي توليد مي‌کنند، برويد چون راحتي شلوار و داشتن حالت کششي، نقش مهمي در راحتي ورزش کردن دارد. پيشنهاد مي‌کنيم شلوار را از ميان رنگ‌هاي تيره مانند مشکي، سورمه‌اي و... انتخاب کنيد. شلوار شما تماس دائمي با دستگاه‌هاي ورزشي و زمين باشگاه دارد، به همين دليل شلوارهايي با رنگ روشن به سرعت کثيف مي‌شوند. 

4- قبل از خريد کفش، نوع ورزشي که مي‌خواهيد انجام بدهيد را انتخاب کنيد چون هر ورزشي کفش مخصوص خودش را دارد. براي بدنسازي بايد کفش مخصوص دو بخريد. استاندارد بودن کفش نکته بسيار مهم و ضروري‌اي است چون در غيراين صورت آسيب‌هايي جدي به شما وارد مي‌کند. خوشبختانه شرکت‌هاي توليد کننده محصولات ورزشي استاندارد، حضور پررنگي در ايران دارند. در سال‌هاي اخير کفش‌هاي ورزشي با رنگ‌هاي شاد بازار گرمي پيدا کرده‌اندکه ما هم به شما پيشنهاد مي‌کنيم. 

5- در انتخاب ساک ورزشي هم دست‌تان باز است و محصولات متنوعي در طرح و رنگ در بازار موجود است ولي پيشنهاد مي‌کنيم سراغ ساک‌هايي برويد که محل مخصوصي براي قراردادن کفش دارند. با اين روش کفش شما در کيف آسيب کمتري مي‌بيند و وسايل‌تان تماسي با کفش ندارد. 

همه افراد و به خصوص دخترها نسبت به این مسئله که چهره و اندام و ظاهری دوست داشتنی داشته باشند حساس هستند. البته این حساسیت زیاد هم بی مورد نیست زیرا اطرافیان ما به طور ناخودآگاه به این ویژگی ها اهمیت می دهند و این امر بر مسائل بسیاری در زندگی ما تاثیر می گذارد. برای مثال، پژوهش ها نشان داده است که کودکان زیبا کمتر از کودکان زشت تنبیه می شوند و افراد زیبا نسبت به همتایان خود مشاغل بهتر و درآمد بیشتری دارند.

هر کسی تصور و دیدگاه خاصی نسبت به ظاهر بیرونی خود دارد که آن را با توجه به تجربیات بیرونی و درونی از جمله واکنش والدین، بزرگترها، همسالان و به خصوص جنس مخالف کسب و تعدیل می کند. این تصویر که در روان شناسی «تصویر بدنی» نامیده می شود عامل مهمی است که در بسیاری از تعاملات روزمره و حتی سلامت روان ما نقش دارد. زیرا براساس این تصور که بخشی از خودانگاره مار ا تشکیل می دهد محبوبیت و میزان اهمیت خود را برای دیگران تخمین می زنیم. 

این اهمیت و محبوبیت، از آنجا که موجوداتی اجتماعی هستیم، ارزش بسیار زیادی در سلامتی و هستی بقای ما دارد. بنابراین اگر خود را برای دیگران محبوب یا جذاب، تصور نکنیم، نگرانی و اندوده در خطر بودن ما را فرا می گیرد و آرامش و سلامت روان را الزاما سلب می کند.


برای مثال، پژوهشی که توسط وادا و مارکه در سال 2006 انجام شد نشان داده است که زنان نسبت به تحسین و تمجید حساس بوده و پاسخ مثبتی به آن نشان می دهند.

از سوی دیگر، ناولی و ایکاردلی در پژوهشی بر روی مردان جوان دریافتند که اظهارنظرهای مربوط به ظاهر حتی برای مردان جوان نیز بسیار مهم است و با نارضایتی از بدن و میزان اعتماد به نفس آنان در ارتباط است. پسرانی که اظهارنظرهای منفی نسبت به ظاهر خود دریافت کرده بودند عزت نفس و رضایت کمتری از بدن خود داشتند.

از سوی دیگر همانطور که عنوان شد جنس مخالف نقش بسیار مهمی در شکل گیری و تحول تصویر بدنی فرد دارد. دوستی با جنس مخالف در عین اینکه می تواند منبعی برای کسب لذت و تجارب جدید و رفع نیازها باشد منبعی برای ایجاد استرس و تغییراتی در عزت نفس افراد نیز به حساب می آید.

در این میان جوانان و نوجوانان که به تازگی گرجایشی به برقراری ارتباط با جنس مخالف پیدا کرده اند بیش از هر گروه دیگری در معرض این خطر هستند که در حین روابط دوستی خود عزت نفس و تصویر بدنی شان دستخوش تغییر و تحول شود. این موضوع در پژوهش های خارجی به حدی در نظر قرار گرفته است که حتی برای آن واتژه ای تعیین شده است؛ واژه دغدغه قرار عاشقانه شامل دغدغه های نوجوانان به خصوص دختران در زمینه محبوبیت برای جنس مخالف، قرار گذاشتن و جذابیت برای آنهاست.

این دغدغه ها ارتباط تنگاتنگی با سلامت روانی فرد دارند به طوری که هر چه عزت نفس فرد پایین تر و افسردگی وی بالاتر است اهمیت بیشتری برای محبوبیت نزد دیگران قائل خواهد شد. 

همچنین پژوهش ها نشان داده است که دخترانی که با فردی از جنس مخالف دوست هستند، بیش از دیگران رژیم می گیرند، بیشتر از بدن خود ناراضی هستند و بیشتر به اختلالات خوردن مثل پرخوری یا بی اشتهایی روانی مبتلا می شوند.

دوستی با جنس مخالف از دو سو تاثیر خود را بر سلامت روان فرد و تصویری که از خود دارد، بر جای می گذارد. از یک سو وجود عقایدی مانند اهمیت لاغر بودن برای دختران و عضلانی بودن برای پسران در کسب محبوبیت و جذابیت برای جنس مخالف و فشارهای خانواده، همسالان و رسانه ها باعث می شود که فرد نسبت به ظاهر خود احساس ناراحتی و ناامنی کند، زیرا کمتر کسی از اندام یا چهره ایده آل برخوردار است و حتی گاهی علی رغم داشتن چهره یا اندامی زیبا ممکن است به دلیل تفاوت با آنچه که مورد پسند اجتماع است خود را محبوب یا دوست داشتنی احساس نکند که این به نوبه خود می تواند باعث احساس عدم اعتماد به نفس شود و روابط فرد را تحت تاثیر قرار دهد و از سوی دیگر درگیر بودن در یک رابطه عاشقانه خودذ می تواند باعث بروز چنین مسائلی گردد.

برای مثال، پژوهش شیتس و اجمر در سال 2005 نشان داده است که حداقل 30 درصد افرادی که درگیر رابطه عاشقانه هستند از شریک خود تقاضای تغییر و افزایش یا کاهش وزن می کنند که این به نوبه بر رضایت فرد مقابل از رابطه تاثیر می گذارد.

همچنین در پژوهش دیگری مشخص شد که وقتی فرد مقابل برای تغییر دادن وزن دوست خود فشار وارد می کند و از او می خواهد که تغییر کند باعث می شود که فرد مقابل احساس نماید که همانطور که هست پذیرفته نشده است و از ظاهر و اندام خود ناراضی شود. نارضایتی از بدنیا داشتن تصویری نادرست از چهره، ظاهر و اندام می تواند تاثیر زیادی بر زندگی افراد بگذارد. این تاثیر طیف وسیعی را از یک غم و ناراحتی زودگذر تا جراحی های پر خرج زیبایی شامل می شود.

در پی دریافت واکنش منفی نسبت به ظاهر ممکن است فرد احساس کند که مورد قبول واقع نشده است. اندوهگین و ناراحت شود. اما برخی افراد واکنش بسیار شدیدتری نشان می دهند. بسیار ممکن است شروع به اقدامات زیبایی در رابطه با خود کنند.

از سوی دیگر افرادی که اعتماد به نفس کمی دارند و به دنبال تایید دیگران هستند، ممکن است به همین دلیل خود را در دریایی از روابط بی حد و مرز و نامشخص غرق کنند، به این امید که با گرفتن تایید و تحسین دیگران خود را راضی ساخته و اثبات کنند که جذاب هستند، در حالی که این اقدام علاوه بر آسیب هایی که ممکن است به آنها وارد کند و اوضاع را وخیم تر سازد، آتش فرد را تندتر کرده و تمایل او را برای دریافت بازخوردهای بیشتر از دیگران شعله ور می سازد. البته ممکن است عکس این نیز رخ دهد، فردی که از تعداد معدودی بازخورد منفی دریافت کرده است (اتفاقی که ممکن است برای هر فردی رخ دهد) به دلیل حساسیت و آسیب پذیری نسبت به این واکنش ها و ترس از طرد شدن توسط دیگران تصمیم به کناره گیری از دیگران گرفته و به کلی منزوی می شود که این، فرد را به نوبه خود در چرخه معیوب شکست و طرد قرار می دهد. 

گاهی ارتباط با جنس مخالف به طور غیرمستقیم تاثیر خود را بر فرد می گذارد. برای مثال، تجربه مورد خیانت واقع شدن یا آگاهی از این نکته که فرد مقابل به افراد دیگری نیز توجه دارد به خودی خود می تواند باعث نارضایتی فرد از ظاهر و اندام خود شود، زیرا ممکن است فرد در پی خورد خیانت واقع شدن، تقصیر مسئله را به گردن بگیرد و احساس کند که این مسئله به دلیل کمبودی در خود او به خصوص کمبودی در ظاهر یا اندام است که این باعث کاهش دیدی احساس عدم اعتماد به نفس و واکنش های شدیدی مانند برقراری ارتباط با دیگران به منظور اثبات دوباره محبوب بودن به خود، جراحی های پلاستیک و ... شود.

در این موارد زیپ دهان خود را بکشید!

توجه کرده اید همیشه یافتن و ارایه راه‌حل برای مشکلات دیگران بسیار آسان تر از برطرف کردن مشکلات خود است؟ اما حتی هنگامی که تصور می کنید در مساله ای تبحر کامل دارید، پیشنهادات و توصیه هایی هستند که باید از بیان و مطرح کردن آنها پرهیز کنید. 8 مورد از این نظرات را در این مطلب معرفی کرده ایم تا بی خیال بیان آنها شوید و تا حد امکان زیپ دهان خود را بکشید. 

پیشنهاد تربیتی به والدین

مشکل: زندگی دوست شما بسیار فرزند سالار شده است و کودک آنها بسیار گستاخ و غیرقابل کنترل است.

چه حرفی را نباید بیان کنید:
 «فرزند خود ر ا می توانید با انظباط و سخت‌گیری بیشتری پرورش دهید و او را این همه لوس بار نیاورید. چرا از روش های تربیت کودکان شیطان و بی ادب کمک نمی گیرید؟» پدر یا مادر بودن و تربیت فرزندان بیش از این که یک علم باشد، یک هنر است. شاید روشی که شما برای کودک خود استفاده می کنید برای کودک دیگر کارساز نباشد. بنابراین نمی توانید همه را مجبور کنید بر اساس یک اصل رفتار کنند.

پیشنهاد رفتاری برای زمان بارداری 

مشکل: دوست باردار شما دو نوع دسر برای خود سفارش می دهد.

چه حرفی را نباید بیان کنید: «آیا دسر دوم برای خودت است یا برای فرزندت؟» این گونه حرف ها فقط موجب آزار و رنجش روحی دوست باردار شما می شود. بنابراین، پیش از مطرح کردن مسایلی که تصور می کنید دوستانه است، خوب فکر کنید. شاید شما قصد بدی نداشته باشید اما این جمله ها بسیار آزاردهنده هستند. 

نظر دادن در مورد مسایل عاطفی

مشکل: دوست صمیمی شما با فردی آشنا شده است که به نظر شما فرد لایق و مناسبی نیست

چه حرفی را نباید بیان کنید:
 «او فرد مناسبی نیست. تو باید هرچه سریع تر با او قطع رابطه کنی!». حتی اگر مطمئن هستید که مردی که دوست شما با او رابطه دارد انسان درستی نیست، مثلا با زنان دیگر قرار می گذارد تا خیلی مصنوعی به دوست شما احترام می گذارد، بهتر است حرف نزنید و در این رابطه نظر ندهید. اگر آن مرد واقعا بد و نامناسب باشد، دوست شما خودش متوجه این مساله خواهد شد. 

پیشنهاد در مورد انتخاب محل زندگی

مشکل: دوست شما و همسرش در محله ای دنبال خانه هستند که به نظر شما به هیچ عنوان امن و مناسب نیست. 

چه حرفی را نباید بیان کنید: «من هرگز در چنین محله هایی زندگی نمی کنم.» شما هر چه قدر هم با دوست خود صمیمی باشید، این قدر اجازه ندارید در مورد مسایل شخصی و محل زندگی آنها ابراز عقیده کنید. شاید آنها بر اساس بودجه ای که دارند، محله ای را انتخاب می کنند که شما نمی پسندید. این نظرات به هیچ عنوان دوستانه و سازنده نیستند. بنابراین دخالت نکنید. 

پیشنهاد به مجردها

مشکل: دوست شما مجرد است و برای ازدواج تلاشی نمی کند

چه حرفی را نباید بیان کنید:
 «اگر کمی به ظاهر خود بیشتر رسیدگی کنی و بیشتر بیرون بروی، شاید با فرد مناسبی آشنا شوی.» این حرف ها بسیار کلیشه ای، تکراری و بی اثر هستند. اگر تمایل به کمک به دوست خود دارید، بهتر است مطالب یا مقاله های مناسب در این زمینه را به او پیشنهاد دهید. یا او را با فرد مناسبی آشنا کنید.

پیشنهاد دادن در مورد موی نامزد/همسر خود

مشکل: از مدل موی جدید همسر/نامزد خود خوشتان نمی آید.

چه حرفی را نباید بیان کنید: « دفعه بد دیگر به این آرایشگاه نرو. چرا موهایت را این مدلی زده است؟» مو خیلی سریع رشد می کند و دوباره می توان مدل آن را تغییر داد. چرا همسر خود را برای چنین مسایل ساده ای آزرده می کنید؟

نظر دادن در مورد غذا

مشکل: دوست شما هر روز غذاهای ناسالم و بدون ارزش غذایی میل می کند

چه حرفی را نباید بیان کنید:
 «ببخشید این را می گویم، اما این غذا بیشتر از اینکه گوشت باشد چربی است. چرا غذای خانگی نمی خوری؟ یا چرا سبزیجات را انتخاب نمی کنی؟ آنها سالم تر هستند.» وقتی می خواهید حرفی را با عذرخواهی برای دخالت بیان کنید، لطفا بیان نکنید و زیپ دهان خود را بکشید. 

نظر در مورد وسایل خانه

مشکل: هنگام شام، سرمیز متوجه می شوید لیوان ها لکه دار شده اند.

چه حرفی را نباید بیان کنید: 
«من همیشه پس از شستن لیوان ها آنها را با دستمال لطیفی خشک می کنم تا لک نشوند. برای براق ماندن قاشق و چنگال ها هم می توانی از آب‌لیمو استفاده کنی.» چه کسی از شما نظر خواسته است؟

شما نمی‌توانید بلندتر از چیزی که هستید شوید حتی یک سانتی‌متر! بنابراین عاقلانه رویای قد بلند شدن را کنار بگذارید چون نمی‌توانید طبیعت‌‌‌تان را عوض کنید، اما پذیرفتن این واقعیت هرگز  به معنای آن نیست که دست روی دست بگذارید و ناامید شوید! لباس‌های زیادی هستند که می‌توانند ظاهر شما را بلند‌تر از چیزی که هستید نشان دهند. لباس‌ها و ملزوماتی از کیف و کفش گرفته تا گردنبند و گوشواره‌ای که انتخاب می‌کنید. این گزارش نگاهی است به همه ترفندهایی که قد شما را بلند و بلندتر می‌کنند آن هم بدون اینکه یک سانتی‌متر قد بکشید!

رنگ يکدست و طرح​شال مانند اين مدل شما را بلندتر از هميشه به تصوير مي​کشد. به اين مدل فکر کنيد.

نکته : پوشیدن لباس‌هایی که از چند رنگ ترکیب‌ شده‌اند اندام شما را به بخش‌های جداگانه  تقسیم می‌کند و این یعنی قد شما در طول لباس‌تان تقسیم می‌شود! در حالی که پوشیدن لباس‌های تک رنگ یا ترکیبی از یک تن رنگی مشخص یک خط مشخص در اندام شما ایجاد می‌کنند و نتیجه آن می‌شود که دیگران شما را بلندتر از چیزی که هستید تصور می‌کنند!

  عمودی‌های دوست‌داشتنی

لباس‌هایی با خطوط عمودی بپوشید و از خط‌های افقی دوری کنید! دم‌دستی‌ترین توصیه این است که خطوط افقی را کنار بگذارید و عمودی‌ها را جایگزین آنها  کنید. از آنجا که این خطوط چشم را از بالا به پایین هدایت می‌کنند شما ناخودآگاه بسیار بلندتر از آنچه هستید به نظر می‌آیید و دقیقا به همین دلیل است که این توصیه بیشتر از آنکه انتظارش را  دارید جواب می‌دهد.  یادتان باشد هرچه تعداد خطوط بیشتر و پهنای آنها کمتر باشد شما به هدف‌ نزدیک‌تر شده‌اید! اپلیکه‌دوزی‌های عمودی این مدل شما را بلندتر از همیشه نشان می‌دهد.

گل‌درشت نپوشید

یکی دیگر از ترفندهایی که به کارتان می‌آید رفتن سراغ لباس‌ها و پارچه‌هایی با طرح‌ و نقش‌های ظریف و کوچک است. شما برای بلندتر به نظر آمدن باید پارچه‌های گل‌‌درشت را فراموش کنید و در عوض سراغ مدل‌های ساده و طرح‌های ریز و ظریف بروید.

سایز خودتان! 

 لباس‌های گشاد نپوشید یا بهتر است بگوییم درست سایز خودتان لباس بپوشید. وقتی لباس‌های گشاد (شل و بدون فرم) یا سایز بزرگ می‌پوشید در لباس گم می‌شوید و نتیجه هم این می‌شود که در نگاه دیگران چاق و کوتاه به نظر می‌آیید!

مدل خودتان!

 موهای‌تان را کوتاه نگه دارید. وقتی موهای‌تان کوتاه است  (در بلندترین حالت  تا روی شانه)، گردن شما بلندتر دیده می‌شود و به همین دلیل ساده، بلندتر از چیزی که هستید به نظر می‌آیید!

گوجه‌ای ببندید

اگر موهای بلند را ترجیح می‌دهید، باز گذاشتن موهای‌تان را فراموش کنید. در این حالت بهترین انتخاب برای شما بستن موها پشت و بالای‌سر به صورت دم‌اسبی است و البته گوجه‌ای برای وقتی که می‌خواهید رسمی‌تر به نظر بیایید. با این ترفند دست‌کم چند سانتی‌متر بلندتر از همیشه به نظر می‌رسید!

آداب بلند پوشیدن

پوشیدن کفش پاشنه بلند ساده‌ترین روش برای بلندتر به نظر آمدن است، اما انتخاب کفش پاشنه بلند آداب خاص خودش را دارد. شما برای بلندتر دیده شدن باید سراغ کفش‌هایی با پاشنه‌های ظریف و بلند بروید و  پوشیدن کفش‌هایی با زیره‌های پهن و یک تکه را  فراموش کنید. انتخاب این کفش‌‌ها هرقدر هم که بلند باشند باعث می‌شوند پای شما پهن و سنگین‌تر به نظر بیایند و در نتیجه شما کوتاه‌تر دیده شوید!

اين2 مدل را فراموش کنيد. ترکيب رنگ و کمر اين مدل‌ها شما را کوتاه نشان مي​دهد.

 امان از خمره‌ای‌ها!

بهترین انتخاب برای شما البته وقتی خیال دارید بلندتر به نظر برسید تعادل برقرار کردن در اندام‌تان است. این تعادل را هم در دامن‌هایی پیدا می‌کنید كه شبیه حرف ای در الفبای لاتین(A) است. این مدل کمک می‌کند تا عرض جثه شما در قسمت کمر متعادل‌تر به نظر بیاید. اما دامن‌های خمره‌ای درست در قسمت کمر اندام شما را عریض‌تر نشان می‌دهند، نتیجه هم این می‌شود که پاهای شما کوتاه‌تر به نظر می‌آیند و  پاهای کوتاه‌تر هم مساوی است با کوتاه‌تر دیده شدن!

استفاده از کیف‌ بزرگ چه روی شانه‌تان قرار بگیرد و چه در دست‌تان ممنوع است! انتخاب این کیف به‌خصوص وقتی که به قدر کفایت زیبا باشد یعنی هدایت کردن نگاه در جهت خطوط افقی و این هم مساوی است با پهن‌تر به نظر آمدن اندام شما، بنابراین بهتر است به این فکر کنید که  برای بلندتر به‌نظر آمدن، کیف‌های کوچک و کشیده  با بندهای بلند و ظریف انتخاب‌های به مراتب بهتری برای شما هستند تا یک کیف بزرگ زیبا!

راهنمایی شرکت در مهمانی‌های زنانه

کفش، فقط همرنگ

‌اگر خیال دارید شلوار تیره بپوشید یک راست بروید سراغ یک کفش همرنگ‌ شلوارتان یا دست‌کم به رنگ مشکی. وقتی قرار است با پیراهن‌ بالای زانوی‌تان جوراب شلواری بپوشید هم همین قاعده را رعایت کنید. یادتان باشد وقتی رنگ کفش، شلوار و جوراب ‌شلواری‌تان را از یک تن رنگی انتخاب می‌کنید مرز بین پا و کفش‌تان را از بین می‌برید و نتیجه هم می‌شود کشیده‌تر دیده شدن پا و در نتیجه بلندتر به نظر آمدن قدتان!

فاق‌کوتاه، هرگز!

به طور طبیعی فرض بر این است که پاها درست از خط کمر شروع می‌شوند، بنابراین با بستن کمر شلوار یا دامن درست در خط کمر
 شما به پاهای‌تان اجازه می‌دهید که کشیده‌تر به نظر بیایند و دقیقا به همین دلیل است که باید دور شلوارهای فاق‌کوتاه را یک خط قرمز بکشید چون این شلوارها به راحتی شما را کوتاه‌تر از آنچه هستید نشان می‌دهند.

یک شال بلند!

شما به زیورآلات هم نیاز دارید. یادتان باشد یک گردنبند یا شال بلند که کاملا آزاد 2طرف گردن‌تان می‌افتد با خطای دیدی که ایجاد می‌کند بالاتنه شما را بلندتر و درنتیجه قدتان را بلندتر نشان می‌دهد. پیشنهاد می‌کنیم برای نزدیک‌تر شدن به هدف  به گوشواره‌های بلند و البته ظریف هم  فکر کنید.

یقه 7 بپوشید!

دور لباس‌های یقه گرد و مدل‌هایی که یقه‌های آنها به صورت افقی کشیده می‌شود یک خط قرمز بکشید و در عوض سراغ لباس‌هایی با یقه عمودی و کشیده بروید. این یقه‌ها گردن و درنتیجه بالاتنه شما را بلند و کشیده‌تر نشان می‌دهند، نتیجه هم این می‌شود که شما بلندتر به نظر می‌آیید.

صندل کفش‌شماست!


کفش‌های نوک باز و به طور کلی صندل‌ها مرزی روی پا ایجاد نمی‌کنند، یک دستی رنگ پوست هم باعث می‌‌شود که فاصله مچ تا نوک پا یک دست و درنتیجه کشیده‌تر به‌نظر بیاید. این روش ساده کمک می‌کند تا پاهای شما و در نتیجه قدتان بلندتر به نظر بیاید!

مچ‌دار نپوشید!

کفش‌هایی که بند آنها دور مچ بسته می‌شود پای شما را درست در قسمت مچ با یک خط افقی قطع می‌کنند و این باعث می‌شود تا پای‌تان و درنتیجه قدتان کوتاه‌تر به نظر بیاید، فرقی هم نمی‌کند که پاشنه آنها چقدر بلند باشد!

بلند بودن؛ مسئله این است

خانم‌هایی با قد کوتاه و اندام متوسط باید بلند پوشیدن را فراموش کنند. برخلاف تصور عام  دامن‌های روی زانو یا بلندتر از آن، آنها را بلندتر از چیزی که هستند نشان نمی‌دهند. یادتان باشد لباسی که شما می‌پوشید باید پاهای شما را بلند و کشیده‌تر نشان دهد  و این دقیقا همان اتفاقی است که در دامن‌هاي بلند نمی‌افتد!

 این روزها ازدواج برای بسیاری از جوانان به یک دغدغه اساسی تبدیل شده است به خصوص دختر خانم‌ها که قدرت انتخاب کمتری دارند و چاره‌ای ندارند جز اینکه منتظر شوند تا مردی جوان آنها را انتخاب کند؛ البته در این مسیر خیلی هم ابتکار عمل از دست خانم‌ها خارج نیست، آنها می‌توانند با پیشه کردن برخی از منش‌ها و دوری کردن از بعضی از رفتارها خواستگارهای بیشتری را به سمت خود جذب کنند. ما می‌خواهیم در اینجا در مورد این آداب رفتاری با شما صحبت کنیم. البته باید به دختر خانم‌ها یادآوری کرد که اجازه ندهند نگرانی از این مسئله تمام زندگی‌شان را مختل کند. باید بین یک دختر خانم مجرد با مشکلات روحی و خُلقی و یک دخترخانم مجرد با روح و روان سالم حتما دومي را انتخاب کنید و مراقب سلامت روح و جسم‌تان باشيد. در این صورت بدون شک دیر یا زود ازدواج خوبی خواهيد داشت. فراموش نکنید کم نیستند افرادی که در سنین بالا ازدواج می‌کنند و ازدواج موفقی هم دارند. 

به دنبال فرد ایده‌آل نباشید

بیشتر افراد وقت زیادی را صرف می‌کنند تا بتوانند «فرد ایده‌آل» خود را پیدا کنند. اگر شما هم جزو این دسته هستید توصیه می‌کنیم از این ور و آن ور چرخیدن باز ایستید و درست با چشمانی باز پیش روی‌تان را نگاه کنید. مثلا به شخصی که همین حالا ارتباط نزدیکی با شما در زندگی دارد نگاه کنید. حال این فرد چه یک دوست باشد چه یک همکار یا هر کس دیگر، به کارهایی که برای دور کردن او از خودتان انجام می‌دهید دقیق تر شوید. انجام چنین کارهایی را متوقف کنید. اجازه دهید که در مسیری که هر دو دوست دارید بیفتید و همه چیز را در رابطه همانطور که هست قبول کنید.البته منظور ما این نیست که با هر شخصی که در حال رد شدن از مقابل تان است، طرح ازدواج بریزید اما یادتان باشد که هر چقدر که شما با دیگران درست برخورد کنید به همان اندازه نیز می‌توانید به شانس خود برای پیدا کردن فرد مورد علاقه تان نزدیک‌تر شوید.

گرفتار زنجیرهای زندگی نشوید

اگر کسی می‌خواهد به زندگی شما وارد شود به او اجازه انجام این کار را بدهید. حتی می‌توانید به او خوشامد هم بگویید. اصلا مهم نیست که او چه تیپ آدمی است. از برداشت اولیه ما از آدم‌ها ممکن است اشتباه باشد. زمان دادن به خودمان و دیگران اغلب شرایطی را فراهم می‌کند که بتوانیم بهترین تصمیم ممکن را بگیریم.

شخصیتی منحصر به فرد داشته‌باشید

بیشتر مردان به دنبال زنی خاص می‌گردند که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکوه و شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی‌کند. مردها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می‌خواهند که آنها را در سراسر زندگی شان حمایت کند و در موقعیت‌های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. از طرف دیگر زن ایده‌آل آنها شباهت زیادی با همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آنها اغلب زنی را ستایش می‌کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیان شان قرار می‌گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه‌شان آن را پرورش داده و اين مسئله را به تصمیم‌گیری‌های‌شان راه می‌دهند.

زیبایی همیشه مهم است 

بله؛ درست است که زیبایی و وضعیت ظاهری نخستین موضوعی نیست که اغلب مردها به آن توجه می‌کنند اما شک نداشته‌باشید که این موضوع در انتخاب همسر آینده آنها بی‌تاثیر هم نیست. بیشتر مردها دوست دارند از این طریق انتخاب شان را به رخ دیگران بکشند و یک افتخار کسب کنند بنابراین می‌توان گفت ظرافت و زیبایی در رفتار هم می‌تواند تاثیر مثبتی روی انتخاب آنها بگذارد. گرچه معیارهای زیبایی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همیشه با نگه داشتن حد وسط می‌توان از اینکه یکی از کاندیداهای ازدواج مردان مجرد اطراف‌تان هستید یا خیر مطمئن شوید.

یک زن امروزی باشید

نمی توان در این مورد یک قانون بی چون و چرا صادر کرد اما اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می‌گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت‌های اجتماعی‌شان را هم جدی بگیرند. این موضوع به آنها ثابت می‌کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. جاه طلبی هم برای مردان دلیل دوست داشتن یک زن است؛ زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می‌کند و به سادگی عقب نشینی نمی‌کند.

وسواس را كنار بگذارید

محافظه كاری‌ها و وسواس‌های بی‌مورد را كنار بگذارید، اگر خواستگارهایی دارید كه حاضر نیستید حرف‌های‌شان را بشنوید یا اگر گاهی فامیل و دوستان‌تان كسی را برای ازدواج به شما معرفی می‌كنند اما شما اهمیتی نمی‌دهید، باید كمی در نگاه‌تان تجدید نظر كنید. شاید یكی از همین موارد بتواند همسر ایده‌آلی برای شما باشد. از آشنایی نترسید و چند هفته‌ای با خواستگارهای‌تان صحبت كنید و بعد تصمیم بگیرید، مشكلات كوچك آدم‌ها را بهانه نه گفتن نكنید. فراموش نكنید كه هر كسی با هر شخصیتی هم كه باشد، مشكلاتی دارد كه می‌توان از آنها ایراد گرفت، مهم این است که به ویژگی‌های برجسته او نظر کنید،شما نمی‌توانید یك شخصیت بی‌عیب و نقص را به‌عنوان همسر‌تان انتخاب كنید چون اصلا چنین شخصیتی وجود ندارد، اما سعی كنید فردی را انتخاب كنید كه بتوانید با مشكلاتش كنار بیایید و مدام به خاطرشان افسرده یا عصبانی نشوید.

به همه بگویید توقعی ندارید

از موانع مهم پيش روي ازدواج توقـعات بالا است و بسیاری از جوانان به دلیل مسائل مالی از تشکیل زندگی مشترک فراری هستند و بنابراین با كم كردن اين توقعات و بيان اين مسئله در موقعيت‌هاي مناسب مي‌توانيد زمينه ازدواج را ايجاد كنيد. همچنين يكي از مواردي كه مي تواند مانع ازدواج باشد و آقا را از اقدام به خواستگاري منصرف كند موقعيت اقتصادي خوب خانواده خانم است يعني آقا اين جرات را ندارد كه اقدام به ازدواج كند، شما به عنوان یک خانم می‌توانید سطح توقعات‌تان را پایین بیاورید و با بيان كردن اين مسئله در جمع دوستان و بستگان كه انتظارات من براي ازدواج بالا نيست به همه نشان دهید که در ذهن چه دارید تا خواستگار شما شجاعت تقاضا کردن را پیدا کند.

باید در درجه اول یک زن باشید

برخی از دختران، زن‌بودن خود را فراموش کرده‌اند؛ اینکه تحصیل کنند و سرکار بروند، چیز خوبی است اما متأسفانه برخی از دختران امروز، از آن‌طرف بام افتاده‌اند! بخشی از زن‌بودن زنان، در ارتباط با همسر و زندگی مشترک و نقش مادری شکوفا می‌شود و اینکه مورد حمایت و دوست‌داشته‌شدن همسر قرار بگیرند. دختران در ظاهر، این قضیه را کتمان می‌کنند. آنها با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه درها برای برقراری ارتباط با خود را بسته‌اند، چرا که تمام زندگی‌شان را در کار خلاصه می‌کنند؛ آنها می‌خواهند به همه نشان دهند خودشان از پسِ خودشان برمی‌آیند و نیازی به ازدواج نمی‌بینند اما اگر در خلوت خود صادق باشند، این نیاز را درون خود احساس می‌کنند. فراموش نکنید مردها تمایل دارند با خانمی ازدواج کنند که در درجه اول یک زن است.

هدف را باور کنید

افتخار کنید به سن بلوغ و بزرگسالی رسیده‌اید و همچنین به خوبی می‌دانید نیازمند همسری هستید که ادامه زندگی خود را با او بگذرانید.باورکنید که جذب جنس مخالف شدن و زندگی با او یکی از طبیعی‌ترین کارها در سرتاسر دنیاست. پس اگر برای به‌دست آوردن چیزی، بیش از اندازه تلاش می‌کنید، بهتر است کاملا ریلکس با قضیه برخورد کنید؛ چراکه طبیعت آنچه را که لازم است، انجام می‌دهد و فقط کمی به کمک شما نیاز دارد.

با خود مهربان باشید

دختری ناامید، عصبی و پرخاشگر که طلبکار از دنیا و دیگران است، چگونه انتظار دارد که فرد مناسبی پیدا کند! دختری که هنوز با هم‌جنس خود نمی‌تواند درست ارتباط برقرار کند، چگونه انتظار دارد که دیگران به او خواستگار معرفی کنند! دختران باید روی شخصیت خود و به‌خصوص مهربانی با خود، کار کنند. برخی از دختران امروز به‌دلیل داشتن تحصیلات و شغل، بخشی از زنانگی خود ازجمله مهربان‌بودن را کم‌رنگ کرده‌اند، درصورتی‌ که یک مرد، حس محبت و مهربانی و حمایت همسر خود را می‌خواهد اما متأسفانه برخی دختران با تحصیل و شغل خود می‌خواهند که قدرت خود را به رخ فرد مقابل بکشند که در این‌صورت مردان فراری می‌شوند!

همان شخصی شوید که دوست دارید پیدا کنید

در خودتان همان صفاتی را که دوست دارید شریک‌تان داشته باشد، پرورش دهید و برای ارتقای آنها از هیچ تلاشی مضایقه نکنید؛ کلاس، آماده‌سازی، تراپی، رشد معنوی، رژیم، ورزش و... .خود را از مرزهایی که در سرتاسر خود کشیده‌اید، رها كنيد. اگر برای مدت زمان بسیار زیادی است که با آدم‌هاي متفاوت قرار ملاقات می‌گذارید، اما به نتیجه دلخواه دست پیدا نمی‌کنید، به خودتان مدتی فرصت بدهید تا بتوانید راحت تر با مسائل برخورد کنید. اگر جزو افرادی هستید که بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذرانند، بهتر است کمی به بیرون بروید و به موقعیت‌های جدید بیندیشید.

نكته مهم

زیاد در قید و بند قیافه افراد نباشید. اگر متوجه این موضوع باشید که قیافه خوب همیشه به معنی شخصیت خوب نیست، آن وقت مردان خوبی را دور و بر خود خواهید دید که لزوما هر کجا که می‌روند سرها به طرف آنها برنمی‌گردد.

بخش عمده صدماتی که زنان به مردان و مردان به زنان وارد می کنند، ریشه در ناآگاهی و عدم شناخت آنها از یکدیگر دارد. واقعیت این است که علی رغم آنکه بسیاری از ما فکر می کنیم جنس مخالف خود را می شناسیم، نوع رفتارها نشان می دهد که اینطور نیست. هر روز مردان زیادی با حرف ها و رفتارهایشان زنان را می رنجانند و زنان فراوانی با آنچه می گویند و انجام می دهند، مردان را عصبانی و خشمگین می کنند.

اینها حکایت از این دارد که این دو جنسیت، به ویژگی های و حساسیت های طرف مقابل اشراف ندارند. واقعیت این است که زنان و مردان، تفاوت های فراوانی با یکدیگر دارند. هر چه ما تفاوت های فردی زن و مرد را بیشتر بشناسیم، از با هم بودنمان بیشتر لذت می بریم و کمتر موجب رنجش و اذیت یکدیگر می شویم. در این شماره نیز به یکی دیگر از این تفاوت ها اشاره می کنیم:

یکی از تفاوت های جدی زن و مرد این است که اولویت اول مردان، شغل آنهاست و اولویت اول زنان، عشق و زندگی مشترکشان است. توجه به این تفاوت فردی و رعایت نکاتی در این باره، می تواند در بهبود همسران تاثیر فوق العاده ای داشته باشد؛ همانطور که عدم توجه به آن می تواند هزینه های سنگینی را بر خانواده تحمیل کند و سرمایه های عاطفی زندگی را به خطر بیندازد.

قابل توجه زنان:

اولویت اول مردان، شغلشان است


به طور کلی مردان بیش از هر چیزی برای شغلشان اهمیت قائلند و همواره آن را در اولویت قرار می دهند؛ هنگامی که مرد، علاوه بر اینکه ثبات شغلی دارد، روز به روز هم پیشرفت کاری بیشتری داشته باشد و موقعیت بهتری پیدا کند، احساس موفقیت و ارزشمندی خواهد کرد و ارتقای شغلی و مالی، به او احساس اقتدار و اعتماد به نفس بیشتری می دهد. 

در نقطه مقابل، وقتی مرد از لحاظ شغلی شکست می خورد و یا علیرغم تلاش بی وقفه پیشرفت قابل توجهی نمی بیند، آنچنان به هم می ریزد که حتی ممکن است احساس درماندگی کند و اعتماد به نفس خود را به کلی از دست بدهد.

اینکه اولویت اول مردان شغلشان است، به هیچ وجه به این معنا نیست که به موضوعات دیگر زندگی، از جمله خانواده و همسر خود بی اعتنا هستند؛ بلکه معنایش این است که همه چیز، بعد از شغل برایشان اهمیت دارد. از نظر یک مرد، همسر خوب کسی است که بتواند آرامش و امنیت را در خانه به وجود بیاورد و حفظ کند تا اوبتواند در آوردگاه شغلی خود، تمرکز لازم را داشته باشد. وقتی زن، بنا را بر ناسازگاری، تنبلی و لجبازی می گذارد یا به واسطه عدم حضورش در خانه، امنیت خانه را زیر سوال می برد، مرد را دچار استرس می کند و این نگرانی و به هم ریختگی مرد، به شغلش منتقل می شود. در واقع او احساس می کند که با وجود چنین زنی، نمی تواند پله های موفقیت را طی کند.

آرامش و امنیت خانه را حفظ کنید

برای نفوذ به قلب یک مرد، شما باید بتوانید با حضور و رفتارتان در خانه آرامش و امنیت ایجاد کنید؛ حتی اگر شاغل هستید، باید تمام همت شما بر این باشد که اشتغال، به امنیت و آرامش خانه آسیبی نزند. وقتی حضور زن در خانه کمرنگ باشد یا فضای خانه، آشفته و به هم ریخته شود، وقتی غذا آماده نیست و بچه ها سر و سامان درستی ندارند، مرد تمرکزی را که لازمه موفقیت شغلی است، از دست می دهد.

شغل او را محترم بشمارید


به شغل همسرتان احترام بگذارید و آن را جدی تلقی کنید. هرگز سعی نکنید اثبات کنید که شغلش اهمیت چندانی ندارد و او کار مهمی نمی کند. دقت کنید که هر تقاضایی از مرد دارید، با در نظر گرفتن شغل و محدودیت های کاریش باشد؛ مثلا اگر می خواهید با همسرتان به خرید بروید یا برای ثبت نام مدرسه بچه ها اقدام کنید، از یک هفته قبل به او اعلام کنید و از او بخواهید که قرارها و برنامه های کاری اش را به گونه ای تنظیم کند که هفته بعد بتواند شما را همراهی کند. از درخواست های ناگهانی و یکباره اجتناب کنید؛ مثلا اینکه ناگهان با او تماس بگیرید و به او بگویید که امروز زودتر به خانه بیاید، او را ناراحت می کند. در واقع وقتی شما چنین درخواستی می کنید، او احساس می کند که برای شغل او ارزشی قائل نیستیدو شرایط کاری اش را درک نمی کنید. برای همین حتی اگر کاری هم نداشته باشد، ممکن است واکنش منفی نشان دهد و درخواست شما را اجابت نکند.

قابل توجه مردان:


اولویت اول زنان، عشق و زندگی مشترک است


برای یک زن، هیچ چیز مهمتر از رابطه عاشقانه و زندگی مشترک نیست. او دوس تدارد احساس کند که مردش به او توجه می کند و به زندگی و مسائل آن اهمیت می دهد. او می خواهد اولویت اول مردش نیز مانند خودش، عشق و زندگی اش باشد و وقتی می بیند که مرد، شرایط عاطفی و احساسی او را درک می کند، خستگی و احساس تنهایی او را می فهمد و به آن توجه و واکنش مثبت نشان می دهد، احساس خوشبختی می کند و البته در نقطه مقابل، وقتی احساس کند که مرد به او توجهی ندارد و خانه را تنها یک خوابگاه می بیند که شب ها به آنجا برمی گردد و غذایی می خورد و می خوابد، احساس ناامیدی می کند. او رویاهای خود را به نوعی بر بادرفته می بیند و همه آنچه را که در خلوت و خیال خود در دوران مجردی تصور کرده بود، نابود شده تلقی می کند.

توجه، محبت و عشق


اینکه شما یک مرد هستید و مشغله های فراوانی دارید و به آن دلبستگی نیز دارید، قابل درک است اما یادتان باشد موفقیت شغلی شما، تا حد زیادی به آرامش فکری شما وابسته است. این آرامش، ناشی از رابطه گرم و شیرینی است که در خانه تدارک می بینید و همسرتان می تواند به شما انتقال دهد. ضمن اینکه باید بپذیرید همسر و خانواده، یکی از اولویت های بسیار مهم زندگی شماست و اساسا بخش قابل توجهی از تلاش های شما برای این است که رفاه و آرامش بیشتری را برای خانواده تدارک ببینید.

حتی اگر بسیار پرمشغله هستید، حتما باید رسیدگی و توجه به همسر را یکی از این مشغولیت های مهم خود بدانید و اگر لازم بود، گاهی بخشی از مشغله های کاری خود را حذف کنید و یا به دیگران واگذار کنید. به هر حال شما چاره ای ندارید جز اینکه «نه گفتن» در محیط کار را یاد بگیرید. گاهی شما ناخواسته، برای اینکه به انتظارات دیگران در محیط کاری پاسخ مثبت بدهید، به همسرتان ظلم می کنید و از وقتی که باید برای او صرف کنید، کم می گذارید.

تلاش های کاری شما تا جایی خوب و ضروری است که به خانواده تان آسیب نزند. مطمئن باشید همسر و فرزندان شما بیش از اینکه به امکانات مالی و رفاهی ناشی از تلاش های شغلی تان نیاز داشته باشند، به حضور، توجه و محبت شما نیاز دارند. سعی کنید از محل کار، کمی زودتر به خانه برگردید ودر خانه، مشغول روزنامه، تلفن، تلویزیون، کامپیوتر و غیره نشوید و فقط برای خانواده تان وقت بگذارید.

درباره آنچه که در خانه گذشته است، از همسرتان سوال کنید، با فرزندان خود صحبت کنید، همبازی شوید وبه همسرتان ابراز محبت کنید و اجازه دهید که از دغدغه ها ونیازهایش با شما صحبت کند و شما نیز شنونده فعالی باشید؛ یعنی کنار او بنشینید، به او نگاه کنید، دستانش را بگیرید و نشان دهید که اکنون تمام وقت و توجه تان معطوف اوست.

شغلتان را به خانه نیاورید


متاسفانه برخی از مردان وقتی به خانه می آیند، گویی فقط دفتر کارشان را تغییر داده اند؛ آنها اگرچه به خانه آمده اند ولی از لحاظ ذهنی و جسمی، همچنان به رتق و فتق امور کاری مشغولند و اگرچه به ظاهر در خانه هستند، ولی عملا حضورندارند! آنها یا با تلفن همراه مشغول صحبت درباره کارهای امروز و فردا با همکاران خود هستند یا اینکه ذهنشان به کلی درگیر مشغله های کاری است.

شما باید به طور جدی خود را وادار کنید به محض اینکه پایتان به خانه رسید، همه دغدغه های کاری خود را رها کنید و آنها را پشت در بگذارید و سپس وارد حریم خانه شوید. اگر مکالمات تلفنی شغلی زیادی دارید و زیاد با شما تماس می گیرند، حتما لازم است که تلفن همراه خود را در خانه خاموش کنید؛ درست مانند وقتی که با کسی در محل کارتان جلسه ای مهم دارید؛ شما معمولا در اتاق را بسته نگه می دارید و پاسخ کسی را نمی دهید! به این شکل به همسرتان می گویید که برای او و زندگی با او، اهمیت و احترام ویژه ای قائل هستید و این به زن احساس دلگرمی و امنیت می دهد!

کلام آخر اینکه یادمان باشد دغدغه های هر کس، برای خودش ارزشمند و قابل احترام است. هم نگرانی های شغلی مرد باید درک شود و مورد توجه و تشکر قرار گیرد و هم توجهی که زن به بهبود روابط مشترک و زندگی عاشقانه دارد، حائز اهمیت و قابل تقدیر است. زوج های موفق کسانی هستند که نیاز طرف مقابل خود را درک می کنند و علاوه بر اینکه سعی می کنند تقاضاهای خود را از همسرشان تعدیل کنند، به نیازها و درخواست های طرف مقابل نیز اعتنا و توجه جدی دارند.

چگونه صدرنشین همه مهمانی ها باشیم؟

صدر مجلس بودن و نُقل محفل بودن و مثلا شازده، تو دهن گرم داشتن و بامزه بودن، خیلی جذاب است، خیلی هم گل های گل است اما خوبی از خود شما نباشد، این سکه دو رو دارد. کمی که شوخی کنید و رو بدهید یا سیرک خلیل عقاب می شوید، یا «فلانی یه چیزی بگو بخندیم». یک وقت هایی آدم فکر می کند اصلا «دانه پنهان کردن، به کلی دام شدن» خیلی هم بهتر است تا طوطی شکرشکن شدن. چه کاری است آخر! لذا اولی ها، دومی ها، پیش دانشگاهی ها ... کانون توجه جای همچین خوبی هم نیست. اگر گوشه مجلسی دستتان در دماغتان هم باشد، ممکن است به قول فرنگی ها خیلی هم Big deal ای به حساب نیاید، ولی فقط یک لحظه فکر کنید روی سن جشن فارغ التحصیلی، زیپ کاپشنتان باز است و بقیه پیراهنتان از آن گوشه، مثل دستمال گردن شازده کوچولو بیرون مانده. یا اینکه اصلا حسن خودتان را آنقدر در مزاد داده باشید که چشم ها و خشم ها و رشک ها – با اجازه – شعر بشوند*، بروند توی صفحه ات، یا کامنت شوند بروند توی پاچه ات.

اما اگر قسمت و سرنوشتتان این است، چاره ای نیست. حداقل به خاطر داشته باشید که اول و مهمتر از همه این است که همیشه مثل اندی کافمن [استند آپ کمدین معروف آمریکایی و قهرمان فیلم «مرد روی ماه» میلوش فورمن] سعی کنید خودتان را سرگرم کنید. یعنی مهم شاد بودن و لذت بردن خودتان است. اگر خودتان از داستانی که دارید تعریف می کنید و از مدل تعریف کردنش واقعا لذت می برید و نه از وسط مجلس بودن، احتمالا این علاقه به بقیه هم تسری پیدا می کند. برای خودتان خاطره تعریف کنید، کیف کنید و به بقیه کاری نداشته باشید. ببینید خودتان با چه حال می کنید، همان فرمان را بگیرید و بروید جلو.

* اشاره به ابیاتی از مثنوی طوطی و بازرگان: «هر که داد او حسن خود را در مزاد/ صد قضای بد سوی او رو نهاد/ چشم ها و خشم ها و رشک ها/ بر سرش ریزد چو آب از مشک ها»

1- مینی مال یا ماکزی مال، مسئله این است

سبکتان را انتخاب کنید. مخاطب باید بداند که وقتی شما شروع به خاطره تعریف کردن می کنید، با چه چیزی مواجه خواهید بود. اگر آدم خاطره های بلند «کلیدر» وار هستید که از دم در خانه تان در تهران شروع می کنید تا ماجرای پول دزدیدن از صندوق صدقات شهرک ساحلی نوشهر را تعریف می کنید، انتظار نداشته باشید بقیه با خاطره دو جمله ای مینی مال بعدیتان بخندند، مگر اینکه این دو جمله، خود بخشی از یک خاطره بلند قبلا تکرار شده باشد. اگر هم آدمِ «پرویز شاپور» طوری هستید که با ماهی ها و گربه ها و شیرهای باغ وحش که چکه می کردند خاطره تعریف می کنید، باید منتظر باشید موقع گفتن خاطره بلند، حوصله بقیه سر برود. تصمیم با خودتان. فقط زودتر سبکتان را انتخاب کنید تا وسط خاطره بلاتکلیف نمانید.

2- من بودم، رضا فرصت، علی پونصد


خاطره را از جای درستی شروع کنید. فضا و آدم ها را همان اول و خلاصه توضیح دهید، آنونس کوچکی که مخاطب بفهمد ماجرا از چه قرار است و خاطره از کجا شروع می شود. لازم نیست در این مرحله زیاد وارد جزئیات شوید. همینقدر که بفهمند داستان از کجا شروع می شود کافی است. بهتر است داستان از جای جذابی شروع شود و به جای جذابتری هم ختم شود اما حواستان به مراحل بعدی ماجرا هم باشد.

3- یعنی بعدش چی پیش می آد؟

کمی تعلیق ملایم برای خاطره خوب است. سعی کنید بهترین قسمت خنده را برای آخرش نگه دارید اما کاری نکنید که مثل بال جوجه کباب که می گذارید برای لقمه آخر، داستان هم سرد شود، هم ماسیده و هم تازه همه سیر شده باشند. خنده های ماجرا و اوج و فرودها را تنظیم کنید.ط وری ماجرا را تعریف کنید که حداقل مخاطب همزمان با تعریف کردن شما بتواند جمله بعدی را حدس بزند. اینطوری حتی از هیجان مخاطب در حدس زدن ماجرا هم می توانید استفاده کنید.

4- تئوری مرگ مخاطب خاص

شما متعلق به همه اید. اگر مخاطب خاص می خواهید، بروید وبلاگ بزنید؛ کامنت بگذارید، حرف های قشنگ قشنگ بزنید، تو صفحه سایت مجازیتان نقد فیلم کنید (ما چه می دانیم؛ شاید هم آنجا بهتان حق التحریر می دهند)، «برف نو برف نو/ سلام سلام» کنید ... اما خاطره تعریف کردن جای این بازی هات نیست. این کارها برای خودش شأن و منزلتی دارد. جمع اگر بفهمد معرکه گیریتان مخاطب خاص دارد، در نهایت مثل مهران مدیری رو به دوربین نگاه تان می کنند. موقع تعریف کردن به صورت همه نگاه کنید. حالا نه اینکه مثل پنکه دوار، هی سر بگردانید از این سر تا آن سر جمع، نه. اما مثل این معلم علوم های نامردی باشید که یکهو مچ کسی را که دست در دماغش کرده است را می گیرند، بعد رو برمی گردانند و پشت سری ها را هم نگاه می کنند.

5- اگه مخاطب خاص داشتیم چی؟

آقا اصلا گیرم که مخاطب خاص دارید. اشکالی ندارد. اما باز هم به همه نگاه کنید و به یک نفر خاص گیر ندهید. کل جماعت را توی بازی بیاورید. اصلا اگر می خواهید توجه کسی را جلب کنید، «رونالدینیو»وار عمل کنید. یک طرف دیگر را نگاه کنید و پاس را به سمت دیگری بدهید. اگر دیوار را دوست دارید، با در حرف بزنید اما بلند بلند.

6- خیلی شور، خیلی شیرین

اغراق نکنید، جو نگیردتان. حواستان باشد که دارید خاطره تعریف می کنید. روی سن تئاتر شهر که نیستید. حتی اگر می خواهید داستانتان را بازی کنید، مثل هنرپیشه های برنامه خانواده یا تبلیغات فرهنگی صدا و سیما نباشید. شبیه کارهای سهراب شهید ثالث در جمع حاضر شوید یا نهایتا «محمدرضا نعمت زاده» کیارستمی خودتان باتید. در چشم مخاطب فرو نکنید که دارید تلاش می کنید تا از او توجه بگیرید. به جای این ویترین های شلوغ هفت حوض نارمک، ویترین با نور کم موضعی و تک جنس مسافرآورده یک بوتیک تنها در یک پاساژ اداری باشید. نه «حامد بهداد» وار کله معلق بزنید روی میز، نه «مهدی پاکدل» طور ملایم و رادیو هفتی و دو نقطه خطی تعریف6 کنید. یک جورهایی «محمدرضا فروتن» وار باشید که هم برف شادی زدن هایتان به دل بنشیند، هم «بِقُرصی می قُرصم» هایتان.

7- آقا ما یه همشهری داشتیم ...

بهتر است قهرمان خاطره تان نباشید. ملت ما ضد علی دایی ها و پرویز مظلومی ها هستند. قهرمان ها را دوست ندارند؛ برعکس هر چه بدبخت تر و فلاکت زده تر باشید، بیشتر احتمال دارد که یک میلیون لایک بگیرید و سرطانتان خوب شود. در واقع شما از همین اول تصمیمتان را گرفته اید. قرار نیست «جوون اول» باشید، قرار است باحال باشید.

به جای سلطان مرکبات بودن، قرار شده آجیل باشید (حالا گیرم نه پف فیل وسط ظرف آجیل). در بهترین حالت بهتر است یا ناظر باشید یا لوزِر. حال خودتان را بگیرید. اینقدری از خودتان تعریف نکنید. از اینها نباشید که «خودت می دونی که، من 50 درصد پنج سال گذشته رو خارج از کشور بودم»، یا از اینها که «با معاون وزیر تو جلسه بودیم»، یا از اینها که «یه مهمونی رفتم ترکوندما!»، یا اینها که «همه رو زدم، مساوی هم ندارم، داور رو هم ماچ کردم»، یا اینها که با رئیس وستینگ هاوس شام خوردند و «من بودم و جناب حافظ و استاد سعدی و ... خدا رحمت شون کنه، جناب مولوی هم بود.» توقع نداشته باشید ملت برای قهرمان بازی شما ذوق کنند.

8- چشمات مثل مثلث

تشبیه کنید؛ همه چیز را به همه چیز تشبیه کنید. قدیمی ترین و بامزه ترین و کلاسیک ترین تشبیه در مورد شباهت ها، توصیف رد شدن درشکه از وسط دو نفر دوقلوی همسان است. تشبیه یا باید به ارجاعات آشنا باشد، یا به چیزهای کاملا غیرمنتظره. تشبیهی که واقعا شباهت باشد، چندان بامزه نیست. اینکه یکی شبیه بهرام رادان باشد خیلی خنده دار نیست اما اگر شبیه بهرام رادانی باشد که زنبور نیشش زده، شاید کمی مانجرا تغییر کند. سایه چشم و عینک دور کائوچویی طرف را به زن روباهه توی «موش کوهستان» تشبیه کنید. به چیزهای آشنا ارجاع بدهید؛ مثلا «شبیه قبض تلفن شده بود»، یعنی شلوار سفید و پیراهن آبی پوشیده بود. در حالی که شلوار سرمه ای و پیراهن آبی روشن می تواند انتظامات بانک باشد.

9- خرمگس آتن باش

به آدم های شکست خورده حمله نکنید. در اول ماجرا ممکن است بقیه با شما همراهی کنند اما سمپاتی بعدی با مظلوم مورد نظر شما را در موقعیت ضربه پذیری قرار می دهد. مثل اینکه می خواهند گروهی دعواغ کنند، یکراست بروید سراغ گنده جمع. چک اول را بزنید تا بقیه خیالشان راحت شود که ضعیف کش نیستید. به آدم های روی اعصاب تکه بیندازید. اینها که «پائولو کوئیلو» خوان ها برایشان کامنت «وای چقدر عالی! با اجازه می دزدمش» می گذارند، یا اینها که تیریپ روشنفکری و «بر ما خوب باشید» دارند. شوخی و تکه انداختن به اینها، شما را تبدیل به قهرمان جمع می کند.

10- هواگیری کنید

قرار نیست که شما «یک تِک» حرف بزنید. ملت تئاتر رو حوضی سینما گلریز هم بروند، وسطش یک آنتراکتی دارند. پشت سر هم خاطره تعریف نکنید. اگر تحمل حرف نزدن ندارید، به طور فیزیکی مدتی محل را ترک کنید؛ دست به آب بروید، یا سری به تراس بزنید و از هوای آلوده لذت ببرید، بروید چک کنید ببینید ماشینتان هنوز هست یا نه ... اما در عین حال توجه داشته باشید که مجلس سرد نشود، یا رقیب دیگری جای شما را نگیرد وگرنه مثل این خواننده های مجلسی که با حرص می نشینند کنار تا دَم گرفتن حریف را تماشا کنند، شما هم باید برای ضایع نشدن همراه بقیه بخندید که خب کار راحتی نیست اما اگر خاطره گوی بعدی از دوستانتان است و خودی است، می توانید باز به سبک همان خواننده ها که با میکروفن دوم کُری می خوانند تا نوبت به خودشان برسد، شما هم دور و بر خاطره حضور داشته باشید تا در بین دم گرفتن سبک و سنگین بعدی، میکروفن را خیلی ملو پس بگیرید.

11- شهریور 20 من بودم، تیمسار بود، بابای نیمانی هم بود

اینجا ماجرا کمی حساس تر می شود. ممکن است مجبور شوید خاطره سازی کنید، اشکالی هم ندارد. تاریخ که نمی نویسید، دارید تولید سرگرمی می کنید. حالا ممکن است مجبور شوید کمی هم تولید محتوا کنید؛ اما خب هر چیزی اصولی دارد. مهمترین اصل این چشمه این است که نباید لو بروید؛ یعنی آنقدر تابلو خاطره دزدی نکنید که خود صاحاب (!) خاطره هم توی جمع نشسته باشد و بگوید: «آه! اینکه منم که!». اگر کسی رفته مهمانی و برگشته دیده کفش هایش نیست، شما نمی توانید در حضور خود او بگویید: «پس من کی رفتم؟» سعی کنید حداقل کمی هم حضور کمرنگی در خاطره داشتهباشید. یکهو برندارید از عروسی بابایتان خاطره بگویید مگر اینکه ابوی تجدید فراش کرده باشند و شما هم خیلی روشنفکرطور، در مراسمعروسی دومشان واقعا حضور به هم رسانیده باشید اما به خاطره های بی صاحب رحم نکنید. خاطره هایی که کسی قدرشان را نمی داند از شیر مادر هم حلال ترند. یکسری خاطره هم هستند که هنوز به ثبت نرسیده اند؛ یعنی مال یک نفر دیگرند اما طرف هنوز فرصت تعریف کردنش را پیدا نکرده. شما خیلی «ادیسون»وار می توانید این خاطره ها را در بین خاطره های دیگرتان جا دهید اما اگر یکی از این خاطره های ساختگی لو برود، آن وقت باید کلی زحمت بکشید تا دوباره اعتبار سابقتان را به دست بیاورید.

12- دوازدهم، خاطره باید در نگاه تو باشد

هر چیزی را می شود تعریف کرد. یعنی اگر مهارتش را داشته باشید، عبور جوجه از خیابان هم می تواند تبدیل به یک خاطره جذاب شود که قابلیت برداشت های سیاسی – فلسفی مختلفی داشته باشداما در شروع کار بهتر است برای خودتان خاطره بسازید. تهدیدها را به فرصت تبدیل کنید؛ مشابه همان کاری که پسرها در دوران آموزش سربازی می کنند و مثل مهران باقی، از دو ماه آموزشی، 21 ماه خاطره با تصویر و سند تعریف می کنند. اینقدر تابلو نباشید که با موبایل از صحنه تصادف اتوبوس بی آر تی با عابر پیاده فیلم بگیرید اما مکان های حادثه خیر را فراموش نکنید. استادیوم، جلوی در سینماها، مهمانی های شلوغ، گالری ها، جشنواره ... اینجاها را می توانید با کمی شانس تبدیل به خاطره کنید و باز بسته به سبکتان برای ایجاد خاطره، موقعیت سازی کنید. در عمق حرکت کنید. کسی با روی خط نیمه ایستادن آقای گل نمی شود؛ نهایتش این است که توپ را به آسمان می کوبید اما حداقل می توانید مثل میثم بائو داد بکشید، پنجه در موهایتان فرو کنید و ژست موقعیت خطرناک بگیرید.

شاید شما هم به این نتیجه رسیده باشید که «حرف»، درد زیادی دارد. برخی از واژه ها و جملات سال ها مغز و روح آدمی را می خوردند و او را از درون نابود می کنند. بسیاری از انسان ها نمی دانند حرف هایشان چه تاثیرات مخربی بر روحیه اطرافیان دارد و خیلی راحت هر آنچه می خواهند را به زبان می آورند و اصلا هم برایشان مهم نیست چه ضربه ای به طرف وارد کرده اند. 


انسان ها با همین کلمات به هم قول می دهند، به یکدیگر عشق می ورزند و به هم محبت می کنند. چرا باید از حرف و کلمات در جهت آزردن یکدیگر استفاده کنیم؟ چرا وقتی می توان با حرف های خوب شخصیت یک انسان را تقویت کرد و موجب پیشرفت او شد، از آن برای تخریب شخصیت انسان ها و اطرافیان استفاده می کنیم؟ 

در میان زوج ها استفاده غلط از واژه ها بسیار رواج دارد. بسیاری از آنها نمی دانند به مرور زندگی خود و روحیه طرف را نابود می کنند و برخی واژه یا عبارت های تلخ را به طور مکرر تکرار می کنند. انسان ها شاید این کلمات را فراموش کنند، اما تاثیرات روحی آن را فراموش نمی کنند. زخم بعضی حرف ها حتی پس از عذرخواهی نیز ترمیم نمی شود. متاسفانه انسان نمی تواند لحظه های سخت خود را به راحتی فراموش کند. برای همین است که بعضی از آدم ها حتی سال ها بعد خاطره حرف زشتی که به او گفته اید را برایتان تعریف می کنند و متوجه می شوید تا چه اندازه این حرف برایشان سنگین بوده که تاکنون در دل نگه داشته اند. 

در اینجا 12 واژه یا عبارت بسیار ساده را نام برده ایم که تقاضا داریم هرگز به همسر یا فرد موردعلاقه خود نگویید.

هرگز

در زندگی زناشویی نباید از واژه «هرگز» در مقابل همسر خود استفاده کنید. وقتی همسر شما می خواهد کاری انجام دهد این واژه را استفاده نکنید زیرا موجب برانگیخته شدن حس ناامیدی در او می شود. 

همیشه


«همیشه» یکی از واژه های خطرناک زندگی زناشویی است. وقتی این واژه را به کار می گیرید گویا به طور غیر مستقیم به طرف می گوید او همیشه کار اشتباه انجام می دهد و این شما هستید که درست فکر می کنید و تصمیم می گیرید. «همیشه» بار «همه» یا «هیچ» دارد. از آن پرهیز کنید. 

تنفر


تنفر به طور ذاتی بار منفی دارد. «تنفر» کلمه بسیار سنگینی است. زخم این واژه بسیار عمیق است. بسیاری از زن و شوهرها از این واژه برای کارهای یکدیگر استفاده می کنند. در واقع از سنگینی این واژه سواستفاده می کنند تا خواسته های خود را به طرف مقابل تحمیل کند. اما این کار علاوه بر اینکه غیر اخلاقی است، ناراحتی های عمیقی در روحیه طرف هم ایجاد می کند. 

چاق

با تکرار واژه «چاق» در گوش همسر خود، او لاغر نمی شود. به جای استفاده از این واژه منفی که بار تمسخرآمیز دارد به او کمک کنید با ورزش و رژیم لاغر شود. برخی ها فکر می کنند اینقدر این را می گویم تا به خودت بیایی و لاغر شوی. اما این طور نمی شود. فقط به او لطمه روحی وارد می کنید. 

احمق / گُنگ


توهین به شعور طرف مقابل به هیچ عنوان ایده خوبی نیست. به طور کلی مسخره کردن دیگران بسیار غیراخلاقی است. اما زن و شوهرها باید بیشتر مراقب باشند تا به شعور و سطح درک یکدیگر توهین نکنند. در ضمن، اگر آنها خنگ و گنگ و احمق بوده اند که با شما ازدواج نمی کردند!

تنبل

با گفتن واژه تنبل نمی توانید کسی را مجبور کنید که زرنگ شود. تکرار این واژه باعث می شود طرف خودش هم باور کند تنبل است و اوضاع از آن چه بوده وخیم تر هم خواهد شد. 
از تو یاد گرفته ...

اگر فرزند شما کاری انجام می دهد که اعصاب شما را به هم می ریزد و اصلا تحمل آن را ندارید، فورا انگشت اتهام به سمت همسر خود دراز نکنید که او این کارها را از تو یاد گرفته است. 

این زشت / بی ارزش است


آیا شده است برای کسی کار خوبی انجام دهید و او در عوض تشکر، کاری انجام دهد که موجب ناراحتی شما بشود؟ شاید شما از دست‌پخت یا زیورآلات او خوشتان نیاید اما دلیلی ندارد برای خالی کردن حرص خود با او رفتاری زننده داشته باشید. همیشه تشکر و احترام گذاشتن به آدم ها نتیجه بهتر دارد. دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.

این مشکل من نیست


هنگامی که با کسی ازدواج می کنید مشکلات او، مشکلات شما می شود و برعکس. ازدواج یعنی شراکت در همه چیز. به جای اینکه خود را از مشکلات همسر خود دور کنید باید به او کمک کنید تا آنها را هر چه سریع تر برطرف کند. گفتن اینکه این مشکل من نیست هیچ مفهومی ندارد و نتیجه ای جز سرد شدن رابطه در انتظار شما نخواهد بود. 

عجله کن!


هیچ کس دوست ندارد این واژه را بشنود. تقریبا همه می دانیم وقتی دیر شده است باید عجله کنیم و همه تلاش خود را در این راستا انجام می دهید. بنابراین تکرار این واژه فقط باعث استرس و ایجاد فضای منفی می شود. 

ترکت می کنم


زن و شوهرها هنگامی که عصبانی هستند و کنترل اعصاب خود را از دست می دهند واژه های زشتی به یکدیگر می گویند و در خلال آنها شاید از عبارت بسیار سنگین ترکت خواهم کرد یا طلاق هم استفاده کنند. اگر واقعا نمی خواهید با فردی نامزدی یا ازدواج خود را ادامه دهید به جای تهدید واقعا این مساله را در جوی آرام مطرح کنید و از او بخواهید شما را ترک کند.  

چگونه زنان، مردان را ناامید می کنند؟!

می دانید با آمار مرد خود را گرفتن چه لطمه ای به خود می زنید؟ شما با این کار می خواهید همه موانع را از بین ببرید و رابطه خود را صمیمی تر کنید. اما در واقع به طور ناخواسته و غیر مستقیم او را از خود دورتر می کنید. شما با همیشه کنار او بودن و دایما در جریان همه چیز قرار گرفتن حتی به او فرصت نمی دهید در مورد احساس واقعی‌اش به شما فکر کند. از همه بدتر زمانی است که در نتیجه این همه تعقیب و گریز، در انتها مجبور می شوید در گوشه ای بنشینید و شاهد رفتن مرد خود باشید. همه زن ها دوست دارند تا مورد توجه و مورد علاقه مردهای خود باشند. همه دوست دارند مرد موردعلاقه شان آنها را به شام یا ناهار دعوت کند، با هم بیرون بروند و از زیبایی کنار هم بودن لذت ببرند. اما مردها قلق های خاص خود را دارند. یکی از مواردی که در میان همه مردها مشترک است این است که دوست ندارند مورد کنکاش و تعقیب زنان قرار بگیرند. این مساله آنها را نا امید می دکند و حس محدودیت به آنها می دهد. وقتی مدام آمار مرد خود را می گیرید و پیگیر این هستید که کجا رفت؟ با چه کسی رفت؟ چه کار کرد؟ او که بود؟ در فکرش چه می گذرد؟ و ... در واقع در حال تخریب آجر به آجر خانه رویاهای خود هستید. بیشتر زن ها بدون اینکه خود متوجه باشند این کار را انجام می دهند. زنان تصور می کنند اگر به طور پیوسته و هرازگاهی این تعقیب و گریز را انجام دهند، مرد متوجه آن نمی شود. زنان فکر می کنند نشان دادن علاقه خود به مردی که از او خوششان آمده کاری دوستانه و جالب است. اما واقعیت این است که با دنبال کردن یک مرد، گرفتن آمار او یا خودنمایی در برابر او برای جلب توجهش، دقیقا در جهت معکوس حرکت می کنید. شما با این کارها باعث می شوید تا آن مرد کاملا از شما دوری کند و تمایلی به برقراری رابطه با شما از خود نشان ندهد.برخی از رفتارهایی که زنان تصور می کنند خیلی دوستانه و جالب است اما در واقع مردها را ناامید می کند به شرح زیر هستند:•    قبل از اینکه او با شما تماس بگیرد، شما به او زنگ می زنید: این تماس می تواند برای صحبت در مورد مطلب جالبی باشد که در مجله خوانده اید، یا دعوت او به یک کنسرت یا رستوران باشد. حتی می تواند برای این باشد که از او بپرسید چرا به شما زنگ نزده است. •    تماس آغازکننده: ارسال ایمیل، برقراری تماس، اضافه کردن او به دوستان  فیس‌بوکی، ارسال کارت پستال و ....•    ارایه پیشنهاد یا برنامه ریزی: دعوت از او برای پیوستن به شما و شرکت در برنامه هایی که شما ترتیب داده اید. •    پرسیدن در مورد احساس او نسبت به خود: خیلی از زن ها دوست دارند از مرد موردعلاقه شان بپرسند چه احساسی به او یا رابطه بین خودشان دارد.بسیاری از زنان تقریبا همه این کارها را بدون اینکه به آن فکر کنند انجام می دهند. همه این موارد برای زن ها بسیار معمولی و نرمال به نظر می رسند و حتی شاید فکر کنند با این کارها و حرف ها صمیمیت خود را به طرف مقابل نشان می دهند. همه این موارد را نیز برای این انجام می دهند که می ترسند مبادا مرد مورد علاقه شان را از دست بدهند. اما باید بدانید این مسایل شما را از واقعیت دور می کند و برچسبی به عنوان «محتاج» را به پیشانی شما می زند. این کارها از همان ابتدا بوی جدایی می دهند و در آخر موجب می شوند تا دیگر از نگاه آن مرد جذاب یا دوست داشتنی نباشید. شاید برخی از مردها با این ترفندها به سمت شما بیایند، اما یا برای این است که در آن زمانی کسی را در اطراف خود ندارند، یا با شما همچون چند زن دیگری که در زندگیشان است رفتار می کنند. او هرگز خودش هم نمی داند چه حسی به شما دارد. شما هم هرگز نخواهید فهمید آیا او شما را دوست دارد یا خیر. بنابراین، بهترین کار جدا شدن از چنین رابطه هایی است. برای اینکه مرد موردعلاقه خود را به دست بیاورید و او را برای خود نگه دارید، کارهایی انجام ندهید که تصور کند شما دنبالش رفته اید. نباید مرد احساس کند شما مدام آمار او را می گرفته اید و این چیزی است که شما انتخاب کرده اید. در عوض، سعی کنید با همه زن های اطراف خود فرق داشته باشید. کارهایی را انجام دهید که مرد شما دوست دارد. برای علایق و احساسات او ارزش قایل باشید. هیچ چیز به اندازه احترام و اعتماد، به مرد بها نمی دهد. برای حفظ رابطه خود، هرگز او را تعقیب نکنید و نخواهید یواشکی از کارهایش سر در بیاورید. این که شما از همه کارهایی که مرد انجام می دهد مطلع باشید، قدرت زنانه شما را نشان نمی دهد، بلکه محتاج بودن و دخالت ها و جست‌وجوهای بی مورد شما را نشان می دهد که در آخر هم به ضرر خودتان تمام خواهد شد. 
 فصل، فصل پالتوست و ما هم می‌خواهیم در «چی‌رو با چی بپوشیم» این شماره با شما از ریزه‌کاری‌های پوشیدن پالتو بگوییم. از اینکه چطور رنگ پالتوی انتخابی‌تان را با سایر لباس‌های‌تان هماهنگ کنید تا خوش‌پوشی شماکاملا مشهود باشد و البته مثال زدنی!با طوسی بپوشیداگر رنگ دلخواه شمابرای پالتوهای زمستانی‌تان رنگ شتری است، این توصیه‌ها را جدی بگیرید.-  اول اینکه به ترکیب این رنگ با طوسی و قهوه‌ای فکر کنید.-  یادتان باشد لباسی که برای پوشیدن زیر این پالتو انتخاب می‌کنید می‌تواند یک تونیک بافتنی ظریف به رنگ طوسی باشد.-  اگر پالتوی شما یک پالتو با یقه انگلیسی پهن و بلند است، بهتر است سراغ یک تونیک یقه اسکی بروید تا رنگ طوسی آن کاملا به چشم بیاید.-  بهتر است در این ترکیب شالی که انتخاب می‌کنید تونالیته‌ای از رنگ طوسی و قهوه‌ای باشد.-  بهتر است این ترکیب را با یک پوتین به رنگ قهوه‌ای تیره و کیف به رنگ شتری هماهنگ کنید تا همه‌چیز تکمیل شود.به روز بپوشیداگر می‌خواهید کاملا به روز باشید به یک پالتوی پشمی چهارخانه که ایده اصلی طراحان جهانی برای پالتوهای امسال است، فکر کنید. -   اگر پالتوی چهارخانه‌تان مشابه نمونه پیشنهادی ماست می‌توانید به ترکیب آن با رنگ مشکی، طوسی و قهوه‌ای فکر کنید.-   رنگ مشکی را به شلوار و پوتین چرمی که انتخاب می‌کنید، اختصاص بدهید. -   اگر پالتوی شما هم درست مثل مدل پیشنهادی ما یک مدل اسپرت با یقه خرگوشی است بهتر است برای داشتن یک شلوار جین مشکی برنامه‌ریزی کنید تا شلوار پارچه‌ای.-   بهتر است رنگ شال و کیفی که انتخاب می‌کنید تونالیته‌ای از طیف‌های تیره و روشن رنگ قهوه‌ای باشد.-   و بالاخره می‌ماند رنگ طوسی برای پليوری که قرار است زیر پالتوی‌تان بپوشید!طلایی بپوشیدبرق یک پالتوی ماهوتی طلایی را هیچ وقت دست‌ کم نگیرید!-   اگر سراغ پالتویی با رنگی مشابه به رنگ پالتوی پیشنهادی ما می‌روید شک نکنید که بهترین رنگ برای ترکیب با آن رنگ مشکی است.-   رنگ مشکی در عین حال که برق این رنگ را مهار می‌کند و آن را چشم‌نواز‌تر می‌کند اجازه نمی‌دهد از جذابیت آن هم کاسته شود.-   بهتر است شلوار و پوتینی که انتخاب می‌کنید به رنگ مشکی باشد؛ همین‌طورشال انتخابی‌تان.-   اما در مورد انتخاب رنگ کیف‌تان آزادید. شما می‌توانید رنگ طلایی را برای رنگ کیف‌تان انتخاب کنید.-   اما برای نشان‌دادن حسن سلیقه و نکته سنجی‌تان در انتخاب می‌توانید به پلیوری با ترکیب رنگ مشکی و طلایی درست مثل نمونه پیشنهادی ما فکر کنید.قرمز بپوشیدیک پالتوی قرمز یک انتخاب متفاوت نیست اما اگر به ترکیب آن با رنگ مشکی، طوسی و سفید فکر کنید حتما تبدیل به انتخابی کاملا متفاوت می‌شود.-   بهتر است پالتوی قرمزتان را با یک دامن پشمی طوسی هماهنگ کنید. اگر دامن انتخابی شما مثل نمونه پیشنهادی ما راه‌های ظریف مشکی هم داشته باشد که چه بهتر!-   این ترکیب وقتی تکمیل می‌شود که شما دامن پشمی‌تان را با یک شومیز سفید و یک رولباسی ظریف مشکی هماهنگ کنید.-   در مورد کیف و کفش انتخابی هم باید به یک پوتین مشکی بلند فکر کنید اما بدون تردید بهترین رنگ برای کیف‌تان رنگ قرمز است.
کت تک، راز شما1. یکی از بهترین انتخاب‌ها برای آقایان رسمی پوش در روزهای زمستانی، داشتن کت تک است؛ به خصوص کت‌های تک با پارچه‌های پشمی که در برابر سرما هم از شما محافظت می‌کنند. یکی دیگر از ویژگی‌های کت‌های تک پشمی، داشتن بافت درشت است که از میزان رسمی بودن آنها می‌کاهد و حالتی اسپرت و نیمه رسمی می‌دهد. نمونه‌های طرحدار و چارخانه این کت‌ها هم بسیار متداول است. مدل‌های طرحدار به مراتب اسپرت‌تر هستند و انتخاب خوبی برای آقایان اسپرت پوش محسوب می‌شوند. این مدل کت‌های زمستانی، دست شما را برای انواع ست‌های زمستانی باز می‌گذارد. در انتخاب رنگ سراغ یکی از رنگ های خنثی مانند خاکستری، مشکی و... بروید که محدودیت رنگ هم برای ست کردن ایجاد نکند. 2. چنین کتی را می‌توانید با پیراهن و پلیور یا هر دو اینها ست کنید. این انتخاب را به عهده درجه حرارت هوا بگذارید؛ در روزهای  معمولی و نه چندان سرد، فقط پیراهن، در روزهای سرد، پلیور ودر روزهای خیلی سرد، ترکیب پیراهن و پلیور را امتحان کنید. برای زیر کت، پلیورهای ساده انتخاب بهتری هستند. از طرف دیگر چون کت برای شما تیپی کلاسیک می‌سازد، می‌توانید سراغ پلیورهایی که طرح کلاسیک دارند، بروید. پلیورهایی با طرح های لوزی معروف به اسکاچ انتخاب خوبی هستند. اگر کت با رنگ خنثی انتخاب کرده باشید، حالا دست شما در انتخاب پلیورباز است و می‌توانید رنگ‌های مختلف را امتحان کنید اما دقت کنید که رنگ‌های خاص مثل بنفش، قرمز و... در خاص کردن تیپ شما نقش مهمی دارند. 3. برای چنین ستی احتیاج به شلوار پشمی دارید تا ست شما در جنس و نوع پارچه هم تناسب داشته باشد. شلوارهای کتان انتخاب خوبي نیستند ولی چنین ستی با شلوار جین هم هماهنگی دارد. فقط در روزهای سرد پوشیدن شلوار جین چندان انتخاب خوبی نیست چون نه تنها در برابر سرما از شما محافظت نمی‌کند بلکه برودت هوا را به بدن منتقل می‌کند.اسپرت با کت 1. کت‌های اسپرت شما نقش لباس 4 فصل را دارند. در تمام فصول سال با عوض کردن، لباس زیر کت می‌توانید از این کت‌ها استفاده کنید، به‌خصوص اگر کت اسپرت شما رنگ تیره داشته باشد، در زمستان کارایی زیادی دارد. این نکته را بدانید که ست مشکی یکی از بهترین انتخاب‌ها برای زمستان است. 2. پوشیدن کت با پلیورهای یقه اسکی، یکی از کلاسیک‌ترین تیپ‌های زمستانی است. یکی از آن تیپ‌هایی که شیکی و وقار خودش را از دست نمی‌دهد اما بهتر است برای امروزی کردن این ست، پلیور و کت خود را در یک رنگ انتخاب کنید. این ست علاوه بر شیک بودن، یکی از گرم‌ترین ست‌هاست که از شما در برابر سرمای زمستانی به خوبی محافظت می‌کند. 3. کت و پلیورهای یقه اسکی را حتما با شلوار جین بپوشید چون شلوارهای پارچه‌ای، این ست را به شدت کلاسیک می‌کند و شما را شبیه مرد سالخورده و جاافتاده‌ای نشان می‌دهد اما شلوار جین حس و حال جوانانه و اسپرتی یه این ست می‌دهد. دست شما در انتخاب رنگ شلوار جین باز است اما شلوار جین به رنگ روشن انتخاب بهتری است چون تیرگی رنگ‌های بالاپوش را می‌شکند. تضاد میان این دو یکی از دلایل زیبایی این ست به شمار می‌آید. گرم مانند کاپشن 1. در بسیاری از روزهای سال، هیچ تن‌پوشی مانند کت قدرت محافظت از شما در برابر سرما را ندارد. پوشیدن کاپشن برای کسانی که باید با تیپ رسمی در محل کار حاضر شوند، انتخاب خوبی نیست اما این افراد می‌توانند سراغ یک گزینه بینابین بروند؛ کاپشن‌هایی که در طراحی و دوخت آنها از کت الهام گرفته شده است. یقه‌دار بودن و داشتن فرمی برش خورده از ویژگی این کاپشن‌هاست. این مدل کاپشن‌ها دست شما رابرای انواع ست بازمی‌گذارد و می‌توانید آن را با انواع پیراهن وپلیور بپوشید. برای روزهای سرد زمستانی، پوشیدن لباس‌هایی بارنگ تیره، احساس گرمای بیشتری در شما ایجاد می‌کند و انتخاب سنجیده‌تری است. از سوی دیگر چون امکان شست‌وشوی مدوام کت و کاپشن میسر نیست، انتخاب آنها در رنگ تیره معقول‌تر است.2. با داشتن چنین کاپشنی می‌توانید به راحتی ست رسمی و مردانه خودتان را بپوشید. انواع شلوارهای رسمی که برای حضور در محل کار می‌پوشید، با این لباس هماهنگی دارند اما یکی از بهترین انتخاب‌ها، شلوارهای مخمل هستند چون هم گرمای لازم برای روزهای سرد سال را دارند و هم حالت نیمه‌رسمی و نیمه اسپرت دارند.
مردم دلایل مختلفی برای خودیاری دارند: به طور دایم در درون خود به دنبال یافتن پاسخ بودن و مواجه شدن با مسایل مختلف باعث می شود تا انسان احساس افسردگی و درون‌گرا بودن داشته باشد؛ باعث می شود انسان غمگین و بیشتر مواقع ساکت باشد. اما بسیاری از انسان ها خودشان هم از این مساله خوشحال نیستند. دوست دارند این روند سکوت و همیشه درد کشیدن را در هم بشکنند و زندگی شاد و مملو از انرژی را تجربه کنند. جماعتی از روانشناسان و کارشناس اعتقاد دارند، انسان با از بیرون دیدن خود می تواند شادی را در لحظه های زندگی‌اش تجربه کند و رابطه اجتماعی بهتری نیز داشته باشد. برای دانستن مزایای برون‌گرا بودن ادامه مطلب را مطالعه فرمایید. خودتان را برانداز کنیددکتر رومن کرزناریک، واژه «برون‌نگری» را در مقابل درون‌نگری مطرح کرده است و اعتقاد دارد اساس و سنگ بنای برون‌نگری، هم احساسی و همدلی است. اینکه یک قدم از وجود خود بیرون بیایید و درست و حسابی خود را برانداز کنید و ببینید شما واقعا چطور هستید و از نگاه دیگران چطور دیده می شوید. در ادامه نیز به واسطه داشتن نگاه بهتر و درست تر نسبت به خود، می توانید روابط، خلاقیت و حتی سبک زندگی خود را تغییر دهید و بهبود ببخشید. با درد دیگران درد بکشیدهمدلی یکی از مسایلی است که دکتر کرزناریک آن را مطرح کرده است اما نباید آن را با ترحم و دلسوزی اشتباه بگیرید. مفهوم کلی آن درک درد دیگران بدون اعمال دیدگاه شخصی است. همدلی یعنی همچون اسفنج باشید و احساسات دیگر را به خود جذب کنید. این اتفاق زمانی روی می دهد که شما نیز با همه وجود حرف و درد او را درک کنید نه اینکه بخواهید به او احساسی متفاوت بدهید و او را از حالت کنونی خارج کنید.  درک کردن احساسات خودکلید اصلی افزایش حس همدلی در زندگی روزمره این است که همه احساسات خود را، حتی آنهایی که خیلی بزرگ نیستند را با همه وجود درک کنیم. اگر نتوانید غم و ناراحتی های خود را تاب بیاورید، بدون شک نمی توانید دردها و ناراحتی ها دیگران را نیز درک کنید و تحمل غمگینی اطرافیان برایتان مشکل و عذاب دهنده خواهد بود. بنابراین، از روی عادت و طوطی‌وار سعی در تسلی دادن دیگران خواهید داشت و نمی توانید از وضعیت درونی او درک درستی داشته باشید.   لحظه های سکوتبه اعتقاد دکتر دربا کاستالدو، همدلی می تواند درد و اضطراب حاصل از فرسودگی های روحی برای بهترین کارمند، مادر، همسر، دوست یا ... بودن را کاهش دهد. دلیل اصلی از پا درآمدن روحی مردم این است که همه تمرکز خود را به درون خود معطوف کرده اند. دکتر کاستالدو می گوید: اگر مردم سعی کنند به جای اینکه از دیگران توقع داشته باشند، ببینند خود چه در چنته دارند تا به دیگران اعطا کنند، افسردگی و اضطراب کمتری را در زندگی خود تجربه خواهند کرد. او برای این منظور توصیه می کند خاطرات روزانه خود را یادداشت کنید، برای خود شعار تعین و سعی کنید تمرکز خود را در رفتارهای خود بگذارید نه تفکرات درونی. خود را به جای دیگران گذاشتنبرای اینکه بتوانید همدلی را تجربه کنید، باید با افراد یا دوستانی بیرون بروید و وقت بگذرانید که در حالت عادی هرگز با آنها بیرون نمی روید. دکتر کرزناریک این کار را «ماجراجویی همدلانه» نامیده است. با این کار می توانید در حال و هوای دیگران زندگی کنید و دنیا را با نگاه آنها ببینید و به طور موقت، خود را به جای آنها فرض کنید. برای اینکه بتوانید حس همدلی را در خود تقویت کنید ، به دیدار افرادی بروید که همیشه از آنها دوری می کرده اید. مطمئن باشید این تمرینات روح شما را تعالی می بخشند و می توانید قدم های بزرگی در جهت خودسازی بردارید. صحبت با غریبه هاگاهی بد نیست برای تخلیه دردهای درونی خود، غریبه ای که فاز فکری و نگاه و وضعیت زندگی کاملا متفاوتی دارد را پیدا و با او درددل کنیم. البته از همان ابتدا شروع نکنید از مشکلات خود حرف زدن. ابتدا از او در مورد نگاهش به زندگی خانوادگی، جامعه، خلاقیت، مرگ یا ... بپرسید و به تدریج خود را برای بیان افکارتان آماده کنید. غنیمت شمردن لحظه هاهمدلی را تمرین کردن همیشه نیازمند ژست های خاص و بزرگ نیست. گاهی در سکوت نیز می توان همدلی کرد. اگر به طور دایم نگران هستید، اضطراب و حس ناامنی دارید، همدلی با خود می تواند میزان استرس را تاحد زیادی کاهش دهد. تمر چانسکی، روانشناس آمریکایی می گوید: بسیاری از استرس هایی که ما در زندگی تجربه می کنیم در نتیجه برداشت اشتباه از قصد و نیت اطرافیان است. اگر بتوانید کمی از افکار خود دور شویم و خود را به جای دیگران قرار دهیم، به خوبی می توانیم معنای صحیح رفتارهای آنها را تشخیص دهیم و درک کنیم. مطالعه کتاب های کلاسیکخود انسان های درون‌گرا نیز می دانند این روحیه نه برای خودشان و نه برای موقعیت اجتماعیشان خوب نیست. اما آنها انرژی لازم برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و نشستن پای حرف های افراد متفاوت از خود را ندارند. آنها نمی توانند به راحتی با غریبه ها سر صحبت را باز کنند. در چنین مواقعی، بهتر است کتاب رمانی کلاسیک را مطالعه کنید که قبلا به مطالعه آن تمایلی نداشته اید. تحقیقات ثابت کرده اند، مطالعه افسانه های کلاسیک می تواند حس همدلی و رفتارهای اجتماعی افراد را - بلافاصله پس از مطالعه – تحریک و تشدید کند. 
قرعه اگر خوب بیفتد، خیلی‌ها ممکن است به فینال برسند! منظور اینکه به قول آن کارشناس معروف «فوتبال عین زندگی است» و این‌طوری اگر به قضیه نگاه کنی، قرعه اگر خوب بیفتد، خیلی‌ها شاید به فینال برسند. اصلا چرا این همه «تیکی تاکا» برای رساندن منظور؟ اینکه چه اتفاقاتی در زندگی شما رخ بدهد، چه کسانی سر راه‌تان قرار بگیرند و... می‌تواند تعیین‌کننده باشد در موفقیت و شکست شما. ایده این مدلی نگاه کردن به فوتبال و اصطلاح‌های رایج در این ورزش از آنجا آمد که دیدم خیلی‌ها شیفته فوتبال هستند و حتی برای رساندن منظورشان به دیگران از فوتبال مثال می‌آورند. دایره‌المعارف استفاده از اصطلاحات فوتبالی در زندگی روزمره.پاس پشت دفاع: به فرصتی مناسب گفته می‌شود که روزگار یا کسی در اختیار آدم می‌گذارد. (موقعیت خوب در زندگی)به داوری باختیم: توجیه ناکامی در انجام یک کار. شکست در یک رقابت. ارجاع دادن ناتوانی های شخصی به عوامل بیرونی.موقعیت تک به تک: فرصتی استثنایی که در اختیار آدم‌ها قرار می‌گیرد که بتوانند به هدف برسند.  تک به تک را گل نکرد یا نمی‌کند: کسی که قدر موقعیت مناسبی را نمی‌داند و آن را به هدر می‌دهد.  پاس گل: همکاری دو یا چند نفره که باعث می‌شود یک نفر خودش یا مجموعه‌ای را به خواسته موردنظر برساند.  هافبک دفاعی: حامی، پشتیبان، فدایی! در کارهای گروهی، رئیس این عنوان را به شخصی می‌دهد که نقش حافظ منافع او را بازی می‌کند. مسی: طرف مسی است! بی نظیر بودن، خارق‌العاده بودن کسی. هم نشانه سرآمد بودن کسی در حوزه کاری خود است و هم در توصیف ویژگی‌های ظاهری به کار می‌رود. مهاجم هدف: آدم شاخص. کسی که مورد توجه است؛ هم به کسی گفته می‌شود که گروهی پشت سرش حضور دارند و برای رسیدن به هدف خاصی روی او حساب می‌کنند و هم به کسی گفته می‌شود که عده‌ای از بیرون به او توجهي خاص دارند (او – مرد/زن- یک مهاجم هدف است). محوطه جریمه: احساس خطر! نزدیک شدن کسی یا ماجرایی به مرحله‌ای که می‌تواند باعث اتفاقی تلخ شود.تکل از پشت: نابود کردن کسی یا جریانی با شدت عمل قابل توجه.  دریبل زن: رند. کسی که می‌تواند با توانایی‌های شخصی، خودش را از تنگنا بیرون بکشد. توانایی فرار کردن از دست منتقدان یا مخالفان. مهاجم کاذب: کسی که در طراحی شما برای کسی یا کاری، دور از چشم است اما در زدن ضربه نهایی نقش کلیدی را بازی می‌کند.دفاع آخر: قلدر، خشک، خشن، سختگیر، انعطاف‌ناپذیر، زبان نفهم! کسی که برای رسیدن به هدف باید از او عبور کنید (یا او را توجیه کنید) ولی این کار بسیار دشوار است.سرمربی: رئیس. کسی که سردسته است که با تقسیم وظایف میان اعضای گروه کاری را پیش می برد. شخص مورد قبول و احترام تمام اطرافيان در یک کار یا جریان. دستوردهنده.لیست مازاد: افرادی که در دوستی یا کار دیگر به درد شما نمی‌خورند. کنار گذاشتن آدم‌های ناکارآمد.خورد به ديرك دروازه: زمانی که به کسی سلام می‌کنید و او متوجه نمی‌شود.  هیچ‌کس برای ما توپ را نزد تو اوت: اصطلاحی است مترادف با «بی‌معرفتی» اطرافیان. به این مفهوم که کسی در زندگی هوای ما را نداشت و وقتی حال و روزمان خوب نبود كسي به دادمان نرسید. گلایه از روند زندگی.  هافبک بازی‌ساز: آدم به اصطلاح آچار فرانسه، کسی که می‌تواند به خوبی کارها را مدیریت کند و دیگران را به هدف‌شان برساند.  گل به خودی: طرف گل به خودی زد؛ انجام کاری که به خود یا دوستان لطمه بزند (خودزنی، دوستی خاله خرسه!). در حد بوندس لیگا: نشانه کیفیت چیزی یا کاری یا کسی. (اصطلاح لالیگا و در حد تیم ملی هم استفاده می‌شود).  بازیکن لیگ یکی: کسی که خوب است اما نه در حد لیگ برتر! ذخیره طلایی: دوستی که به شکل مستقیم در کار و کاسبی یا زندگی شما نقشی ندارد اما هربار که لازم باشد وارد بازی می‌شود و مشکلات شما را برطرف می‌کند.بازیکن خارجی: اضافه کردن کسی به مجموعه کاری، خارج از دایره دوستان یا روابط و کانال‌های همیشگی. وارد کردن چهره‌اي جدید در یک مجموعه کاری، بدون هیچ آشنایی مستقیم یا غیرمستقیم قبلی.  پدیده: کسی که فراتر از تصورات شما در کاری می‌درخشد. این عبارت البته معنی منفی هم دارد؛ کسی که اقدام به کارهایی عجیب و غریب می‌کند و رفتاری غیرقابل پیش‌بینی دارد.  زیرطاق! زد زیرطاق یا زدم زیرطاق: کسی که از پاسِ پشت دفاع، موقعیت تک به تک یا پاس گل (رجوع شود به معانی این عبارت‌ها) به خوبی استفاده کرده و گلی به یادماندنی به ثمر می‌رساند. آفساید: طرف در آفساید است. دماغش در آفساید است. عبارتی است قدیمی که بیانگر این‌کاره نبودن کسی در موقعیتی خاص یا ناجور بودن عضوی از اندام یک شخص یا مناسب نبودن کسی برای کاری خاص است.بازیکن لیگ برتری: آدم شاخص، کسی که داشتنش با ارزش است.  این بازی بیشتر از 3 امتیاز دارد! موفقیتی بزرگ در روابط شخصی یا کاری.  کارت زرد دوم: کسی که یکبار بابت انجام کاری اخطار دریافت کرده و با تکرار آن از رابطه شخصی یا کاری کنار گذاشته می‌شود.بازی خراب کن: بازیکن تخریبی. کسی که همیشه نه توی کار می‌آورد. غرغروی جمع! ضدحال! کوفت‌کننده‌خوشی‌ها! کارت قرمز مستقیم! رفتاری آن چنان بد و غیرقابل گذشت که مستحق کنار گذاشتن آنی کسی شود. کار تیمی: اصطلاحی برای همکاری چند نفره در روابط شخصی یا کاری (کار تیمی خوب / افراد ناموفق در کار تیمی).آبراموویچ!شخص پولدار. حامی ثروتمند. کسی که پیدا شدن سروکله‌اش در زندگی شما، می‌تواند باعث پیشرفت و انجام کارهایی شود که نیاز به سرمایه دارد. (هدایتی و اخیرا بابک زنجانی هم به کار می‌رود!) (کاربرد: کاش یک آبراموویچ در زندگی من پیدا می‌شد!).  بازی مستقیم: لحظاتی که شما امیدتان را برای رسیدن به هدف موردنظر از دست داده‌اید و بدون ترس از سنگین‌تر شدن شکست دست به هرکاری می‌زنيد، بلکه از باخت جلوگیری کنید.  یک و دو: درک متقابل، همکاری دونفره و موثر در کار یا دوستی.  زوج رؤیایی: ازدواج/دوستی/همکاری. کنار هم قرار گرفتن دو شخص که نتیجه‌ای ایده‌آل در پی داشته باشد (رابطه‌ای دونفره که به عنوان رابطه‌ای ایده‌آل مثال زدنی باشد).تبانی! وارد مذاکره شدن با کسی یا اشخاصی برای برنده شدن در یک رقابت (روابط شخصی/کاری) خارج از روند معمول. بازیکن دوپینگی: افراد وابسته به قرص یا دارو یا هرچیز که بدون این موارد کارایی خود (روانشناختی، اخلاقی، جسمی) را از دست می‌دهند. فرد معتاد!  کفش‌ها را آویختن پایان کار. بیرون آمدن از یک حوزه کاری یا کنار گذاشتن یک عادت شخصی. بازنشستگی. پایان.این بازی برگشت دارد!: کنایه از جبران یک شکست در کاری یا در یک رابطه شخصی، در فرصت بعدی.گروه مرگ! قرار گرفتن در جمع کسانی که کنار آمدن با آنها دشوار است یا آدم‌هایی هستند که موفقیت میان آنها بسیار دشوار است (دشوار بودن رسیدن به هدف، در شرایطی که برای رسیدن به این هدف ناچار به همکاری با آدم‌های نامناسب هستید).

با دخترهای پرتوقع چطور باید رفتار کرد؟

شما به عنوان یک مرد با دختری آشنا می شوید که به نظرتان همان فرد رویاهایتان است. حالتان با او خوب است و برای خوشحال کردنش هر کاری از دستتان بر می آید، انجام می دهید. اما به مرور زمان احساس می کنید این کارهای شما به نوعی وظیفه تبدیل شده است و او مدام از شما انتظارات بیشتری دارد. این توقع برایتان خوشایند نیست و همچون بندی برگردن خود می دانید آن را. این جا است که باید به این فکر چطور می توان هم به طرف مقابل محبت و همچنان آزادی و خوشحالی خود را نیز حفظ کرد؟

برخی از رفتارهای این زن ها به معنای واقعی آزاردهنده است. برای اینکه خود را قربانی خوشحالی او نکنید، اما در عین حال عشق و توجه موردنیازش را به او بدهید، ادامه مطلب را مطالعه کنید. 

1. همیشه مهربان باشید اما اجازه ندهید همچون پادری با شما رفتار شود

در یک رابطه صحیح و سالم هر دو طرف – زن و مرد – باید 100 درصد دهنده باشند. یعنی شما 100 درصد توجه و عشق و علاقه خود را به طرف بدهید و همین ها را به طور کامل و 100 درصد دریافت کنید. وقتی شما به عنوان مرد همیشه و در همه حالت نقش دهنده دارید و خانم فقط گیرنده و مصرف کننده است، شما بیشتر از اینکه نامزد یا دوست او باشید نقش خدمتگزار استخدامی او را دارید. باید در حالی که احترام و مهربانی خود را حفظ می کنید، ببینید آیا او نیز همین الطاف را به شما دارد؟ دربست در اختیار کسی بودن به معنای دوست داشتن نیست.

2. مراقب احساسات موجود در رفتارهای خود باشید که در اثر ترس از دست دادن هستند

متاسفانه، بیشتر مردها در مواجهه با زنان زیبا همه بزرگ‌منشی و اقتدار خود را از دست می دهند. مردها وقتی زنی زیبا اختیار می کنند، به قدری در زیبایی او غرق می شوند که می خواهند همه کاری انجام دهند تا این همه نعمت را از دست ندهند. ترس ناشی از، از دست دادن  طرف مقابل در رفتارهای انسان نمود پیدا می کنند. این را در نظر داشته باشید اگر در رابطه خود همیشه نگران رفتن طرف مقابل باشید، اعتماد به نفس خود را از دست می دهید و دیگر خودِ واقعیتان نیستید. عشق و دوست داشتن باید شادی آفرین باشد. باید در کنار زن موردعلاقه خود احساس خوشبختی و رهایی داشته باشید. قرار نیست به واسطه علاقه به او دنیا را برای خود جهنم کنید. 

3. نترسید از اینکه با او مخالفت کنید

زنی که خیلی خودخواه است و همیشه به روش خود پیش می رود و حرف های دیگران را نیز قبول ندارد، وقتی با مخالفت شما روبه رو شود، جنجال به پا می کند و می خروشد، اما این را بدانید: هنگامی که آرام شود، بیش  از پیش برای شما ارزش قایل خواهد شد. واقعیت این است که این رفتارها نوعی ترفندهای زیرکانه زنانه است که برخی برای شناخت بیشتر شریک خود این رفتارها را از خود بروز می دهند. هنگامی که شما تسلیم همه خواسته های آنها می شوید، مطمئن باشید زن نمی گوید: «آه! چه عزیز مهربانی!» بلکه با خود می اندیشد شما انسان ضعیفی هستید که یک زن به راحتی می تواند شما را روی یک انگشت خود بچرخاند. 

یک جنتلمن واقعی باشید. زنان هرچه قدر هم اعتراض کنند و غر بزنند اما گاهی دوست دارند مورد مخالفت مرد خود قرار بگیرند. در واقع دوست ندارند همیشه حرف، حرف آنها باشند. البته از این حرف سوبرداشت نکنید و از فردا روند مخالفت در پیش بگیرید! باید با هوشیاری و سنجش موقعیت ها بهترین رفتار را از خود بروز دهید. 

4. اجازه ندهید او به شما حس گناه بدهد

اگر دوست دارید آخر هفته با دوستان خود بیرون، باشگاه، ورزش یا تفریح مردانه بروید به نامزدتان بگویید: «من امروز ترجیح می دهم پیش دوستانم بروم و فوتبال تماشا کنیم». همین. لازم نیست چیزی را توضیح دهید. لازم نیست بگویید: «دوست من روی حرف من حساب کرده و من فقط دوسه ساعتی می روم و زود بر می گردم». این باعث می شود تا زن طور دیگری به شما نگاه کند. حتی این تصور اشتباه در ذهنش به وجود می آید که خودتان راضی به رفتن نیستید. وقتی دوست دارید جایی بروید و کاری انجام دهید که به رابطه شما لطمه ای وارد نمی کند، چرا از موضع ضعف وارد می شوید؟

5. برای خود ارزش و احترام قایل شوید

بهتر است اینجا با هم صادق باشیم: آیا برای نگه داشتن نامزد خود بسیار تلاش می کنید اما او این گونه نیست؟ اگر این طور است، باید بدانید در آینده دل‌شکستگی های بسیاری را تجربه خواهید کرد. اگر او برنامه هایتان رابه هم می زند و از اینکه به شما نزدیک شود، پرهیز می کند و شما همچنان در تلاش هستید تا نظرش را به خود جلب کنید، بدانید این رابطه دوام چندانی نخواهد داشت. در این مواقع باید با تحقیق در مورد گذشته و دایره دوستان صمیمی او متوجه شوید در روابط قبلی خود چگونه بوده است. اگر همیشه پرتوقع بوده و به یک نفر بسنده نمی کرده و پس از مدتی پسرها را رها کرده است، مطمئن باشید همین کار را با شما نیز خواهد کرد. به جای اینکه منتظر شوید تا او را با مرد دیگری در جایی ببینید، این رابطه اشتباه را از همان ابتدا خاتمه دهید.   

 ما می گوییم خارج رفتن کلاس دارد. شما می گویید نه؟ یک نگاه به دور و اطرافتان بیندازید. چقدر آدم های خارج رفته را تحویل می گیرند؟ وقتی در یک مهمانی کسی را اینطور معرفی می کنند که از آمریکا، آلمان، فرانسه، لندن یا حتی مالزی آمده است، چقدر توجه ها جلب او می شود؟ چند نفر دور او جمع می شوند، سوال های عجیب و غریب می پرسند و با اشتیاق و شگفتی به صحبت هایش گوش می دهند؟ چند نفر در ذهن خود این گمان را می بردند که یارو آدم حسابی است؟ بدون اینکه بدانند در خارج کشور چه می کرده، درس خوانده یا نخوانده و ... از طرف دیگر هم مهاجراتی ذوق زده داریم. مثل همان هایی که در شبکه های ماهواره ای مقابل دوربین برایمان استارتر و تیرامیسو درست می کنند و گاهی یادشان می رود که به جای CREAM بگویند خامه! همان هایی که وقتی پای صحبتشان می نشینی، معلوم می شود سه، چهار سال بیشتر نیست که پایشان به این طرف آب باز شده. چه اتفاقی افتاده است که آنها کشورشان را ترک کرده اند؟ چرا وقتی کسی برمی گردد، فارغ از اینکه چه تجربه هایی کسب کرده و چه توشه ای با خودش آورده، برای ما فرد مهمی تلقی می شود؟ در ادامه سه روایت از سه جوان مهاجر داریم که در گفتگو با اسماعیل قدیمی، دکتر علوم ارتباطات اجتماعی، علل و چگونگی رخداد آنها را بررسی کرده ایم.

روایت اول

سارا، ترم دوم دانشگاه تصمیم می گیرد تا تحصیلاتش را در خارج کشور ادامه دهد. او به لندن می رود و در یکی از کالج های آنجا مشغول به خواندن زبان انگلیسی می شود. اما این سبک زندگی، شش ماه بیشتر دوام نمی آورد و او با وجود موفقیت در آزمون های کالج، تصمیم می گیرد بار و بنه اش را جمع کند و برگردد. مشکل اصلی سارا، همان پدیده رایج Home sick یا دلتنگی برای دیار و خانه و افسردگی بود که خیلی از اطرافیانش هم به آن دچار بودند، اما رویشان نمی شد به آن اعتراف کنند و بخواهند برگردند. آنها خیلی به سارا افتخار می کردند و به اومی گفتند که کار شجاعانه ای می کند. سارا هم بعد از بازگشت مدت ها مشغول پاسخگویی به سوال های اطرافیانش بود؛ اطرافیانی که این اقدام او را غیرعاقلانه وسطحی می پنداشتند. انگار او به همه خوشی ها و بهترین ها پشت پا زده و فرد بی لیاقت و ناشکری است که اروپا را رها کرده و به ایران برگشته است!

روایت دوم

شیما، 22 ساله است و از سال پیش دانشگاهی به فکر خروج از کشور بود. به همین خاطر در سال کنکور خیلی هم به خودش سخت نگرفت و برایش مهم نبود قبول بشود یا نه که قبول هم نشد و بلافاصله در تابستان همان سال به نیویورک مهاجرت کرد. با گذشت سه سال، هنوز موفق به قبولی در دانشگاه نشده است و همچنان در کلاس های متفرقه آموزشی شرکت می کند. از عکس های پروفایل فیس بوکش هم معلوم است اوقات زیادی را در مکان های تفریحی و ساحل ها می گذراند.

در میان صحبت هایمان عموما به جای چون می گوید بیکاز (Because) و هالیدی (Holiday) نقش بسیار مهمی را در زندگی اش ایفا می کند! شیما دوست ندارد به ایران بازگردد و تقریبا با همه دوستانش در ایران هم قطع رابطه کرده است. او دوستان جدیدی در نیویورک پیدا کرده که هالیدی های هیجان انگیزی را برایش رقم می زنند!

روایت سوم

از وقتی با او آشنا شدم، در حال تحقیق و تفحص درباره دانشگاه های اروپایی برای ادامه تحصیل بود. سال اول دانشگاه بودیم و من فکر می کردم اینطور که گازش را گرفته، به سال دوم نرسیده، رفته است اما با گذشت چهار سال، هنوز اینجاست و هنوز هم که پای صحبت هایش می نشینی، در جریان جدیدترین اخبار آن ور آب است. یعنی خبر دارد که دو پوند شهریه های دانشگاه های اروپایی کم و زیاد شده، یا فلان تظاهرات صورت گرفته، یا حال و هوای پیشواز کریسمس چطور است. اما خبر ندارد - یا شاید برایش مهم نیست - که رئیس دانشگاهمان عوض شده، یا فلان جشن و سخنرانی در راه است و چند هفته پیش که دو روز تعطیل بود، به خاطر تاسوعا و عاشورا بوده است! در کل که انگار در عالم دیگری سیر می کند و اگر محدودیت مالی خانواده دست و پایش را نبسته بود، تا الان اینجا نمانده بود.

«عدم بازتولید ارزش های فرهنگی و اختلال در نظام ارزشی فرد» (روایت دوم و سوم)

در کشور ما، ارزش های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی به خوبی بین نسل ها منتقل نمی شود. به این معنی که چه خانواده ها، چه نهادهای آموزشی از جمله آموزش و پرورش و دانشگاه ها و چه رسانه ها مانند صدا و سیما، نتوانسته اند این ارزش ها را به خوبی به نسل جوان بشناسانند. سهم رسانه ملی به عنوان بازوی تبلیغاتی کشور، در این نارسایی بسیار قابل توجه است. رسانه ای که در این سال ها با وجود تمام تلاش ها، نتوانسته در انتقال مفاهیم و ارزش ها مانند میهن پرستی، فرهنگ ایرانی - اسلامی، شهادت و ... موفق عمل کند و استفاده از کلیشه ها، سد بزرگی بر سر راه رسیدن به اهدافش بوده.

در شرایطی که حس میهن پرستی به درستی به کسی معرفی نشده و این احساس در او شکل نگرفته، طبیعی است که فرد دچار نوعی بی تفاوتی نسبت به کشور خود می شود. چیزی که باعث می شود با افزایش مشکلات، فرد زندگی در کشور خود را غیرممکن بداند، به راحتی آن را رها کرده و راهی کشوری دیگر شود.

در این شرایط بعد از مهاجرت، فرد به سادگی جذب فرهنگ سامان یافته و منسجم کشور مقصد شده و رفتارش نیز تغییر می کند. به این ترتیب، فرهنگ غربی، جای خود را در دل مردم به عنوان فرهنگ والا و برجسته باز می کند.

«قدرت رسانه های کشورهای توسعه یافته (مهاجر پذیر)» (روایت سوم)

کشورهای توسعه یافته نیاز بیشتری به نیروی کار متخصص دارند و طبیعی است که قدر آنها را هم بیشتر می دانند. به همین خاطر برنامه های دقیقی برای جذب نیرو از کشورهای دیگر تدوین می کنند که این وسط نقش رسانه ها، برای تبلیغ کشور، امکانات و مزایای آن بسیار مهم است. دکتر قدیمی معتقد است کشورهای توسعه یافته با برنامه های تبلیغاتی درست و تاثیر گذار، اوضاع وشرایط زندگی در کشورشان را از همه لحاظ خوب و مطلوب جلوه می دهند و تا حد ممکن عیب های خود را می پوشانند.

البته این تصاویر خیلی هم خلاف واقع نیست. چون ایران کشوری در حال توسعه است و مسلما در مقایسه با کشورهای توسعه یافته، جذابیت های کمتری دارد. اما با اینحال آنها گزینه های خوبی را پیش روی نیروهای متخصصی که بخواهند به کشورشان مهاجرت کنند، می گذارند. بسیاری از این رسانه ها، در سیاه نمایی و بزرگنمایی مشکلات و کمبودهای کشورهای در حال توسعه هم کوشا هستند. به همین خاطر در ذهن بسیاری از مردم، کشورهای اروپایی و آمریکایی، به عنوان منبع مهمی از فرصت ها شناخته می شود.

«ضعف در اقناع افکار عمومی» (روایت دوم و سوم)

رسانه های قدرتمند که اکثرا متعلق به کشورهای توسعه یافته هستند، در راضی نگه داشتن و اقناع افکار عمومی، بسیار موفق عمل می کنند. رسانه ملی ما اما از عهده انجام چنین کاری به درستی برنیامده! نمونه های بسیاری از جمله انتخابات 88، بهار عربی، وقایع سوریه و حتی انتخابات 92 هستند که رسانه ملی در سیر حوادث و جریانات از مردم عقب افتاده و نتوانسته به سوال های آنها پاسخ دهد، آنها را راضی کند و آینه تمام نمایی برای همه مردم باشد.

نیاز به دانستن و آگاهی اما همیشه در مردم وجوددارد. چنین نیازی مردم را به سمت رسانه های قدرتمند کشورهای خارجی می کشاند که هدفی غیر از آنچه که در داخل دنبال می شود، دارند. طبیعی است که این رسانه ها هم تابع سیاست های فرهنگی کشور خود باشند و فرهنگ خود را به دنیا عرضه کنند. در چنین شرایطی کسی که ضرر می کند، کشورهای جهان سومی از جمله ایران هستندکه در نبود رسانه های قدرتمند، مردم آنها جذب رسانه های خارجی شده وتحت تاثیر آنها قرار می گیرند.

«مشکلات و نابسامانی های داخل کشور» (هر سه روایت)

یک نگاه به خودتان بیندازید! احتمالا شما هم جزو خیل کسانی باشید که جایی در گوشه و کنار ذهنشان فکر مهاجرت وجود داشته. دلیل شکل گرفتن چنین فکری چه بوده؟! از موارد خاص که بگذریم، آیا کسی که عزم مهاجرت می کند، دلیلی جز ناامیدی از بهبود شرایط داخلی دارد؟!

از موارد خاص که بگذریم، آیا کسی که عزم مهاجرت می کند، دلیلی جز ناامیدی از بهبود شرایط داخلی دارد؟! آمارها می گویند که جواب این سوال، قهرا منفی است! زیرا در دو دهه 60 و اواخر سال 80 که شرایط سیاسی وداخلی ایران نامناسب و بسته بود، آمار مهاجرت نیز به شکل قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کرد.

کسی که شرایط محل زندگی اش را سخت و آن را مانع رسیدن به اهدافش می بیند، راه مهاجرت در پیش می گیرد. این دقیقا همان چیزی است که در قرآن کریم هم به آن اشاره شده: «ان الذین توفاهم الملائکه ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالو کنا مستضعفین فی الارض، قالو الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها...» (سوره نساء، آیه 92)

روایت آخر

امیر، در رشته مهندسی برق، از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد و طبق برنامه ای که چیده بود، برای ادامه تحصیل در همین رشته، به یکی از دانشگاه های خوب در کانادا رفت و توانست برای ادامه تحصیل بورسیه هم بگیرد. امیر، حالا که دانشجوی دکتری است، موفق شده به عنوان استادیار در دانشگاه مشغول به کار شود و فرصت خوبی برای پیشرفت به دست آورده است. او دورادور پروژه هایی را در تهران دنبال می کند و قصد دارد بعد از اتمام تحصیل، مدتی به تهران برگردد تا ساز و کار کارگاهی متشکل از دوستان جدید و قدیمی اش را آماده کند و سپس تصمیم بگیرد که کجا زندگی کند.

امثال امیر کم نیستند اما کسانی مانند او در میان خیل مهاجران به خارج از کشور، در اقلیت قرار دارند. همانطورکه در همه جای جهان نخبه ها در اقلیت هستند. درست است که ایران بالاترین میزان فرار مغزها را در جهان دارد، اما مهاجرت و پدیده فرار مغزها، دو موضوع جدا از یکدیگر هستند. 

هر کسی از کشور مهاجرت کرده، نخبه نیست. قبول ندارید؟ نگاهی به اکثریت شرکت کنندگان در مسابقه های شبکه «من و تو» از جمله بفرمایید شام بیندازید، به تحقیق دستگریتان می شود.

نگاهی مختصر به ایرانیان مقیم آمریکا

به دست اقلیت؛ به نام اکثریت

داستان ساده است. ایران بالاترین نرخ فرار مغزها را در کل دنیا دارد و آمار بسیار بالایی در مهاجرت به خارج از کشور می روند، نخبه هستند؟ آیا همه آنها در خارج از کشور در حال افتخارآفرینی هستند؟ بیایید نگاه مختصری به این مسئله بیندازیم و شرایط ایرانیان مقیم آمریکا (به عنوان کشوری که مقصد اصلی عالی ترین نخبه های ایرانی بوده) را بررسی کنیم.

طبق سرشماری رسمی که در سال 2000 در کشور آمریکا صورت گرفت، تعداد ایرانیان حاضر در این کشور معادل 338 هزار نفر بود. این عدد شامل جمعیتی است که به طور داوطلبانه خود را ایرانی معرفی کرده اند. حوادث یازدهم سپتامبر 2001 اما شرایط را برای ایرانیان تا حدودی تغییر داد. بعد از آن بود که جرج بوش، بی شرمانه ایران را در محور شرارت قرار داد و با اتهامی بی اساس مبنی بر حمایت ایران از القاعده و تروریسم، کار را برای ایرانیان مقیم آمریکا سخت کرد. طوری که ایرانیان ترجیح می دادند ملیت و هویت اصلی شان را برای دوری از نگاه بدبینانه آمریکایی ها مخفی نگه دارند.

در سرشماری سال 2010 آمریکا، تعداد ایرانیان حاضر در این کشور به 289 هزار و 485 نفر کاهش پیدا کرد حال آنکه دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا اعلام کرده که بیش از 900 هزار پرونده گذرنامه از ایرانیان مقیم آمریکا در اختیار دارد «شورای ملی ایرانیان آمریکا» هم جمعیت ایرانیان مقیم این کشور را بیش از یک میلیون نفر ارزیابی می کند.

کالیفرنیا، ایالت محبوب ایرانی هاست. جایی که طبق آمار رسمی حدود 160 هزار نفر ایرانی در آنجا زندگی می کنند و 0.45 درصد جمعیت آن را تشکیل می دهند. ایرانی ها بین 67 گروه مهاجر در آمریکا، تحصیل کرده ترین مهاجران به حساب می آیند.

طی تحقیقی که دانشگاه ماساچوست (MIT) انجام داده، بیشتر از 25 درصد ایرانیان حاضر در آمریکا، مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا دارند. 500 استاد برجسته ایرانی در دانشگاه های آمریکا در حال تدریس هستند و به گفته واشنگتن پست، هفت هزار دانشجوی ایرانی در میان یک میلیون و دویست هزار دانشجوی کشور آمریکا وجوددارند. 20 درصد ایرانیان آمریکا درآمدی بیش از میانگین ملی درآمد خانوار در آمریکا دارند.

در تحقیقی که توسط موسسه Fortune در مورد 500 شرکت بزرگ و عمده آمریکایی از جمله جنرال الکتریک، AT & T، وریزون، اینتل، سیکو، موتورولا، اوراکل، لوسنت تکنولوژی، نورتل نت ورک و eBay صورت گرفته، 50 نفر ایرانی در سمت های ارشدمدیریتی آنها حضور دارند. کسانی که ارزش دارایی هایشان بیش از 200 میلیون دلار ارزیابی می شود.

شاید سازمان فضایی آمریکا (ناسا) ویژه ترین معبدی باشد که روح پراستعداد ایرانی در آن حلول کرده. حرف های زیادی در مورد تعداد کارکنان ایرانی حاضر در این سازمان هست، که البته هیچ کدام معتبر نیستند. طبق این صحبت ها، تعداد ایرانی ها از 70 تا 400 نفر تفاوت می کند. در حالی که تعداد کل کارمندان ناسا چیزی در حدود 19 هزار نفر است! بعضا گفته می شود که 43 درصد از دانشمندان ناسا ایرانی هستند اما تنها یک جستجوی مختصر کافی است تا مشابه این ادعا (و چه بسا شدیدتر از آن) را از سوی مردممصر، چین، پاکستان، هند و ... نیز بشنوید.

وضعیت ایرانیان مقیم آمریکا خیره کننده است. از نظر تحصیلی، شغلی، اقتصادی و ... ایرانیان وضعیت خوبی دارند اما نکته ظریفی این میان وجود دارد. این افتخاراتی که توسط ایرانیان در آمریکا (و دیگر کشورها) ثبت شده، توسط چند درصد از آنها انجام شده؟! تازه این آمار مربوط می شود به کشوری که نخبه ترین نیروهای انسانی ایران، به آنجا مهاجرت کرده اند. با تمام اینها، در نهایت حدود یک پنجم ایرانی ها، دارای چنین افتخاراتی هستند و باقی آنها، مردمی عادی هستند که صرفا مکان زندگی شان را به علل گوناگون تغییر داده اند.

شاید این مختصر آمار (و البته بسیار آمار و ارقام دیگری که جای آنها در این نوشته نیست) این واقعیت را نمایان کنند که مهاجرت و فرار مغزها دو پدیده جداگانه هستند. شاید این را ببینیم که هر کسی که از ایران رفت، لزوما فرار مغزها صورت نگرفته. اینکه هر کسی که خارج از کشور زندگی می کند، لزوما نخبه نیست.

حتی در میان با اعتماد به نفس ترین افراد نیز کسانی هستند که گاهی از لرزیدن دست رنج می برند و در مواجهه با افراد غریبه به لکنت زبان می افتند و صدایشان می لرزد. سوال بسیاری از افراد این است که چگونه در مکالمات با غریبه ها با اعتماد به نفس باشیم و چگونه به مقابله با اضطراب آشنایی برویم. واین الیز، روانشناس آمریکایی در جدیدترین شماره مجله Psychology Today درصدد است که به ما نشان دهد چگونه باید از پس اضطراب ناشی از آشنایی برآمد.

اضطراب آشنایی عبارت است از ترس از نزدیک شدن و آشنا شدن با فرد ناشناسی که شما او را در جمع فرد جذابی دریافتید. اگر شما از اضطراب آشنایی بالینی رنج می برید، بروید و یک درمانگری که بتواند داروهای مناسبی برای شما تجویز کند یا اینکه شما را به قبل از 1984 برگرداند، پیدا کنید. من نمی توانم کمکی بکنم. من بیشتر مکانیک تعاملات انسان ها هستم.

خوشبختانه مثل نرم افزارهای مورد نیاز فایرفاکس هستم که همه مردم به آن نیاز دارند چرا که بیشتر مردم از یک اضطراب آشنایی غیربالینی رنج می برند. یک نوع مشکل رایج که موجب دلسردی ما می شود و مانع از این که به فرد مورد علاقه مان نزدیک شویم و باب آشنایی باز شود. اکثر ما به طور عادی می توانیم زندگی هر روزه خود را به خوبی اداره کنیم اما باز اگر کسی را در جمعی ببینیم و بخواهیم به او نزدیک شویم، دچار همان اضطراب می شویم. باز خشک می شویم و در وضعیتی گیر می کنیم که من به آن «رفتار مرد یخ زده» یا «رفتار دختر یخ زده» می گویم.

این مشکل ممکن است برای هر کسی پیش بیاید. شاید این وضعیت حتی برای خود شما هم که مشغول خواندن این مقاله هستید، رخ بدهد. آن دختر را می بینی؟ معطل چی هستی؟ برو با او صحبت کن. نگاه کن منظورم چی است؟ چندین سال پیش گزارگری با من مصاحبه می کرد، یک گزارشگر تلویزیونی خوش تیپ که برای یک برنامه تلویزیونی کار می کرد. او می خواست درباره آشنایی با غریبه ها بیشتر بداند و من در این مورد چه چیزهایی یاد می دهم.

بعد از بیان سوالاتش از من چند سوال پرسید: «مشکل این افراد بازنده که شما به آنها درس می دهید، چیست؟»، «آنها از چه چیز در صحبت با غریبه ها می ترسند؟» میکروفون را گرفتم و به زنی شاد که مشغول خوردن ناهار بود، اشاره کردم و گفتم: «به آن زن خوشحال نگاه کن. برو با او حرف بزن و سعی کن با او صمیمی شوی. البته بدون دوربین و میکروفن.»

شما احتمالا حدس می زنید که او نتوانست این کار را انجام دهد. او منجمد شده بود. زن های بسیاری در سراسر دنیا شبیه این زن هستند. آنها بازنده نیستند. مردمی عادی و موفق اند که در هنگام آشنایی با فردی غریبه، اضطراب به سراغشان می آید. آنها همیشه از رد شدن و ناشناخته ماندن در هراس هستند. اگر از یک نفر در خیابان بپرسید با ترس نزدیک شدن به یک فرد غریبه در یک میهمانی چگونه باید کنار آمد، می بینیم سخنرانی درباب اینکه چقدر آسان می شود با افراد غریبه آشنا شد و با آنها معاشرت کرد، برای شما ایراد می کند.

متاسفانه برخی از افراد برای صمیمی شدن با دیگران از الکل استفاده می کنند. شاید این روش برای آنها کارآمد بوده است اما من فکر می کنم مصرف الکل کار عاقلانه و واقع گرایانه ای نیست و همانند اکثر علاج های رایج برای رفتار یخ زده افراد مناسب نیست. شاید اگر مردم اتکا به الکل را متوقف کنند، صنعت الکل سازی در جهان 95 درصد نفع تجاری خود را از دست بدهد. باشد؛ اینها ارزیابی های شخصی من است اما مهم این است که شما نکته من را گرفته باشید.

شاید شما از روش ان.ال.پی چیزی شنیده باشید. رویکرد ارتباطاتی مبتنی بر برنامه ریزی زبانی/ عصبی که در واقع نوعی شبه علم است. افراد در این رویکرد فقط حقه زدن به ذهن خود برای نترسیدن از حرف زدن با افراد غریبه را یاد می گیرند. آنها از فلش کارتهای خرگوش کوچولو ومدل های پایه دار استفاده می کنند. فالگیرها نیز مدعی اند برای مقابله با اضطراب آشنایی، راهکارهایی دارند. آنچه این دو گروه نمی دانند این است که مشکل این افراد اضطراب نیست، مشکل نبود عمل است.

بنابراین اگر شما تجربه چنین اضطرابی را دارید، دنبال راه حل جادویی برای کاهش ترستان نباشید. به جای این کارها می توانید اضطرابتان را قورت دهید و در هر کجا که فرصت دست داد با غریبه ها حرف بزنید. می دانم که شما وقتی غریبه ها را نگاه می کنید، می ترسید ولی باید به هر ترتیب ممکن به آنها نزدیک شوید.شاید با طرد آنها مواجه شوید اما شما باید در ذهن تان فقط پیروزی را ترسیم کنید.

بعد از یک ماه که اینگونه رفتار کردید از شما می خواهم که رفتار مقابله با ترس را ادامه دهید. این ایده من است که بدن انسان نیاز به ترس دارد. یک آدم سالم ذره ای ترس را در تمام زندگی اش نیاز دارد. بدون ترس شما نمی توانید با خودتان چالش کنید و بزرگ شوید. من تجویز می کنم 2 دقیقه ترس مطلق برای هر روز لازم است.

می خواهم عادت مواجهه با ترس را در درونتان گسترش بدهم. اگر از تاریکی می ترسید چند روز یک بار اتاق تان را تاریک کنید و چند دقیقه ای آنجا بنشینید. همه افراد باید یک مراسم برخورد با ترس برای خود ترتیب بدهند و هر روز آن را تکرار کنند. در جریان زندگی روزمره تان به دنبال افرادی باشید که از برقراری و ارتباط با آنها ترس دارید. برایتان مثالی می زنم. یک روز بهاری در پارک مرکزی نیویورک پیاده راه می رفتم. هوا آفتابی بود و مردم مشغول بازی و خنده بودند. در مسی رخودمبه دو پیرمردی برخوردم که با هم مشغول صحبت بودند. موزیک آرامی را هم گوش می کردند.

بدون اینکه اصلا بفهم آنها چرا تمایل دارند با من حرف بزنند، سر صحبت را باز کردم. اول فکر کردم شاید بخواهند درباره آب و هوا حرف بزنند. شاید می خواستند شیرینی که در دستشان بود تعارف کنند. چه کسی می داند که در ذهن آن دو پیرمرد چه می گذشت. نمی خواستم با صحبت درباره ژورنال انجمن روانشناسی آمریکا که در دستم بود، صحبتم را با آنها شروع کنم.

اما سهل انگارانه این کار را کردم، بدون اینکه راه عاقلانه تری پیدا کنم. وقتی بی حوصلگی شان را دیدم وجدانم به من لگد زد. این کار من بهدلیل ترس آشنایی بود. به خودم قول دادم که دیگر هیچ ترس اجتماعی نداشته باشم. باید همراه آن پیرمردها در پارک شروع به راه رفتن می کردم.

امروز این ترس به راحتی می توانست به حباب یخ زده رفتار من تبدیل شود. آنها بعد از تغییر رویکرد من در صحبت هایم با من همراه شدند و خندیدند. این کار درست بود که برای لحظاتی با آنها گپ زدم. آنها را آدم های جالبی دیدم. برای اجرای نمایشنامه ای آماده می شدند. شاید به نظر شما هم اتفاقی که برایم افتاد مسخره بیاید. من مرد بزرگسالی هستم که تعاملات اجتماعی برای زندگی را برای صدها نفر از مردم و به عنوان کاری معمولی تدریس می کنم اما هنوز اضطراب آشنایی دارم. همه ما می توانیم اضطراب آشنایی را تجربه کنیم اما همیشه فکر نکنید که این اضطراب باعث می شود که در آشنایی با غریبه ها خرابکاری کنید. فقط مهم است دست به عمل بزنید و از روی اضطرابتان رد شوید.

طاسی قابل درمان است

ریزش موی سر و طاسی یکی از علل شایع مراجعه به متخصصان پوست و مو است. این مشکل علاوه بر مردان در زنان هم به وفور دیده می‌شود.

طاسی در واقع یک واکنش فیزیولوژیک چند‌ژنی است که توسط هورمون‌های مردانه در افرادی که دارای استعداد ژنتیک هستند، رخ می‌دهد که می‌تواند در هر سنی بعد از بلوغ آغاز شده و تا نیمه‌های عمر به‌طور کامل بارز شود. دکتر حمیدرضا آبایی، متخصص پوست و مو و زیبایی و عضو هیأت علمی دانشگاه‌ علوم پزشکی تهران در مورد این عارضه و راه‌های درمان آن در این گفت‌وگو بیشتر توضیح می‌دهد.

آقای دکتر اصلا طاسی سر چگونه اتفاق می‌افتد؟
در این بیماری موهای سر کم‌کم نازک و ضعیف می‌شوند. به این حالت اصطلاحا شکل مینیاتوری گفته می‌شود. با این وضعیت کم‌کم موها در ناحیه شقیقه‌ها ریزش می‌کند و با پس‌ریزش، محل رویش موی سر به شکل M انگلیسی درمی‌آید.

این مشکل مخصوص زنان هم هست؟
نه، این شکل، ممکن است در زنان رخ ندهد و ریزش مو به صورت منتشر در کل سر متظاهر شود. پهن شدن فرق سر نخستین تغییری است که با این عارضه در زنان دیده می‌شود. این مشکل در خانم‌هایی که مشکل طبیعی هورمونی هم دارند ممکن است رخ دهد و گاهی یک عامل ژنتیک مثبت در سابقه خانوادگی وجود دارد که تأثیرگذار است.

ریزش مو در زنان تا چه حد ممکن است پیشرفت کند؟
گاهی ریزش مو در خانم‌ها آن‌قدر پیشرفت می‌کند که پوست کف سر به راحتی قابل رویت است. البته طاسی کامل مردانه به شکلی که در آقایان دیده‌ می‌شود در خانم‌ها بسیار نادر است. در این عارضه چه در آقایان و چه در خانم‌ها هورمون مردانه موسوم به دی‌هیدروکسی‌تستوسترون مقصر اصلی چربی محسوب می‌شودکه در پوست سر سبب افزایش چربی پوست و افزایش ریزش موها می‌شود.

علل ریزش مو چیست؟
گاهی علل ریزش مو می‌تواند در اثر کمبود آهن، ویتامین‌ها و املاح باشد که از طریق مصرف غذاهای حاوی آهن و ویتامین می‌توان به خوبی این کمبود را جبران کرد. از سوی دیگر امراض داخلی مانند مشکلات تیروئیدی و حتی زایمان عامل مؤثر دیگری در افزایش ریزش مو هستند. همچنین واضح است که اگر بتوان هورمون دی‌هیدروکسی‌تستوسترون را در پوست سر کاهش داد، می‌توان به توقف ریزش مو کمک کرد. از طرفی با افزایش جریان خون در پوست سر نیز می‌توان مواد مغذی و املاح مورد نیاز را بهتر به فولیکول مو یا ریشه مو رساند.

داروها در رفع این مشکل مؤثرند؟
بله، برخی داروها همچون محلول ماینوکسیدیل با افزایش جریان خون در پوست سر، سبب بهتر شدن خون‌رسانی به موها می‌شوند و از این رو پیاز مو تقویت خواهد شد. اما ممکن است در اوایل درمان باعث افزایش ریزش مو شود و به محض قطع کردن دارو نیز همین مشکل یعنی ریزش مو مجدداً رخ دهد.

البته امروزه داروهای گیاهی هم به کمک درمانگران آمده که به مراتب کم‌عارضه‌تر است. اینطور نیست؟
بله گیاهانی مثل گزنه و عصاره گیاه دم اسب و رزماری سبب افزایش جریان خون در پوست سر می‌شوند. امروزه می‌توان از محلول‌های گیاهی در همین راستا بهره برد. از سوی دیگر اخیرا ماده‌ای به نام پروکاپیل و عصاره‌های گیاهی از جمله بابونه و گزنه دیده شده که سبب کاهش هورمون‌های مؤثر در ریزش مو می‌شوند که در نتیجه استفاده این مواد، افزایش جریان خون و تغذیه ریشه موها و کاهش هورمون دی هیدروکسی تستوسترون اتفاق خواهد افتاد. با این کار هم سبب تقویت موها می‌شویم و هم به رویش مجدد آن کمک می‌کنیم. علاوه بر این امروزه نوعی قرص موسوم به پروپشیا یا در اصطلاح فین استراید جهت جلوگیری از ریزش مو در آقایان رواج یافته است. این دارو اگرچه برای بزرگی خوش‌خیم پروستات در اصل تجویز می‌شود اما برخی از پزشکان آن را در دوزهای پایین‌تر یعنی حدود یک‌میلی‌گرم روزانه جهت جلوگیری از ریزش مو طبق مکانیسم مذکور تجویز می‌کنند. از آنجایی که استفاده از محلول‌های موضعی ضدریزش مو با منشأ گیاهی موسوم به لاینین به صورت سطحی و لایه‌ای تنها در محل ریشه مو اثر کرده و فاقد عوارض جانبی گسترده داروهای خوراکی و شیمیایی هستند، پیشنهاد می‌شود افراد در تجربه اولیه درمانی خود از اینگونه درمان‌های گیاهی بهره گیرند.

آقای دکتر در سال‌های اخیر استفاده از برس‌های سر با نور قرمز و شانه‌های حاوی لرزاننده نیز بسیار سر و صدا کرده است.عده‌ای مدعی هستند که این وسایل به‌عنوان عاملی در کاهش ریزش مو و تحریک رشد مو است.
در این خصوص باید گفت که تحقیقات ثابت‌شده‌ای برای تأیید اثر اینگونه برس‌ها تاکنون در اختیار نیست و توصیه می‌شود بیماران فریب این‌گونه تبلیغات را نخورند.

نکته آخر :
در پایان باید گفت که تنها راه رفع بی‌مویی و طاسی کاشت مو به روش‌های علمی و زیر نظر متخصصان دوره دیده است که از این طریق می‌توان موهای پشت سر که به صورت دائمی هستند را در ناحیه جلوی سر و ناحیه طاسی پیوند کرد.

با سلام. من 20 ساله هستم؛ 164 سانتي متر قد و 60 كيلو وزن دارم. اما شكمم بسيار بزرگ شده و اين باعث خجالت و ناراحتي من است. هم مي‌‌خواهم وزن كم كنم هم شكمم را آب و سفت كنم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.

خانم محترم اضافه وزن شما 2 و نيم تا 3 كيلوگرم بيشتر نيست ولي با وجود اين ميزان اضافه وزن براي كوچك كردن ناحيه شكم از مصرف مواد قندي تصفيه شده و فرآورده‌هاي حاوي قند، چربي، سوسيس، كالباس، انواع شيريني، شكلات و هله هوله‌ها خودداري كرده و از ميزان غذاي فعلي خود به مقدار كمي كاسته و به فعاليت‌هاي بدني در قالب پياده روي مرتب، انجام ورزش‌هاي كششي در ناحيه شكم و انقباض و انبساط مرتب عضله شكم حتي حين كار و راه رفتن اقدام كنيد. به‌طور قطع به تدريج به نتيجه مطلوب دست خواهيد يافت.


من خانمي 27 ساله هستم با قد 165 و وزن 66 كيلوگرم. البته 72 كيلوگرم بودم و با رژيم گرفتن به وزن فعلي رسيده‌ام. اصلا غلات نمي‌خورم. الان هم در اين وزن مانده‌ام در ضمن سردرد عصبي هم دارم. لطفا مرا راهنمايي كنيد.


البته مبادرت به موقع به كاستن از وزن اضافي از طريق بهره‌گيري از رژيم‌هاي مناسب و متعادل براي هر انساني كه علاقه‌مند به حفظ تناسب اندام توام با حفظ سلامت و سرزندگي است، قويا توصيه مي‌شود. ولي حذف اين يا آن ماده غذايي يا كاهش شديد ميزان انرژي دريافتي به‌طور صاعقه‌آسا، روش مناسبي از نظر دانش تغذيه تلقي نمي‌شود. از طريق هر گروه غذايي هرم غذايي نيازهاي ميلياردها سلول بدن به اين مواد مغذي يا تركيبات مفيد و مؤثر خاصي تامين مي‌شود چه بسا سردردهاي عصبي شما به‌دليل حذف كامل غلات باشد كه از جمله مواد تامين‌كننده بسيار ارزشمندي از بعد انرژي، پروتئين، مواد معدني و ويتامين‌هاي خاص هستند كه اين مواد در قاعده مواد‌غذايي قرار دارند و بالاترين ميزان انرژي و پروتئين از اين گروه مواد‌غذايي تامين مي‌شود. 
 البته خاطرنشان مي‌شوم چاقي و لاغري را ميزان كل انرژي دريافتي كه از طريق مصرف انواع خورد و خوراك و نسبت مصرف آن در ارتباط با سن، جنس، ميزان فعاليت و محيط زندگي و زمينه‌هاي ژنتيك و حالت فيزيولوژيكي موجب مي‌‌شود نه نوع مواد يا گروه خاصي از مواد‌غذايي.
  ضمنا در رابطه با سردردهاي عصبي شما، اگر احتمال ميگرن در خانواده داده شود، استرس‌ها، كم خوابي‌ها، نشستن طولاني مدت مقابل كامپيوتر و تلويزيون و استفاده از لامپ‌هايي كه روشن و خاموش مي‌شوند، از عوامل تحريك بروز سردرد تلقي مي‌شوند. 


هدف رژيم گيرنده‌هاي علاقه‌مند به تناسب اندام و سلامت، كاستن از وزن خود نيست بلكه حفظ طولاني مدت موفقيت‌هاي به دست آمده بدون بروز بيماري‌هاي ناشي از نبود تعادل، تنوع و تناسب دوران اجراي برنامه‌هاي رژيم و ورزش است كه در هر صورت به‌تدريج با برگشت اجتناب ناپذير وزن كاسته شده برطرف خواهد شد


 من 26 ساله هستم با قد 163 و وزن 77 كيلوگرم. به چه صورت مي‌توانم به اندام زيبايي برسم؟

«مشكلي نيست كه آسان نشود، مرد آنست هراسان نشود» اضافه وزن زمان حال شما، حاصل بيش دريافت انرژي مازاد بر نيازتان در طول ماه‌ها و سال‌هاي گذشته‌تان است. به همان نسبت كه به‌تدريج چاق شده‌ايد اگر خواهان بدني سالم، ذهني پويا، شاد و سالم هستيد با كاهش 300 تا 500 كيلو كالري از ميزان مصرف غذاي فعلي‌تان در روز مخصوصا از طريق كاهش مصرف تنقلات و هله هوله‌ها و افزايش تدريجي فعاليت بدني به‌مدت يك ساعت در روز در قالب پياده‌روي، شنا و دوچرخه‌سواري نه تنها مي‌توانيد وزن اضافي خود را كاهش دهيد بلكه به هيچ‌يك از عوارض حاصل از اجراي برنامه‌هاي جانبي و من درآوردي كه اكثرا جنبه تجارتي و تبليغاتي دارند دچار نخواهيد شد. براي دستيابي به هدف خود، كارتان را از همين امروز آغاز كنيد چرا كه فردا خيلي دير است و چه بسيار فردا‌ها كه نيامدني هستند و هر روز امروز را به فردا و فردا را به پس فردا خواهيد افكند.

24 سال دارم با قد 168 و وزن 55 كيلوگرم. در عرض 7 ماه با رژيم، ورزش و كوهنوردي وزنم را از 80 به 55 رسانده‌ام. از اندامم فوق‌العاده راضي هستم اما دچار شل شدگي پوست شده‌ام. بايد چه كنم؟



بانوي محترم، علت شل شدن پوست و وارفتگي‌هاي ايجاد شده در اندام شما كاهش سريع 25 كيلوگرم از وزن‌تان در كوتاه مدت است كه فرصت لازم و كافي به پوست خود نداده‌ايد كه جمع و جور شود و خود را با وضعيت جديد وفق دهد. متأسفانه چون حضرتعالي قادر به ادامه و حفظ رژيم غذايي برگزيده‌تان توام با حفظ ميزان ورزش و كوهنوردي به ميزان فعلي براي مدت زماني طولاني‌تر نخواهيد بود، متاسفانه موفقيت ظاهري فعلي شما به‌تدريج و به‌طور خزنده‌اي از دست خواهد رفت. هدف رژيم گيرنده‌هاي علاقه‌مند به تناسب اندام و سلامت، كاستن از وزن خود نيست بلكه حفظ طولاني مدت موفقيت‌هاي به دست آمده بدون بروز بيماري‌هاي ناشي از نبود تعادل، تنوع و تناسب دوران اجراي برنامه‌هاي رژيم و ورزش است كه در هر صورت به‌تدريج با برگشت اجتناب ناپذير وزن كاسته شده برطرف خواهد شد به شرط اين‌كه تنوعي در تناول غذا و تعديل و انجام فعاليت‌هاي بدني‌تان ايجاد كرده و تداوم بخشيده و با صلاح‌ديد متخصصين مورد اعتمادتان با جايگزيني مواد حياتي كاهش يافته از طريق مصرف مكمل‌هاي ويتاميني و مواد معدني اقدام كنيد. «رهرو آن نيست كه گهي تند و گهي خسته رود/ رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود»
من دكترضيالدين مظهري، متخصص تغذيه و رژيم درماني در اين شماره شما را با پرونده دو خواهر كه با رعايت دستورالعمل‌هاي من هم قد خود را افزايش داده و هم وزنشان را كاهش داده‌اند، آشنا مي‌كنم.

هر خانواده‌ يك خصوصيت ويژه براي‌خودش دارد كه در چند دقيقه اول معاشرت با اطرافيان بروز مي‌كند. اين ويژگي مي‌تواند رنگ مشترك چشم‌ها يا شكل استخوان‌بندي، چاقي و لاغري باشد. ممكن است اين ويژگي يك خصوصيت روحي مشترك باشد كه خانواده‌اي را از بقيه متمايز مي‌كند.  خانواده جوادي صادق هم يك ويژگي بارز دارند كه حتي در نگاه اول هم به راحتي خود را نشان مي‌دهد: عزم و اراده. اراده‌اي كه به دو دختر نوجوان اين خانواده كمك كرد در طول يك‌سال قد، وزن و شرايط سلامت خود را متحول كنند. پادينا دختر 10ساله خانواده جوادي صادق كه هم شاعر است و هم نقاش، رهبري اين تحول خانوادگي را به‌عهده گرفته است. او در 9سالگي تصميم گرفت با چاقي و كوتاه قدي مبارزه كند و با اين كار خواهر 17 سا‌له‌اش را هم بر سر غيرت آورد. 



شروع غيرمنتظره

ماندانا جوادي صادق، خواهر بزرگ پادينا كه اكنون 18 ساله است مي‌گويد: «من قبل از عيد 89 احساس كردم ديگر از اضافه وزنم خسته شده‌ام و مي‌خواهم كاري در رابطه با آن انجام بدهم. آن زمان وزن من به 66 كيلوگرم رسيده بود. خواهر كوچكم، پادينا مدتي بود تحت نظر دكتر مظهري قرار داشت و نتيجه خيلي خوبي گرفته بود. پيش خودم گفتم چرا من اين كار را نكنم؟ پس براي گرفتن وقت، اقدام كردم و در همان مدت زماني كه منتظر وقت دكتر بودم حركات كششي و فعاليت زياد و رعايت غذايي را شروع كردم.» تلاش‌هاي خودجوش ماندانا كه با الهام از موفقيت خواهر كوچك‌ترش شكل گرفته بود باعث شد تا در يك ماه انتظار براي ملاقات با دكتر مظهري 2 كيلوگرم سبك‌بار‌تر شود. 

عبور از مرز موفقيت

در طول يك‌سال گذشته با رعايت برنامه غذايي و ورزشي دكتر مظهري، ماندانا موفق شده تا نه تنها 10 كيلوگرم از وزن اضافه خود را كم كند بلكه در 18سالگي كار دشوار افزايش 2 سانتي متر قدش را هم از 158 به 160 با موفقيت به انجام برساند. مادر ماندانا و پادينا، خانم جوادي صادق كه با مهرباني و صبوري در اين راه همراه دو دخترش بوده مي‌گويد: «دكتر مظهري با توجه به قد من و پدر ماندانا، قد 159 را براي او تعيين كرده بود  اما ماندانا موفق شده مرز تعيين شده را رد كند و ما اميدواريم تا 165 سانتي متر هم قد بكشد.» 



ديگر نمي‌توانم زياد بخورم

رژيم توصيه شده دكتر مظهري به ماندانا و پادينا يك رژيم متعادل و متنوع است كه به گفته ماندانا غير از حذف هله هوله‌ها و كنترل مقدار غذا، شما را مجبور به رعايت و انجام كار خاصي نمي‌كند. ماندانا مي‌گويد: «من با رژيمم خيلي راحت هستم. من و پادينا عادت داشتيم بعد از ظهرها با شير يا چاي يك تكه كيك يا شكلات بخوريم. اين عادت را به كل كنار گذاشته‌ايم و حالا در خانه ما غيراز تنقلات رژيمي چيزي پيدا نمي‌شود. ميزان غذاي ما هم مشخص است. من كه بيشتر از حد تعيين شده، نمي‌توانم بخورم و اگر در خوردن افراط كنم دل درد مي‌گيرم. در واقع بدنم به اين سيستم عادت كرده است.»



آرزوهاي  دست يافتني

پادينا خيلي از وزن و قد جديدش راضي است و اعتقاد دارد موفقيتش را مديون رعايت كردن دقيق برنامه ورزشي و غذايي دكتر مظهري است. او دوست دارد كمي لاغر‌تر شود تا چربي‌هاي شكمش به‌طور كلي ناپديد شوند و البته دلش مي‌خواهد سير صعودي افزايش قدش كماكان ادامه داشته باشد.  ماندانا هم كه امسال كنكوري است دوست دارد باز هم قد بكشد و بتواند وزن متناسبش را براي هميشه با ورزش و تغذيه درست حفظ كند. او مغز خود را براي كنكور با 15دقيقه ورزش اول صبح و يك 5/1 تا 2ساعت فعاليت بدني در روز آماده مي‌كند. 



بستني هم مي‌خورم

پادينا خواهر 10 ساله ماندانا كه در شروع رژيم و ورزش،  الهام بخش خواهرش بوده دليل مراجعه به دكتر مظهري را مي‌گويد: «من در بين هم كلاسي‌هايم خيلي تپل‌تر بودم. اكثر  بچه‌هاي كلاس لاغر بودند و من هم دلم مي‌خواست لاغر شوم و اين‌كه قد بكشم. وزن من 44 كيلوگرم بوده و الان به 39 كيلو رسيده است و قد من هم 135 بوده كه الان 141 شده است.» خانم جوادي‌صادق كه با افتخار به دخترانش نگاه مي‌كند، مي‌گويد: «خوبي بچه‌هاي من اين است كه ناخنك نمي‌زنند و دقيقا همان كاري را انجام مي‌دهند كه دكتر مظهري به آنها توصيه كرده است. امكان ندارد كه پادينا سر يخچال برود و چيزي بخورد. هر آنچه من براي او آماده بكنم مي‌خورد، همين. حتي با وجود اينكه پول هم هميشه در كيفش هست هيچ‌وقت بيرون خوراكي نمي‌خرد.»
از پادينا درباره وسوسه‌هاي بوفه مدرسه و چشم و هم چشمي در خريدن و خوردن خوراكي‌ها مي‌پرسم با خنده جواب مي‌دهد: «وقتي بوفه مدرسه چيزهاي جديدي مي‌آورد من هم دوست دارم بخرم. البته از مادرم اجازه مي‌گيرم ولي نمي‌دانم چرا هر بار كه خواستم هله هوله‌اي را امتحان كنم يا بوفه مدرسه آن را تمام كرده يا ديگر آن خوراكي را نمي‌آورد!»
تنها چيزي كه پادينا خيلي دوست دارد، بستني است كه البته از آن محروم هم نشده و هر چند وقت يك‌بار دكتر مظهري براي جايزه پيشرفتش اجازه مي‌دهد بستني بخورد.



حرف آخر

ماندانا و پادينا مايه افتخار پدر و مادرشان هستند. اراده آن‌ها باعث شده تا به الگوي خيلي از دوستان و آشنايان تبديل شوند. ماندانا مي‌گويد: «دكتر مظهري را خيلي دوست دارم. ايشان خيلي خوش اخلاق و مهربان هستند و دوست دارم در اينجا از ايشان براي همه زحمت‌هاي‌شان تشكر كنم.» خانم جوادي صادق هم كه از نتيجه برنامه‌هاي غذايي- ورزشي دخترانش خيلي راضي است از ما خواسته تا پيام قدراني‌شان را از اين طريق به گوش دكتر مظهري برسانيم. البته ديد پادينا نسبت به مسئله كاملا متفاوت است. او مي‌گويد: «دكتر خيلي مهربان است و هربار كه من خوب پيشرفت مي‌كنم به من بستني جايزه مي‌دهد!» جالب اينكه پادينا تصميم دارد براي دكتر مظهري يك نقاشي ويژه به همراه اشعارش هديه بدهد.



بازگشايي پرونده خواهران جوادي صادق

گاهي بين مراجعان خود به والديني بر مي‌خورم كه پر از احساس مسئوليت و علاقه‌مند به سرنوشت فرزندان خود بوده و براي تامين و تضمين سعادت، رفاه، سلامت و شادكامي فرزندان‌شان حتي فراتر از توان‌شان از بعد مادي و معنوي از هيچ تلاش و كوششي فروگذار نكرده و تمام سختي‌ها را به جان مي‌خرند. شايد يكي از نمونه‌هاي قابل تقدير خانم جوادي صادق، مادر محترم دوشيزگان پاديناي 10 ساله و مانداناي 18ساله باشد كه بنا به توصيه جناب دكتر عامري به اينجانب مراجعه كرده بودند. آغاز آشنايي بنده با ايشان در تاريخ 20/8/88 به‌علت دل نگراني‌هاي‌شان در ارتباط با خانم پادينا دختر 10 ساله‌شان با وزن 5/43 كيلوگرم و قد 135 سانتي‌متر بود كه با دارا بودن شاخص توده بدني BMI معادل 86/23 از جمله كودكان چاق بر شمرده مي‌شدند. ديگر موارد قابل توجه در قبال نامبرده با توجه به نتايج آزمايشگاهي عبارت بودند از كم خوني، ‌تناسب نداشتن ميزان كلسيم به فسفر و كاهش شديد ذخيره آهن. 
از عادات غذايي نامبرده گرايش شديد به نوشيدن آبميوه، شربت و ميل كردن كيك و بيسكويت، بستني، كره و مربا و خامه با عسل بود. از 3 ماه قبل از مراجعه به اينجانب براي تعديل وزن خود مبادرت به حذف شام كرده بودند. در قبال تعديل وزن اضافي ايشان 2هدف را مد نظر قرار داده و برنامه‌هاي تغذيه‌اي و مكمل‌هاي مورد نياز را درنظر گرفته، در طول يك‌سال يعني از تاريخ 20/8/88 لغايت 29/8/89 با فاصله‌هاي 5/2 ماه جمعا 5برنامه تغذيه‌اي براي ايشان توصيه شد كه حاصل همكاري‌هاي به عمل آمده، افزايش 6 سانتي‌متر به قد زمان مراجعه و دستيابي به قد 141 سانتي‌متر بود. از وزن زمان مراجعه ايشان 5/43 كيلوگرم به ميزان 4 كيلو كاسته شده بود و شاخص توده بدني ايشان به ميزان86/19 تقليل پيدا كرده بود و از محدوده اضافه وزن و چاقي به محدوده طبيعي رسيده است. ولي در قبال خانم ماندانا جوادي صادق 18 ساله با قد 158 و وزن 64 كيلو با زمان بلوغ 13 سالگي- يعني 4سال قبل از زمان مراجعه- در تاريخ 12/12/88 وضعيت فرق مي‌كرد. ماندانا خانم تحت‌تاثير موفقيت خواهرشان در كاستن تدريجي وزن توام با افزايش قد با 2 هدف مشخص به جمع ما پيوسته بود: كاهش وزن و افزايش قد. در قبال كاهش اصولي و ماندگار وزن به ايشان قول مساعد داده شد ولي از آنجايي‌كه ظرفيت تعيين شده قد از انتقال مستقيم زمينه ارثي پدر و مادر او به 160 سانتي متر محدود مي‌شد و در مدت 4 سال گذشته بعد از آغاز نخستين سيكل ماهانه هيچ افزايشي در قد حاصل نشده بود انتظار افزايش قد وجود نداشت. در 4 سال گذشته ايشان مرتبا در حال وزن‌گيري بودند به‌طوري‌كه در تاريخ مراجعه با وزن 800/63 كيلوگرم نسبت به قدشان بالغ بر 12 كيلوگرم افزايش وزن را يدك مي‌كشيدند. به هر صورت مثل هر مراجعه‌كننده جديد اولويت اقدام ما علاوه بر تن‌سنجي، جمع‌آوري اطلاعات و دسته بندي و تحليل نقاط ضعف و قدرت بود كه در همان ابتدا انجام شده بود. از موارد قابل توجه در پرونده ايشان مشخص شد كه ايشان، نيز مبتلا به كم خوني بوده و سيكل نامرتبي دارند و از چند سال گذشته به اين طرف به چاقي‌هاي موضعي دچار شده‌اند. ضمن اينكه ناراحتي گوارش دارند و مرتبا از قرص‌هاي رانيتيدين و آرام بخش استفاده مي‌كنند، از خوردن شكلات لذت مي‌برند و برعكس از خوردن بادنجان به هر نحوي كه پخته شود بيزار هستند. شب‌ها دير مي‌خوابند و روزها به‌مدت يك‌ساعت استراحت مي‌كنند.
 از 21 ارديبهشت ماه تا 20 مرداد و از 20 مرداد تا 29 آبان 2 برنامه ديگر به ايشان داده و تاكيد شد با اجراي دقيق مقادير تعيين شده براي هر گروه از مواد‌غذايي هرگز از حذف وعده و ميان وعده‌هاي تعيين شده عدول نكرده و از تمام گروه‌هاي غذايي و از انواع مواد‌غذايي متنوع تشكيل‌دهنده يك گروه غذايي در طول روزها و هفته‌ها استفاده كنند. مسئله خواب به موقع شب و فعاليت بدني سبك روز را نيز از مد نظر دور ندارند. 
 دستاورد همكاري صميمانه و اجراي دقيق توصيه‌هاي به عمل آمده، افزايش قد به ميزان 2سانتي متر و كاهش وزن از 800/63 كيلوگرم به 56 كيلوگرم بود يعني با احتساب 2سانتي‌متر افزايش قد، به ميزان 800/9 كيلوگرم شد. اين موفقيت در كنار بهبود كامل ناراحتي معده و شادابي و حصول اعتماد به نفس بيشتر براي دستيابي به قد بلندتر حتي فراتر از ميزان به ارث رسيده و تثبيت و حفظ تناسب اندام تا آنجايي‌كه لازم است به دست آمد؛ اين در حالي است كه با توجه به زمينه‌هاي ژنتيك و سپري شدن سال‌هاي متمادي از آغاز بلوغ، امكان افزايش قد بعيد به‌نظر مي‌رسيد؛ مگر از ژن‌هاي شاخه پدري و مادري كه قد بلندتر از پدر و مادرشان به نامبرده ارث رسيده باشد. برنامه مناسب ديگري در تاريخ  27 بهمن ماه سال‌جاري به ايشان توصيه شد.



نكات در خور توجه خانواده‌ها

1-نقش تغذيه در تعيين سرنوشت غنچه‌هاي زندگي‌تان از دوران حتي قبل از بارداري و وزن ورود به حاملگي و افزايش سيستماتيك وزن‌ دوران بارداري در تعيين قد و وزن تولد و برنامه‌ريزي‌هاي ريشه‌اي دوران جنيني از نظر علمي كاملا محرز و به اثبات رسيده است. 
2-تغذيه دوران نوزادي، شيرخواري، كودكي، نوپايي سپس قبل از مدرسه و دوران مدرسه نيز در روند رشد هنجار و ناهنجاري‌هاي رفتارهاي تغذيه‌اي بسيار اثر‌گذار و دائمي است. 
3-دوران پيش بلوغ و بلوغ كه در دختر خانم‌ها بين 9 تا 13 سالگي و گاهي به ندرت در 14سالگي و در پسران 14 تا 16 سالگي رخ مي‌دهد از ايام بسيار حساس و تاثيرگذار تلقي مي‌شود. دراين دوران به‌علت افزايش سرعت تقسيم سلولي جهش‌هاي چشمگيري در قد و وزن به وقوع پيوسته و نيازهاي عاطفي، روحي و تغذيه جسماني كودكان بسيار افزايش پيدا مي‌كند.

از کليه هاي خود مراقبت کنيد تا به قلب شما آسيب نرسد

شايع‌ترين علت بيماري قلبي، سخت‌شدن رگ‌هاي خوني است. اين اتفاق از زماني شروع مي‌شود كه چربي‌ها در رگ‌هاي خوني تجمع مي‌يابند. امكان دارد تجمع اين چربي‌ها از دوران جواني شروع شود، حتي در افراد بدون بيماري‌هاي كليوي، با گذشت زمان كلسيم نيز به اين تجمع چربي اضافه مي‌شود و پلاك‌هايي را ايجاد مي‌كنند كه قادر هستند سرخرگ‌هاي كوچك در اندام‌هايي مانند قلب، مغز و كليه را مسدود كنند. البته عوامل بسياري در ايجاد سختي عروق (اترواسكلروز) دخالت دارند. در اينجا به بعضي از عوامل خطر براي بروز اترواسكلروز و بيماري قلبي در بيماران مبتلا به بيماري مزمن كليوي و شيوه‌هاي پيشگيري از آنها مي‌پردازيم.

فشار خون را چگونه کنترل کنيم ؟
فشارخون بالا يكي از شناخته‌شده‌ترين عوامل موثر در بروز حمله قلبي و سكته مغزي است. معمولا فشارخون را با دو عدد گزارش مي‌كنند، عدد فوقاني (خط كسر) فشارخون سيستوليك و رقمي كه پايين قرار مي‌گيرد فشارخون دياستوليك است. افزايش هر دو فشارخون خطر ابتلا را افزايش مي‌دهند، به ويژه در افرادي كه سيگار مصرف مي‌كنند يا مبتلا به ديابت هستند يا اينكه سطح كلسترول بالايي دارند.فشارخون 85/130 ميلي‌متر جيوه، طبيعي و براي بيماران كمتر از 65 سال مناسب است، در فشارخون 90/140 ميلي‌متر جيوه شانس سكته مغزي خيلي بيشتر از احتمال حمله قلبي است. بيماراني كه پروتئين در ادرارشان دفع مي‌شود يا كاهش عملكرد كليه دارند به نظر مي‌رسد اين سطح فشارخون ميزان آسيب‌رساني به كليه‌ها را كه از پيش مبتلا به بيماري كليوي بوده‌اند، كاهش مي‌دهد.راه‌هاي فراواني براي كاهش فشارخون بدون استفاده كردن از دارو وجود دارد. يك رژيم غذايي كم‌نمك، ترك سيگار، كاهش وزن و ورزش. البته به ياد داشته باشيد بيشتر افراد براي پايين نگه‌داشتن فشارخون حد طبيعي كه منجر به كاهش احتمال بروز بيماري‌هاي قلبي شود و كليه‌ها نيز محافظت شوند، نياز به مصرف دارو دارند.به طور متوسط تعداد زيادي از افراد با فشارخون بالا براي كنترل فشارخون نياز به مصرف 3 تا 4 نوع دارو دارند.

چربي خون احتمال بيماري قلبي را بيشتر مي کند
چربي موجود در جريان خون (ليپيدها)، منجر به سخت‌شدن سرخرگ‌ها (اترواسكلروز) مي‌شوند. اين چربي‌ها تحت‌عنوان كلسترول و تري‌گليسيريد ناميده مي‌شوند. هر دو نوع اين چربي‌ها براي بدن ضروري هستند و به سلول‌هاي بدن كمك مي‌كنند تا به صورت طبيعي فعاليت داشته باشند و به زبان ساده‌تر در تامين سوخت موردنياز بدن كمك مي‌كنند. تنها در صورتي كه ميزان اين چربي‌ها از حد مجاز افزايش يابد منجر به سختي سرخرگ‌ها و به عبارتي گرفتگي يا انسداد عروق مي‌شوند. اغلب پزشكان با بررسي سطح كلسترول خون آن را به عنوان يك مشخصه براي شانس بيماري‌هاي قلبي در نظر مي‌گيرند. كلسترول از دو بخش عمده تحت‌عنوان چربي خوب (HDL) و چربي بد (LDL) تشكيل شده است. بسته به وجود تعداد عوامل خطر ديگر در بروز بيماري‌هاي قلبي‌ـ عروقي بهتر آن است كه ميزان كلسترول موردنظر تا 200 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر نگه‌داشته شود. همين ميزان براي تري‌گليسيريد در اين افراد نيز قابل‌قبول است.پايين نگه‌داشتن ميزان كلسترول به خصوص كلسترول بد (LDL)، شانس بروز بيماري‌هاي قلبي ـ‌ عروقي را كاهش مي‌دهد. افرادي كه كلسترول خون بالايي دارند بايد در نظر داشته باشند كه عادت‌هاي غذايي خود را به صورت اجتناب از مصرف غذاهاي چرب و ساير مواد غذايي كه حاوي مقادير بالايي از كلسترول هستند، مانند گوشت قرمز، مواد لبني پرچرب و... تغيير دهند. رژيم غذايي به تنهايي فقط ميزان اندكي از چربي خون بالا را كاهش مي‌دهد بنابراين براي كاهش سطح بسيار بالايي از كلسترول نياز به مصرف داروها مخصوص است. اگر چه اين داروها بسيار موثر هستند اما مي‌توانند سبب بروز يك سري عوارض جانبي در بيمار شوند يا با ساير داروهاي مصرفي بيمار مبتلا به بيماري‌هاي كليوي تداخل دارويي ايجاد كنند، به همين علت پزشكان به طور مرتب بيمار را تحت‌نظر مي‌گيرند. تري‌گليسيريد نيز نوعي چربي است كه به صورت طبيعي در خون يافت مي‌شود. زماني كه سطح آن به طور غيرطبيعي افزايش پيدا كند مي‌تواند عامل خطري در بروز سختي عروق باشد. كاهش مقدار مصرفي قند رژيم غذايي ممكن است در كاهش سطح تري‌گليسيريد تاثير داشته باشد. به خاطر داشته باشيد كه داروهايي نيز براي اين منظور وجود دارند.مصرف دخانيات از خطرناك‌ترين عوامل خطر در بروز سختي‌ سرخرگ‌ها است. دخانيات باعث كاهش سطح كلسترول خوب (HDL)، افزايش فشارخون، كاهش ميزان اكسيژن در جريان خون و ايجاد لخته به راحتي در رگ‌هاي خوني كوچك قلب و مغز مي‌شود. مصرف‌ سيگار (دخانيات) مي‌تواند باعث حمله قلبي و مرگ ناگهاني شود، مخصوصا در بيماراني كه سابقه مشكلات قلبي ـ عروقي داشته‌اند. از طرف ديگر باعث بدتر شدن بيماري كليوي مي‌شوند. ترك مصرف دخانيات مهم‌ترين راه براي كاهش بروز سكته‌هاي مغزي و حمله قلبي است، حتي در افرادي كه در گذشته به ميزان فراوان سيگار مصرف مي‌كرده‌اند صرف‌نظر از مدت زمان و ميزان مصرف دخانيات در گذشته با ترك‌ آن شانس بروز حمله قلبي به نصف مي‌رسد.

تاثير ديابت در بروز بيماري هاي قلبي
ديابت شيرين يا همان ديابت قندي نيز يك عامل بسيار موثر در ايجاد سختي سرخرگ‌ها است. ديابت باعث انسداد در عروق كوچك در كليه‌ها، قلب، مغز و چشم‌ها مي‌شود. اين بيماري همچنين شايع‌ترين عامل در ايجاد نارسايي كليوي است. بنابراين توجه داشته باشيد افزايش ميزان قندخون با نقصان در عملكرد كليه‌ها، حمله‌هاي قلبي، سكته مغزي و كور شدن همراه است.ديابت در بالغان اغلب با افزايش وزن همراه است، كه با كاهش وزن بر اساس يك رژيم غذايي بسيار دقيق و ورزش مي‌توان شانس بروز بيماري‌هاي قلبي را كاهش داده و به اين وسيله مي‌توان ديابت را نيز كنترل كرد. جهت دستيابي به بهترين راه براي كنترل قندخون، ممكن است بيماران ديابتي نياز به مصرف دارو به صورت خوراكي يا تزريق انسولين داشته باشد. آنچه كه ممكن است بعضي از داروهاي ضدديابت براي بيماران با مشكلات كليوي مناسب نيست علت آن است كه اين داروها منجر به تجمع اسيد در جريان خون مي‌شوند. پزشكاني كه با بيماران كليوي سروكار دارند از تجويز اينگونه داروها اجتناب مي‌كنند.هموسيستئين (نوعي اسيد آمينه كه در پروتئين يافت مي‌شود) به طور طبيعي در جريان خون يافت مي‌شود. سطح اين اسيد آمينه در بيماران مبتلا به بيماري‌هاي مزمن كليوي بالا رفته و منجر به سختي سرخرگ‌ها مي‌شود. سطح خوني هموسستئين را مي‌توان با مصرف دوزهاي بالايي از اسيدفوليك و ساير ويتامين‌هاي B مي‌توان كاهش داد. اما هنوز پزشكان كاملا به اين مساله كه مصرف ويتامين‌هاي ذكر شده شانس حمله‌هاي قلبي و سكته مغزي را كاهش مي‌دهند، اطمينان ندارند.

بيماران کليوي توجه کنند
بيماران مبتلا به مشكلات كليوي در معرض خطر بالايي از سختي سرخرگ‌ها و در نتيجه حمله‌هاي قلبي، نارسايي قلبي و سكته‌هاي مغزي قرار دارند. عوامل مختلفي در اين امر دخالت دارند. به نكات زير براي پيشگيري از بروز اترواسكلروز (سختي سرخرگ‌ها) توجه كنيد. تصور مي‌شود اين شيوه‌هاي پيشگيري در بيماران كليوي بسيار موثر هستند.
1- كنترل فشارخون
2- ترك مصرف دخانيات
3- كاهش كلسترول و تري‌گليسيريد
4- كاهش وزن
5- رژيم غذايي مناسب
6- ورزش

 ارتقاي سلامت با افزايش بهره‌وري به دليل كاهش بيماري، كاهش غيبت از كار، افزايش روحيه كاري، ارائه تصويري خوب از سازمان براي مخاطبان از يكسو و كاهش هزينه‌ها به دليل کاهش سوانح و بار ناشي از آن، کاهش هزينه‌ بيمه‌هاي بهداشتي در نتيجه تقاضاي پايين مراقبت بيمار، کاهش هزينه‌هاي درمان، ناتواني و مرگ، کاهش جايگزيني کارمند و هزينه‌هاي آموزش در نتيجه کمتر شدن جابه‌جايي کارمندان از سوي ديگر موجب اين صرف‌جويي مالي مي‌شود.

ارتقاي سلامت در محل كار، مي‌تواند شامل کليه اقداماتي كه هدف آن توانمندسازي افراد براي داشتن احساس مثبت، حفظ و حراست از سلامت جسمي و معنوي، ارتقاي انگيزه براي ارائه کار صحيح و مفيد و توليد بيشتر است؛ باشد متاسفانه موضوع تغذيه و غذاي سالم در محيط كار، هيچ متولي خاصي در كشور ندارد. همين امر سبب‌شده تا سلامت و ايمني غذايي که درون يا بيرون سازمان‌ها و شركت‌ها توليد و عرضه مي‌شود با وجود اهميت کيفيت آن براي حفظ و ارتقاي سلامت کارکنان، اغلب درست و مطابق با موازين سلامت و در نهايت استاندارد‌هاي از پيش تدوين‌شده نباشد. علاوه بر اين برگزاري مناقصه تهيه غذاي كاركنان بخش‌هاي دولتي و خصوصي يک هشدار جدي است. برنده مناقصه تهيه غذاي نهاد‌هاي دولتي و خصوصي شرکتي است که پايين‌ترين قيمت را ارائه مي‌دهد. در چنين شرايطي، کارکنان از غذايي سالم و با کيفيت مناسب بهره نمي‌برند و در معرض خطر انواع بيماري‌ها نيز قرار مي‌گيرند.

نگاه توليد‌کنندگان غذا در محيط‌هاي جمعي اغلب بر اساس سليقه افرادي که در آن محيط غذا صرف مي‌کنند، معطوف است و اغلب طعم و ميزان غذا و نوع مواد اوليه بر اساس استاندارد‌هاي مشخصي نيست.

شايد سليقه سرآشپز در يک محيط کار موجب شود، کارکنان بعد از چند ماه همگي به افزايش کلسترول يا چاقي مبتلا شوند. متاسفانه زمينه‌هاي فرهنگي خصوصا در محيط‌هاي کارگري توجه به ميزان و حجم غذا دارد و چون اغلب روز‌ها برنج يکي از انواع غذا‌هايي است که سرو مي‌شود و افراد غذاي چرب را هم بيشتر مي‌پسندند، ممکن است بعضي از افراد مستعد در اين زياده‌خواري‌ها مبتلا به بيماري‌هايي شوند که موجب شود هزينه سنگيني براي کنترل بيماري بپردازند. حتي ممکن است اين غفلت از کارافتادگي و زود مرگي را به دنبال داشته باشد.

توجه دادن متوليان سلامت به تغذيه مناسب در محيط کار از اهميت زيادي بر خوردار است. محيطي که اقتصاد کشور را مي‌چرخاند و هرگونه بي‌توجهي مي‌تواند کارکنان و کارگران ماهر را از چرخه فعاليت سازنده دوركرده و از کارافتادگي و معلوليت كاركنان را به دنبال داشته باشد.

كارشناسان سلامت محيط و کارشناسان تغذيه در مکان‌هاي عمومي، مسوولان خانه‌هاي بهداشت کارگري در کارخانه‌ها و مديران خريد مواد غذايي و حتي مسوولان مالي کارخانه‌ها و ادارات که معمولا مسوول انعقاد قرار داد با توليد‌کنندگان غذا براي اين محيط‌ها هستند و همچنين کارشناسان نظارت بر اماکن توليد غذا، کارشناسان بهداشت محيط و حتي نمايندگان کارکنان و کارگران، بايد موضوع تغذيه سالم در محيط کار را جدي بگيرند.

بيماري هاي غيرواگير در کارگران بالاتر است
آموزش و فرهنگ‌سازي در ارتقاي سلامت تغذيه‌اي كاركنان از ديگرمحور‌هاي مورد توجه در زمينه غذاي کارمندان است. با توجه به پژوهش‌هاي صورت گرفته از سوي موسسه تغذيه، توسعه و سلامت ايران تغذيه نامناسب و بي‌تحرکي موجب افزايش وزن، چاقي، ديابت، بيماري‌هاي قلبي و افزايش فشارخون در کارکنان‌ شده و در اغلب موارد ميزان بروز و شيوع در جمعيت کارگري بالاتر از ساير گروه‌ها ديده‌شده است. اين موسسه قادر بود با تغيير منوي غذايي و تشويق کارکنان به فعاليت‌هاي بيشتر بدني و آموزش‌هاي مکرر تا حدي اين روند را کاهش دهد ولي در نهايت توليد‌کننده غذا که توسط مسوولان مالي ارگان‌ها و شركت‌ها انتخاب مي‌شدند تمام تلاش‌ها را خنثي مي‌كردند. متاسفانه تعداد زيادي از توليد‌کنندگان و درست‌تر بگوييم شرکت‌هايي که مجوز اين کار را گرفته‌اند، تخصصي در اين رشته ندارند، مجوز اين موسسات بايد توسط وزارت بهداشت تامين شود و قبل از شروع به کار بايد دوره‌هاي آموزشي لازم را بگذرانند.

متاسفانه ما براي يک جعبه دستمال کاغذي استاندارد داريم ولي براي توليد‌کنندگان غذا که با روش‌ها و موقعيت‌هاي گوناگون حتي در دکه‌هاي کوچک، منزل، خيابان و... غذا توليد مي‌كنند و به فروش مي‌رسانند نه استانداردي داريم نه طبقه‌بندي از نظر کار کيفي و نه متاسفانه نظارت مطلوب. بر همين اساس علت عمده شيوع بيماري‌هاي غيرواگير نيز بي‌توجهي به موارد فوق است.

افزايش آمار بيماري ها در نتيجه تغذيه نامناسب
اشتغال افراد خانواده بيرون از منزل و خصوصا اجبار به کار و کسب درآمد براي تامين هزينه‌هاي روبه تزايد زندگي موجب مي‌شود که خانواده‌ها و خصوصا زوج‌هاي‌ جوان گاهي در 2 يا 3 شيفت کار‌کنند و همين امر آنها را از تهيه و صرف غذا در خانه محروم مي‌کند.

تقريبا تمام کساني که بيرون از منزل به کار اشتغال دارند حداقل يک وعده از غذاي خود را در محل کار خود، اغذيه‌فروشي‌ها، فست‌‌فود‌ها يا رستوران‌هاي کارخانه‌ها و کلا بيرون از منزل صرف مي‌کنند.

ويژگي اغلب غذاهايي که خارج از خانه طبخ مي‌شود اين است که به مقدار زياد و براي تعداد زيادي تهيه مي‌شود و بنابراين اگر رعايت نکات بهداشتي و سلامت در تهيه مواد اوليه، پاک‌كردن، شست‌وشو، فرآوري و پخت غذا صورت نگيرد به عده زيادي که به عنوان مشتري مصرف‌کننده اين غذا هستند آسيب وارد مي‌شود. اين آسيب‌ها با توجه به نوع مشکل که در جريان توليد غذا صورت مي‌گيرد متفاوت است و ممکن است از بروز يک اسهال ساده تا مسموميت‌هاي شديد غذايي يا ابتلا به انگل‌ها و ساير بيماري‌هاي ناشي از غذاي آلوده باشد يا به دليل مصرف نوع مواد اوليه و شرايط پخت نادرست زمينه مساعدي براي ابتلا به بيماري‌هاي غيرواگير را فراهم کند.

وقتي غذايي در حجم زياد سرخ مي‌شود مراقبت از حرارت و لزوم تعويض روغن از مسائل مهمي است که ممکن است مورد غفلت قرار گيرد. علاوه بر اين، نوع روغن مصرفي نيز بسيار مهم است.

در اين‌گونه غذاخوري‌ها، معمولا سالادها و سبزي‌ها جايگاهي ندارند و در صورت استفاده از آنها نيز مشکلاتي وجود دارد. با توجه به گذار اپيدميولوژيک بيماري‌ها و گسترش رو به تزايد بيماري‌هاي غيرواگير که به سرعت کشورهاي در حال توسعه مانند کشور ما را نيز درگير کرده جوانب تغذيه‌اي غذاها و خصوصا غذاهاي بيرون از منزل به دلايل زير بايد مورد توجه مسوولان بهداشتي کشور و همچنين مديران کارخانجات و واحد‌هاي اقتصادي، ادارات در بخش دولتي و خصوصي قرار گيرد. لازم به ذکر است که اين بيماري‌ها اغلب از نظر اقتصادي ضرر‌هاي هنگفتي به چرخه اقتصادي کشور از طريق ناتواني نيروي کار، غيبت از کار، از کارافتادگي علاوه بر هزينه‌هاي درماني که به کارفرمايان يا کارکنان تحميل مي‌کند وارد مي‌سازد.

روندرو به گسترش چاقي و عوارض ناشي از آن، افزايش کلسترول خون به عنوان مهم‌ترين عامل خطر بيماري‌هاي قلبي، افزايش شيوع بيماري‌ ديابت، افزايش شيوع بيماري‌هاي قلبي‌عروقي، افزايش معلوليت‌ها به دليل سکته‌هاي مغزي و قلبي، احتمال افزايش فشارخون در جمعيت به دليل غذاهاي شور، افزايش شيوع بيماري‌هاي اسکلتي استخوان- زانودرد، کمردرد و پوکي استخوان، افزايش ابتلا به انواع سرطان‌ها، کاهش سن ابتلا به اين بيماري‌ها در جمعيت، افزايش موارد مرگ ومير ناشي از اين بيماري‌ها در جمعيت.

به اين توصيه ها توجه کنيد :
در زير چند توصيه براي داشتن يک رژيم غذايي سالم در محيط کار بيان مي‌شود:

• به طور كلي از مواد اوليه غذايي با كيفيتي بهتر و رعايت استانداردهاي موجود استفاده شود.

• کليه مواد غذايي صنعتي شماره پروانه وزارت بهداشت را داشته باشند و از خريد مواد مجهول جدا خود داري شود.

• در مراكزي كه نانشان را خودشان پخت مي‌كنند شرايط پخت، استفاده از مخمر و حذف کامل جوش شيرين مد نظر باشد و روش نگهداري نان پس از پخت بهبود يابد.

• از انواع گوشت قرمزكم چرب يا گوشت سفيد يعني ماهي يا مرغ بيشتر استفاده شود.

• روغن مايع يا مايع سرخ كردني از انواع مرغوب كه داراي بو يا طعم نامطبوع نيستند انتخاب شوند و در محيط تاريك و سرد نگهداري شوند. همچنين باقيمانده روغن پس از طبخ دور ريخته شود.

• مصرف لبنيات بيشتر شود و از لبنيات كم چرب استفاده شود.

• در ميان‌وعده‌ها حتي‌الامکان به جاي بيسکويت از ميوه استفاده شود.

احتمالا 2 گروه از افراد مسن را مي‌بينيد، اول گروهي كه با قد و قامتي راست و سري بالا حركت مي‌كنند و دوم گروهي كه با پشتي خميده و سري فروافتاده راه مي‌روند، انگار كه تمام بار دنيا روي دوش آن‌هاست. فرق اين 2 گروه، در مفاصل و استخوان‌هاي آنهاست. مهم‌ترين كاري كه بايد انجام دهيد تا در ميانسالي سالم و سرحال باشيد توجه به سلامت قلب و مغز است. اما اگر مي‌خواهيد بدن استواري در آن سن داشته باشيد و بتوانيد فعاليت كنيد بايد به فكر سلامت استخوان‌ها و مفاصل‌ خودتان هم باشيد. يادتان باشد افزايش تراكم استخواني شما در 03‌سالگي متوقف مي‌شود.



چرا زنان بيشتر در معرض خطر هستند؟

استخوان‌ها بافت زنده‌اي هستند كه طي مراحلي كه به آن «دوباره‌سازي» گفته مي‌شود شكسته و دوباره‌سازي مي‌شوند. سلول‌هاي موسوم به «استئوبلاست» كارساخت استخوان و سلول‌هاي موسوم به «استئوكلاست» كار شكستن استخوان‌ها را انجام مي‌دهند. تا حدود 30سالگي اگر تغذيه و ورزش فرد مناسب باشد، عملكرد استئوبلاست‌ها بيشتر از استئوكلاست‌هاست و استخوان بيشتر از آن‌كه تجزيه شود، ساخته مي‌شود. در حدود 30 سالگي استخوان‌ها به حداكثر ميزان غلظت تراكم خود مي‌رسند و سرعت عملكرد استئوبلاست‌ها و استئوكلاست‌ها  تقريبا مساوي مي‌شود. اما در حدود 50سالگي، سرعت عملكرد استئوكلاست‌ها بيشتر از استئوبلاست‌ها مي‌شود و استخوان‌ها آرام آرام ظريف‌تر‌، ضعيف‌تر و شكننده‌تر مي‌شوند. 



نكتــه:

اگر مي‌خواهيد مكمل‌ كلسيم بخوريد يادتان باشد مكمل‌هاي كلسيم سيترات بهتر و راحت‌تر از كلسيم كربنات جذب مي‌شود و ايجاد گاز در معده با كلسيم سيترات كمتر از كلسيم كربنات است. درضمن يادتان باشد بهتر است كلسيم به ميزان نه چندان زياد به بدن برسد. پس بهتر است يك قرص كلسيم يا مكمل را به دونيم كنيد و به فاصله 21ساعت بخوريد



يك دستور العمل براي مقاومت استخوان

كلسيم+ ويتامين D + ورزش‌هاي مقاومتي= استخوان‌هاي قوي و با تراكم بالا

براي زنان، تا 81 سالگي ميزان مناسب كلسيم در روز 0031 ميلي‌گرم و از 81 سال تا دوران يائسگي 0001 ميلي‌گرم است. بعد از اين دوران ميزان نياز روزانه بين 0012 تا 0051 ميلي‌گرم است.ميزان مصرف توصيه شده روزانه براي زنان زير 05 سال در مورد ويتامين D، 002 واحد است. آمار نشان مي‌دهد در آمريكا و كانادا سه‌چهارم زنان و دختران جوان مقدار كافي كلسيم و ويتامين D دريافت نمي‌كنند كه يكي از علت‌هاي آن شايد بيشتر مصرف كردن آب، سويا، نوشابه و آبميوه‌هاي مختلف و كمتر مصرف كردن شير در اين سال‌ها باشد. برخي پزشكان مي‌گويند زنان جوان بهتر است حداقل روزانه 004واحد ويتامين D مصرف كنند.



علت اين مسئله چيست؟ 

هنوز نمي‌توان علت دقيق آن را مشخص كرد اما شايد يك دليل آن كاهش استروژن پس از وقوع يائسگي باشد. هورمون استروژن بر توليد استخوان تاثير دارد و كمبود آن، باعث تضعيف سرعت ساخت استخوان مي‌شود. اگر شما در سن بالا رژيم غذايي مناسب داشته باشيد، مكمل غذايي مصرف كنيد و ورزش منظم انجام دهيد مي‌توانيد تراكم استخوان‌تان را در حد مطلوبي حفظ كنيد اما هرگز نخواهيد توانست آن را به حد 30سالگي خودتان برسانيد. 25درصد از تراكم استخوان تا زمان بلوغ شكل مي‌گيرد. در 18 سالگي حدود 90درصد از تراكم استخوان شما شكل گرفته است و تا 30سالگي اين ميزان به 100درصد مي‌رسد. براي آن‌كه اين ميزان حداكثر باشد بايد طي دوران رشد مقدار مناسب ويتامين D و كلسيم در بدن‌تان باشد و به اندازه كافي هم ورزش كنيد. تضعيف بافت استخواني هم در مردان و هم در زنان رخ مي‌دهد اما اين مسئله در زنان مهم‌تر است زيرا استخوان‌هاي آن‌ها كوچك‌تر و ضعيف‌تر است و باتوجه به كاهش هورمون استروژن در آن‌ها، احتمال بروز مشكلات استخواني بيشتر است.مطالعات نشان داده زناني كه مدت‌ها دوره زنانه ندارند (مبتلا به آمنوره هستند) در خطر كاهش تراكم استخوان و استئوپروز، در سن پايين هستند. زناني هم كه ورزش‌هاي بسيار سنگين انجام مي‌دهند، يا ‌آن‌هايي كه به دليل مشكلات روحي و رواني وزن بسيار پايين دارند هم ممكن است به‌دليل توقف دوره‌هاي زنانه و كاهش سطح هورمون استروژن در معرض كاهش تراكم استخوان قرار بگيرند. 



نكتــه:

مردان هم ممكن است دچار پوكي‌استخوان شوند اما اين امر در مردان زماني رخ مي‌دهد كه سن آن‌ها بسيار بالا باشد براي مثال اگر براي يك خانم 50 ساله اين اتفاق رخ دهد براي آقايان 65 تا 70 رخ مي‌دهد به اين دليل كه مردان با تغييرات هورموني كه زنان در مرز دوران يائسگي با آن روبه‌رو مي‌شوند روبه‌رو نيستند.



چرا بايد كلم بروكلي بخوريم؟

بعضي ما زماني كه اسم كلسيم را مي‌شنويم، ياد شير مي‌افتيم اما مثلا شير سويا كلسيم زيادي ندارد‌.حدود 80 ميلي‌گرم در يك ليوان شير سويا در مقايسه با 300 ميلي‌گرم در شيرگاو. اين هم يك مسئله بسيار مهم است كه بدانيد كه شير تنها منبع كلسيم نيست. منابع غيرلبنياتي كلسيم عبارتند از سبزي‌هاي برگدار سبز تيره و توفو.كلسيم در بخش چربي شير نيست و به همين دليل است كه چرب‌كردن شير باعث كم شدن كلسيم آن نمي‌شود. باتوجه به اين‌كه چربي موجود در لبنيات از نوع چربي‌هاي اشباع شده (چربي‌هاي ناسالم) هستند، بهترين كار اين است كه سعي كنيد از شيرهاي كم‌چرب و بدون چربي استفاده كنيد. 



سوپردارو بخوريد

ويتامين D نقش مهمي در سلامت استخوان‌ها بازي مي‌كند. رابطه جذب كلسيم و ويتامين D مثل رابطه يك درب بسته و كليد است. در واقع، ويتامين D كليد جذب كلسيم است. وقتي كلسيم بدن كم مي‌شود بدن ويتامين D را به فرم فعال آن درمي‌آورد و اين ويتامين D فعال شده به روده‌ها مي‌رود و باعث افزايش ميزان جذب كلسيم و در عين حال مانع دفع كلسيم مي‌‌شود. ويتامين D به‌طور طبيعي وقتي پوست در معرض نورآفتاب قرار بگيرد ساخته مي‌شود اما فكر نكنيد كه بودن در فضاي آزاد به معناي ساخته‌شدن قطعي ويتامين D است. در بعضي از نقاط جهان، به‌خصوص در زمستان‌ها مقدار اشعه آفتاب كه به پوست مي‌رسد، براي ساختن ويتامين D به مقدار كافي نيست. در عين حال، پوست تيره، ضدآفتاب‌ها، شيشه‌ پنجره‌ها، لباس‌ها، دستكش و شال‌ها مي‌توانند همگي مانع ساخته‌شدن ويتامين D به اندازه كافي شوند. منابع اصلي غذايي ويتامين D زرده تخم‌مرغ، محصولات غني شده با ويتامين D، ماهي‌ها و جگر هستند. درضمن بسياري از مولتي‌ويتامين‌ها و مكمل‌هاي كلسيم هم ويتامين D درخود دارند. يادتان باشد ويتامين D فقط براي حفظ سلامت استخوان‌ها مهم نيست و هرروز فوايد بيشتري براي اين ويتامين كشف مي‌شود به گونه‌اي كه برخي از پزشكان‌ اين ويتامين را «سوپرداروي جديد» مي‌دانند.



وقتي شكلات مي‌خوريد كلسيم جذب نمي شود

  •   كلسيم از طريق غذا وارد بدن انسان مي‌شود و در روده كوچك بايد جذب شود. حالا مشكل كجاست؟ مشكل اين‌جاست كه كلسيم براي جذب بايد با منيزيم،‌ مس و آهن رقابت كند و اين به آن معناست كه اگر معده شما از موادغذايي حاوي اين عناصر پر باشد در جذب كلسيم مشكل پيش مي‌آيد. براي مثال وقتي معده شما از شكلات، حبوبات وچاي پر باشد جذب كلسيم مشكل مي‌شود اما در عوض، كلم بروكلي باعث افزايش جذب كلسيم مي‌شود.
  •    رژيم‌هاي غذايي پرپروتئين مثل رژيم «اتكينر» براي استخوان‌ها بد هستند. وقتي بدن پروتئين را جذب مي‌كند اسيدهايي در خون آزاد مي‌كند كه بدن به وسيله كلسيم اين اسيدها را خنثي مي‌كند. پروتئين‌هاي حيواني به نظر بيشتر از پروتئين‌هاي گياهي كلسيم بدن را از مسير جذب استخواني خارج مي‌كنند به‌‌همين دليل مصرف مقادير زياد پروتئين با ريشه حيواني مي‌توانند به استخوان‌هاي شما ضرر برسانند.



چرا بايد قرص كلسيم را نصف كرد و خورد

  •   براي آ‌ن‌كه بتوانيد جذب كلسيم در بدن‌تان را بالا ببريد چند راه پيش‌رو داريد. اول اين‌كه سعي كنيد كلسيم موردنظر بدن‌تان را از منابع غذايي به دست بياوريد نه از طريق مكمل‌ها و قرص‌هاي كلسيم. درعين حال بايد براي جذب مناسب كلسيم، حداقل 004 واحد ويتامين D روزانه در بدن‌تان داشته باشيد.
  •   اگر مي‌خواهيد مكمل‌ كلسيم بخوريد يادتان باشد مكمل‌هاي كلسيم سيترات بهتر و راحت‌تر از كلسيم كربنات جذب مي‌شود و ايجاد گاز در معده با كلسيم سيترات كمتر از كلسيم كربنات است. درضمن يادتان باشد بهتر است كلسيم به ميزان نه چندان زياد به بدن برسد. پس بهتر است يك قرص كلسيم يا مكمل را به دونيم كنيد و به فاصله 21ساعت بخوريد.